شیر زن ایرانی که دربار هارون را لرزاند…

«حُسنیه» نام بانویی ایرانی تبار بود. او در کودکی وارد خانه امام جعفرصادق(ع) شد تا به خدمتکاری منزل مشغول باشد، اما در طول دو دهه سکونت در منزل امام و تلمذ و شاگردی از محضر ایشان تبدیل به بانویی دانشمند شد.

کد خبر: 11573
تاریخ انتشار : مرداد ۲۹, ۱۳۹۳

«حُسنیه» نام کنیزی ایرانی تبار بود. او در کودکی وارد خانه امام جعفرصادق(ع) شد تا به خدمتکاری منزل مشغول باشد، اما در طول دو دهه سکونت در منزل امام و تلمذ و شاگردی از محضر ایشان تبدیل به بانویی دانشمند شد. بعد از شهادت امام صادق(ع)، حسنیه را که بانویی جوان شده بود، به بازرگانی فروختند. پس از مدتی آن بازرگان دچار تنگدستی و فقر شدید شد. وقتی که حسنیه وضعیت بازرگان را چنین دید، به او پیشنهاد کرد که به دربار هارون الرشید عباسی برود و پیشنهاد فروش کنیزی دانشمند ـ یعنی خودش ـ را به یحیی بن خالد، وزیر هارون به قیمت صدهزار اشرفی بدهد!. بازرگان که هم خود شیعه بود و هم از اعتقادات شیعی حسنیه خبر داشت به این امر راضی نبود و می ترسید که جان حسنیه به خطر بیافتد. اما حسنیه قسم یاد کرد که خطری متوجه او نمی شود.

به این ترتیب بازرگان با وزیر هارون صحبت کرد و گفت که کنیزش آنقدر دانشمند است که می تواند با علمای فِرق مختلف مناظره کند و آنها را در بحث قانع کند…

وقتی هارون الرشید ماجرا را از زبان وزیرش شنید گفت که احتمالا این کنیز شیعه است و باید او بکُشیم. اما یحیی بن خالد گفت که اگر این کنیز به مناظره با علما بپردازد و شکست بخورد هم تفکر شیعه شکست خورده و هم بعدش می توانیم او را بکشیم اما اگر واقعا اینقدر دانشمند باشد حتما ارزش صدهزار اشرفی را دارد…

به این ترتیب مجلسی در دربار هارون برپا شد و علمای مخالف شیعه به رهبری «ابراهیم بن خالد عوفی» ـ معتزله ـ شروع به مناظره با حسنیه کردند. حسنیه با آرامش و طمأنینه و براساس علومی که از محضر امام کسب کرده بود؛ شروع به بحث کردن با او و سایر علما شد. در بحث اول ولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ را با نص پیامبر اثبات کرد که مخالفان نتوانستند دلیلی در برابر نص مستقیم پیامبر(ص) بیاورند.

بانوانی که شاگرد امام صادق بودند

 بعد او جریان بخشیده شدن فدک به حضرت زهرای مرضیه ـ سلام الله علیها ـ را پیش کشید و حقانیت اهل البیت را در مالکیت بر آن به اثبات رساند که باز مخالفین نتواستند پاسخی بدهند. و در آخر به قضیه کربلا پرداخت و چنان مرثیه ای در رثای سیدالشهدا خواند که حضار مجلس به گریه افتادند و هارون به شدت احساس خطر کرد… پس اعلام کرد که واقعا این کنیز سخنگوی ماهری!! است و به او صدهزار اشرفی  و خلعتی هدیه داد و مجلس را به پایان رساند. و به این ترتیب بازرگان از فقر و حسنیه از مرگ نجات پیدا کرد. چند سال بعد از آن ماجرا و شهادت امام موسی کاظم ـ علیه السلام ـ حسنیه به مدینه رفت و پس از هجرت اجباری امام رضا ـ علیه السلام ـ به طوس، حسنیه هم به دنبال ایشان به طرف طوس حرکت کرد اما قبل از رسیدن به حضرت در نزدیکی تربت حیدریه فعلی به رحمت خدا رفت.

جالب است که بدانید برخی از اهل تسنن به سندیت این ماجرا تشکیک وارد کرده اند ـ کامل این ماجرا در پایان کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی آورده شده است ـ و البته علمای شیعه در مقابل علاوه بر ارائه مستندات خود در صحت این روایت، همیشه این سوال را پرسیده اند که بر فرض اسناد این روایت از منظر شبهه وارد کنندگان معتبر نباشد اما استدلال ها و ادلّه محکم روایی و عقلی حسنیه در اثبات حقانیت اهل البیت را چگونه می توان زیر سوال برد؟…

 کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب

منابع:

۱-«مکالمات حسنیه در دربار هارون الرشید با علمای مخالفین»، نوشته ابوالفتح حسین بن علی رازی، ترجمه ابراهیم استرآبادی، نشر پرسش، چاپ اول ۱۳۸۳٫ش

۲-«دایره المعارف تشیع»، جلد۶، نشر شهید سعید محبّی، چاپ ۱۳۷۶٫ش، مدخل حسنیه

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.