نقد فیلم “امروز”

فیلموگرافی سیدرضا میرکریمی، متولد ۱۳۴۵ تهران. مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل رشته گرافیک. کارگردانی را با ساخت چند فیلم کوتاه از جمله برای او، یک روز بارانی و خروس آغاز کرد. همچنین دو مجموعه تلویزیونی “آفتاب و عزیز خانم” و “بچه های مدرسه همت” را نیز ساخته است. “کودک و سرباز” نخستین فیلم او بود که […]

کد خبر: 12157
تاریخ انتشار : شهریور ۱۵, ۱۳۹۳

فیلموگرافی
سیدرضا میرکریمی، متولد ۱۳۴۵ تهران. مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل رشته گرافیک. کارگردانی را با ساخت چند فیلم کوتاه از جمله برای او، یک روز بارانی و خروس آغاز کرد. همچنین دو مجموعه تلویزیونی “آفتاب و عزیز خانم” و “بچه های مدرسه همت” را نیز ساخته است. “کودک و سرباز” نخستین فیلم او بود که در جشنواره هجدهم فیلم فجر به نمایش درآمد و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را برای او به ارمغان آورد. دومین فیلم او با نام “زیر نور ماه” در نوزدهمین جشنواره فیلم فجر خوش درخشید و همین فیلم به عنوان بهترین فیلم سال ۱۳۸۰انتخاب گردید؛ اینجا چراغی روشن است، خیلی دور خیلی نزدیک، به همین سادگی و یه حبه قند از فیلم های اوست.

او امسال در سی و دومین جشنواره فیلم فجر با فیلم امروز ظاهر شد، تهیه کنندگان این فیلم، سیدرضا میرکریمی، معاونت برون‌مرزی سیما است و فیلمنامه نویسی آن را، شادمهر راستین و سیدرضا میرکریمی برعهده گرفتند و بازیگران این فیلم، پرویز پرستویی، سهیلا گلستانی، شبنم مقدمی هستند.
رضا میرکریمی در فیلم «امروز» قصد داشته قهرمان که خودش را بی‌نیاز از قضاوت دیگران می‌داند به نمایش بگذارد. وی در پاسخ به این سؤال که چرا این فیلم را ساختید، گفت: «قهرمانی که خودش را بی‌نیاز از قضاوت دیگران می‌داند برایم عجیب و در عین حال جذاب بود. دنبال یک نوع عفت می‌گشتم که تظاهر و شعار در آن نباشد و بدون آنکه بخواهد مانند قهرمان خیلی دور خیلی نزدیک شهر را ترک کند و تنهایی را انتخاب کند،‌ این شخصیت در تعامل نزدیک با مردم است و مردم را به مقصد می‌رساند.»

 

خلاصه داستان
یونس (پرویز پرستویی) راننده‌ تاکسی کهنه‌ کاری است، که به صدیقه (سهیلا گلستانی) زن جوان بارداری که ناگهان در هنگام ناهار، وارد تاکسی او می شود، کمک می‌ کند تا به بیمارستان برسد. یونس در بیمارستان متوجه می شود که صدیقه همسری ندارد، اما بدون قضاوت در مورد شخصیت و گذشته او به عنوان همراه در کنارش حاضر می شود. در مقابل تمامی کادر بیمارستان که صدیقه را زن صیغه ای او می داند سکوت می کند و حتی زمانیکه متوجه می شود صدیقه از مردی کتک خورده است، باز هم طعنه های دکتر را به جان می خرد؛ اما با مرگ صدیقه بر سر زایمان، او می ماند و یک نوزاد … یونس تصمیم می گیرد بدون اطلاع مسئولین کودک را با خود ببرد.

نکات قوت فیلم
۱ـ ظاهر هنرمندانه
۲ـ هدف ظاهری فیلم
اینکه هدف فیلم نقد فضای قضاوت های بی مورد حاکم بر جامعه ما بوده، قابل تقدیر است.
۳ـ بازی خوب بازیگران

تحلیل
◄ میرکریمی، نام فیلم را «امروز» گذاشت و دلیل آن را این موضوع بیان کرد که؛ قهرمان فیلم امروز تصمیم می‌گیرد و با گذشته زن کاری ندارد بدون پرسش حاضر می‌شود کمک کند. یک کم توصیه به اینکه امروز تکلیفمان چیست.
اما آیا راننده نمی‌توانست ضمن معرفی هویت خودش، به زن بیمار کمک‌های مالی و غیرمالی کند؟ آیا اتخاذ روحیه اخلاقی در جامعه بی‌تفاوت معاصر، با مصداقی همچون ربودن یک نوزاد از بیمارستان که خود عملی نا‌به هنجار است قابل طرح است؟
◄ می توان با توجه به گفته کارگردان؛ یونس را بسیجی دانست، «من هم جبهه بودم و بسیجی بودم. من شخصیتی را در قصه ام گذاشتم که در عین حال که بسیحی است، اما بسیجی سان و رژه ای نیست. بسیجی را نمی توان در سان و رژه برد، چرا که نه سن هایشان بهم می خورد و نه قدهایشان. این آدم خاموش همه این خصوصیات را دارد. یک قهرمان ساده است. جمله ای در فیلم است که یک کارگر خسته می گوید: «اگر خلوت باشد مسافر نیست، اکر مسافر باشد خلوت نیست». یعنی راز این عرفان این است که باید در جمع باشید.»
اما آیا یک بسیجی خود را در مذان اتهام قرار می دهد؟ آیا بسیجی خلاف قانون جامعه اش عمل می کند؟ چرا او قابل الگوبرداری برای زندگی روزمره نیست….
◄ برخی از منتقدین به امروز اینگونه نگریسته اند؛ «میرکریمی در سکوت بازیگر اصلی اش (با بازی پرویز پرستویی) را معرفی می‌کند. نه از پیشینه‌اش حرفی به میان می‌آید و نه حتی اسمش بیان می‌شود. اما مخاطب در پایان او را خوب می‌شناسد. می‌داند او از نسل دفاع است. از نسل آنان که جانشان را سپر پایداری و سربلندی ایران کردند. او هنوز مرد است. مردانه پای زنان پاک سرزمینش می‌ایستد. نه زود تصمیم می‌گیرد درباره کسی و نه انگی و ننگی بر دامان پاک زنان سرزمینش می‌نشاند. نه شانه خالی می‌کند و فرار را بر قرار ترجیح می‌دهد. او مرد است.  قهرمان است. چیزی که این روزها در سینمای ایران نمونه‌اش کم پیدا می‌شود و شاید بهتر بگویم پیدا نمی‌شود. امروز یک داستان ساده بی‌پیرایه دارد. کندی روایت ما را با شخصیت‌ها آشنا می‌کند. امید می‌بخشد به مخاطب که هنوز مردان زیادی در این جامعه زندگی می‌کنند. مردانی که از مظلوم دفاع می‌کنند. مردانی که اهل خیانت نیستند حتی اگر یک عمر در آرزویی بمانند. قهرمان امروز، نشانه مردان جامعه ما را دارد که در سکوت، مردانگی می‌کنند و اهل داد و فریاد نیستند. امروز هم قهرمان دارد و هم امید. امروز یک فیلم ایرانی است.»

آیا مردانگی فقط سکوت است؟ حتی سکوت در برابر اتهام به او؟ آیا مردانگی فقط قضاوت نکردن است؟ آیا مردانگی ربودن کودک است؟
◄ نقد جعفر پناهی به فیلم امروز جالب نظر است؛ «میرکریمى فیلمساز جسورى است، این جسارت را در فیلم‌هاى قبلى‌اش هم مى‌توان دید، اما در «امروز» به قله آن پاى مى‌نهد. قراردادهاى رایج شخصیت‌پردازى را مى‌شکند و بدون دادن بک گراند – جدا از چند نشانه آن هم بدون تاکید- به شخصیت اصلى فیلم‌اش، او را در معرض قضاوت مى‌گذارد. راننده تاکسى در سکوت با چشمانى که سفیدى‌اش به سرخى مى‌زند و پاى بى‌حسى که دیگر به درد نمى‌آید و فقط گاهى مى‌خارد و حکایت از آسیب‌هاى دوران جنگ دارد، خود را بى‌نیاز از قضاوت دیگران مى‌ببیند. او به یک نوع شناخت و آگاهى رسیده است که نیازى نمى‌بیند، در مقابل قضاوت‌هاى دیگران عکس‌العمل از خود نشان دهد. گویى شورش بدون سرو صداى فرد علیه اجتماع است. اجتماعى که بدون آگاهى از حقیقت خود را محق هر نوع قضاوت و عکس‌العمل مى‌بیند. اگر قهرمان «خیلی دور، خیلی نزدیک» شهر را ترک مى‌کند و در تنهایی به شناخت مى‌رسد، قهرمان «امروز»‌اش در دل جامعه با آگاهى و شناخت خود را در معرض اتهام قرا مى‌دهد تا نظاره‌گر قضاوت‌هاى سطحى آنها باشد. اما این شناخت از کجا آمده، جسارت میرکریمى دقیقا در همین جاست که به مخاطبان فیلم‌اش هم نمى‌گوید تا آنها هم براساس شناخت و آگاهى خود تخیل کنند، قصه بسازند و قضاوت کنند. نویسنده و کارگردان با آگاهى از دادن اطلاعات اضافى پرهیز مى‌کنند تا حکایت امروز ایران را بسازند، ایرانى که نمادش بیمارستان است، بیمارستانى که درخت‌هاى تنومند آن حکایت از قدمت‌اش دارد و هنوز ناتوان از بازسازى دوران جنگ است، بیمارستانى که بیمارانش از صداهاى مزاحم آرامش ندارند. صداهایى که ظاهرا در اثر بازسازى ایجاد مى‌شود، ولى سرو صدا براى هیچ است و بیشتر اداى بازسازى است، با این وجود همه گردانندگان‌اش از مسئولان و مدیران گرفته تا نگهبان دم درش، بیشتر از آنکه به فکر درمان باشند به فکر پرونده و پرونده‌سازى براى بیمارانند و خود را محق مى‌دانند هر قضاوت کورکورانه‌اى که مى‌خواهند بکنند و این قضاوت‌شان را حتى با خشونت نشان دهند. شخصیت اصلى اما، حتى در مقابل خشونتى که از آن در امان نیست سکوت مى‌کند، حاضر به عکس‌العمل و هم‌کلام شدن با آن‌ها نیست. اوبا معدود افرادی با میل و رغبت هم‌کلام مى‌شود. یکى از آنها دختر بچه‌اى است علاقه‌مند به نقاشى که على‌رغم میل‌اش مجبور است شب سخت بیمارستان را تحمل کند؛ چرا که مادرش دکتر کشیک است و دوست ندارد بچه در خانه تنها بماند. دختر بچه را در بیمارستان حبس کرده و حتى اجازه نقاشى به او نمى‌دهد. راننده تاکسى در غیاب زن وسائل نقاشى را به دختر مى‌دهد و از او می‌خواهد نقاشى کند. دختر تنها کسى است که گویى راننده را درک مى‌کند و نیز تنها کسى است که متوجه معلولیت پاى راننده مى‌شود. نفر دیگر که راننده در بیمارستان به دلخواه خود با او سخن مى‌گوید، نوزاد نامشروعى است که چند ساعت بیشتر از تولدش نگذشته. او نوزاد را که خود باعث زنده ماندنش است، درون ساک مخفیانه از بیمارستان خارج مى‌کند، وقتى در ساک را داخل ماشین باز مى‌کند چهره نوزاد دیده مى‌شود. همین چهره پلان آخر فیلم است. صداى راننده بر روى این پلان شنیده مى‌شود که گویى خطابش ابتدا نوزاد است و کم‌کم مى‌فهمیم از طریق موبایل با خانواده‌اش صحبت مى‌کند و می‌گوید در حال بازگشت به خانه است، اما نمى‌گوید چه به همراه دارد. چون مطمئن است آنها قضاوت کورکورانه نخواهند کرد. پس او حتما باید نوزاد را از بیمارستان بیرون مى‌برد، تا امید در ما، به نسل آینده باقى مى‌ماند. امیدوارم میرکریمى در برابر سر و صداها و قضاوت‌هاى سطحى که از فیلم‌اش خواهد شد، همچون قهرمان «امروز» سکوت کند و بگذارد هر کس قضاوت خود را بکند. این نیاز جامعه «امروز» است.»

◄ نقد شهیدی فر اینگونه بود: «چیزی که در «امروز» می بینیم این است که نسل جنگ همچنان حافظ جامعه امروز و آینده ایرانی است. یعنی نسل آینده را هم او تربیت خواهد کرد. چیزی که آقای میرکریمی به ما امید می دهند این است که همان نسل زخمی و از جنگ برگشته در اخلاقی ترین برخورد ممکن به تربیت نسل بعد می پردازد. راننده تاکسی ای که در شهر می گردد و جامعه را پاسداری می کند و دست هر افتاده ای را بدون هیچ سوال را می گیرد با آنکه همه اتهام ها هم متوجه خودش است، داد نمی زند و فریاد واسلاما برنمی آورد.»
پس می توان گفت، امروز فیلمی است که مصداق این مصرع است؛ هرکسی از ظن خود شد یار من؛
در ابتدای فیلم، سربازان جوانی را می بینیم که سیگار می کشند و چشمانشان به سمت دختران چرخان است! این سربازان، قرار است خود مدافع جان، مال و ناموس وطن باشند اما همین ناموس از آنها در امان نیست…
اما سرباز قدیم، به علت اعتقادش، حتی زمانیکه تمام زمینه ها مهیای انگ زدن است، به ناموس انگ نمی زند…
نمایش بیمارستانی با کمبود امکانات که هنوز درگیر بازسازی زمان جنگ است؛ خود طعنه ای به جامعه ی اسلامی دارد که ادعا می کند می خواهد به قله های پیشرفت برسد و الگویی شود برای کشورهای جهان.
این سرباز وطن، احتمالا به علت جراحت در جنگ مقطوع النسل شده است یعنی او توان بازتولید تفکر و مردانگی خود را ندارد اما او توانست با کمک به زنی که یا صیغه ای بوده یا فاحشه، دختری را با خود ببرد و تربیت کند یعنی تفکری بسازد از نوع خودش اما این مدافع سرزمین، قانون کشور کنونی اش را دست و پاگیر می داند و دختر را می دزدد و گویی در این جامعه ی در حال بازسازی کسی پیگیر کار او نمی شود و اگر هم بشود، او پاک است و قابل دفاع.

القائیات
۱ـ القای قانون گذاری در خلا
کارگردان فیلم «به همین سادگی» در خصوص پایان‌بندی فیلم «امروز»‌گفت: به نظرم دغدغه‌های زن در دیالوگ‌ها با مرد است که یک حجت شرعی است که کودک را با خود می‌برد و بقیه‌اش برایش مهم نیست که آیا پلیس او را دستگیر می‌کند یا خیر.
۲ـ تحقیر حجاب
صدیقه عزیزی تنها چادری فیلم بود که موهایش مشخص بود و با آنکه باردار بود، صفحه دوم شناسنامه اش خالی بود.
خانم مجد، سوپروایزر بیمارستان خطاب به دخترش که مقنعه اش را جلوی گردنش انداخته بود، گفت: این مقنعه است نه پیشبند؛ نسل جدید مقنعه برایشان مفهوم پیشبند دارد.

 

۳ـ قوانین کنوانسیون حقوق کودک
یکی از قوانین کنوانسیون حقوق کودک، این است که کودک هرکاری که دلش بخواهد می تواند انجام دهد و والدین حق ندارد از عمل او جلوگیری کند و اگر او را زد یا بدون اجازه وارد اتاق او. شد یا.. کودک حق شکایت از مادر را دارد.
دختر خانم مجد خطاب به مادرش: مگر قرار نشد به وسایل همدیگر دست نزنیم.
۴ـ خانواده تک والد
خانواده مدرن خانم مجد، تک والد بود
۵ـ زیرسوال بردن فداکاری
خانم مجد از فداکاری و ایثار بیزار بود و در صحبت با یونس که علت کارش را پرسید و گفت: من می دانم صدیقه زن تو نیست، و جوابی از یونس نشنید، گفت: آدمایی مثل شما هستن که باعث میشن یک عده پاسخگوی بی مسئولیتی خود نباشند و اسم شو فداکاری می ذارن.
۶ـ اشاره به سقط جنین
یکی از پرستاران گفت: این روزا همه به فکر سقط جنینن اما اون حاضر نیست بخاطر وضعیت خطرناکش، اینکارو بکنه.
۷ـ تحقیر وضعیت زنان
صدیقه، زن چادری و فقیری بود که یا ازدواج موقت داشت یا به فحشا کشیده شده بود و تا بحال دوبار سقط غیربهداشتی داشت، مادر و خانواده ای نداشت و مردان از او سوءاستفاده می کردند و حتی در حال بارداری دنده اش را شکسته بودند.
خانم مجد، تنها با دخترش زندگی می کرد.
تنها یونس و زنش که خانواده سنتی بودند کنار هم شاد و عاشق بودند.
۸ـ تحقیر امر الهی
زیرسوال بردن ازدواج موقت؛ خانم مجد خطاب به یونس: صفحه دوم شناسنامه خالیه، موقت بوده، اینجا خوب جایی برای شما، اینجا بهشته مردایی مثل توئه!
حال که در غرب ازدواج موقتی نیست، آیا آمار خشونت علیه زنان پایین است؟ آمار نشان می دهد آمار خیانت و خشونت علیه زنان در هنگام بارداری به مراتب بیشتر از ایران است.
۹ـ شکاف نسلی
در سکانسی که یونس به دختر مجد که تنها بود، گفت: چی دوست داری؟ جواب داد: هیچی دوست ندارم؛ گفت: با عروسکت بازی کن، جواب داد: حوصله عروسک بازی ندارم؛ و از یونس پرسید: موبایلتون بازی داره؟
۱۰ـ متخصص زنان و زایمان، مرد بود.
۱۱ـ  فیلم نامه متوسط
در امروز همه چیز مهیاست تا فیلمی درخشان ساخته شود، اما فیلم‌نامه‌ای متوسط مانع آن شده است.
یک راننده تاکسی که وسط غذا خوردنش یک دفعه یک مسافر بی‌اجازه وارد اتومبیلش می‌شود و سوالات بی‌ربط از او می‌پرسد و تا داخل یک بیمارستان می‌کشاندش، با چه انگیزه‌ای باید در برابر سوء تفاهم دیگران درباره نسبت زوجیت او با مسافر سکوت کند و بعدا بار انواع و اقسام اتهام‌ها و توهین‌ها و حتی کتک خوردن‌ها را هم در این باره بکشد؟ بحث بر سر کمک به یک همنوع نیست (که آن نیز البته باید پشتوانه‌های انگیزشی لازم را داشته باشد که این فیلم ندارد)، بحث بیشتر بر سر یک رفتار غریب در اتخاذ یک سکوت بی‌فایده است. بله… می‌توان برای ریز و درشت این فیلم تعابیری زیبا تراشید و انشایش را به متن الصاق کرد، اما مشکل ضرباهنگ و شخصیت‌پردازی و فقدان قصه درست با این انشا‌ها حل نمی‌شود.
۱۲ـ باورپذیری اندک
تصور کنید شما راننده‌ای هستید که مصدوم یا بیماری را از روی خیرخواهی یا وظیفه به بیمارستانی می‌رسانید، منطقاً نخستین حرفی که به زبان می‌آورید این است که نسبتی با بیمار ندارید تا بدین‌ترتیب مانع از وقوع دردسرهای بعدی باشید؛ اما در امروز پرویز پرستویی بدون منطق سنگینی نگاه دکتر، پرستار و خدمه بیمارستانی را به جان می‌خرد تا مجبور نباشد لب بگشاید و حقیقت را بگوید، حقیقتی که ارزشی ندارد. احتمالاً فیلم‌نامه‌نویسان فیلم فکر کرده‌اند با گفتن حقیقت فیلم به اتمام می‌رسید و روایتی شکل نمی‌گرفت، غافل از آن‌که روایت کنونی نیز شکل درستی نگرفته و باورپذیری که مهم‌ترین خصوصیت یک فیلم است را از دست داده‌اند. امروز مشکل بسیاری از فیلم‌های دیگر جشنواره را دارد، خالقان آن ایده خوب‌شان را کافی دانسته و آن را بی‌نیاز از قصه‌ پردازی و پرداخت تشخیص داده‌اند.
۱۳ـ ریتم کند
یک سوم ابتدایی فیلم مقدمه است. این مقدمه طولانی به هرچه کندتر شدن ریتم فیلم منجر شده است و مخاطب را خسته می کند.

منبع : پژوهشکده عفاف

ارسال
چاپ
6 نظر
  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. رها گفت:

    سلام، من این فیلم را ندیدم اما با مطالعه این نقد ذهنم متوجه دو نکته شد.
    یکی اینکه در روایات داریم مؤمن باید زیرک باشه، قهرمان این داستان زیرک است یا فقط خاموش!
    دومین مطلب که در متن هم اشاره شده بود اینکه در احادیث داریم از مواضع اتهام دوری کنید.
    این فیلم ظاهرا قراره جمع اضداد باشه!
    البته خیلی نباید از آقای میرکریمی انتظار تبلیغ عفاف و حجاب داشته باشیم، ایشون توی کارهای قبلیشون هم که به یاد دارم خانمهای محجبه و چادری رو مثل نقاشی های کتاب کودکان با عنصر ثابت بیرون بودن قسمت جلوی موها نشون میدن.
    ظاهرا در سینمای کشور ما هر کسی از ظن خود یار اسلام استً!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. ناشناس گفت:

    با طرز نگاه سایتتون اصلا موافق نیستم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  3. م گفت:

    سلام
    عاقبت عقب کشیدن افراد مذهبی از فیلم و سینما که حساس ترین و موفق ترین بخش تربیتی هر جامعه ای است از این بهتر نمیشه

    Thumb up 0 Thumb down 0

  4. sima گفت:

    به نظرم فیلم جالبی نبود چه ربطی دراه که میگید سکوت کن میرکریمی باید توضیح بده این چه فیلم سطح پایینی بود.روشن کردن و شخصیت پردازی درست چه ربطی به قضاوت کردن داره.پس شما می گید بچه نامشروع مشکلی نداره سوال نکنه کسی من خودم می گم این بجه ها چه گناهی دارن اما به هر حال نامشروع هستن یا نه پیام فیلم این بود اشکالی اصلا در این باره نیست.باز یخانمه خوب نبود اصلا.سکوت مرده به بی احترامی بیشتر شبیه بود

    Thumb up 0 Thumb down 0

  5. پیمان گفت:

    نقد بسیار زیبایی بود

    Thumb up 0 Thumb down 0

  6. ممنونم بابت مطالب مفیدی که قرار میدید!

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. رها گفت:

    سلام، من این فیلم را ندیدم اما با مطالعه این نقد ذهنم متوجه دو نکته شد.
    یکی اینکه در روایات داریم مؤمن باید زیرک باشه، قهرمان این داستان زیرک است یا فقط خاموش!
    دومین مطلب که در متن هم اشاره شده بود اینکه در احادیث داریم از مواضع اتهام دوری کنید.
    این فیلم ظاهرا قراره جمع اضداد باشه!
    البته خیلی نباید از آقای میرکریمی انتظار تبلیغ عفاف و حجاب داشته باشیم، ایشون توی کارهای قبلیشون هم که به یاد دارم خانمهای محجبه و چادری رو مثل نقاشی های کتاب کودکان با عنصر ثابت بیرون بودن قسمت جلوی موها نشون میدن.
    ظاهرا در سینمای کشور ما هر کسی از ظن خود یار اسلام استً!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. ناشناس گفت:

    با طرز نگاه سایتتون اصلا موافق نیستم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  3. م گفت:

    سلام
    عاقبت عقب کشیدن افراد مذهبی از فیلم و سینما که حساس ترین و موفق ترین بخش تربیتی هر جامعه ای است از این بهتر نمیشه

    Thumb up 0 Thumb down 0

  4. sima گفت:

    به نظرم فیلم جالبی نبود چه ربطی دراه که میگید سکوت کن میرکریمی باید توضیح بده این چه فیلم سطح پایینی بود.روشن کردن و شخصیت پردازی درست چه ربطی به قضاوت کردن داره.پس شما می گید بچه نامشروع مشکلی نداره سوال نکنه کسی من خودم می گم این بجه ها چه گناهی دارن اما به هر حال نامشروع هستن یا نه پیام فیلم این بود اشکالی اصلا در این باره نیست.باز یخانمه خوب نبود اصلا.سکوت مرده به بی احترامی بیشتر شبیه بود

    Thumb up 0 Thumb down 0

  5. پیمان گفت:

    نقد بسیار زیبایی بود

    Thumb up 0 Thumb down 0

  6. ممنونم بابت مطالب مفیدی که قرار میدید!

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.