فردوسی در شاهنامه چگونه از زنان ایران باستان یاد می کند؟

یکی از نکات جالب در شاهنامه ی فردوسی این است که وقتی پهلوانان یا پادشاهان از زنی خواستگاری می كردند او را به صفاتی یاد می كردند كه در خور یك زن مسلمان می باشد

کد خبر: 13268
تاریخ انتشار : مهر ۱۹, ۱۳۹۳

“حکیم ابوالقاسم فردوسی” شاعر معاصر ایرانی (۳۲۹ –۴۱۱ هجری). در سال ۳۲۹ هجری در «طبران» طوس به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود که ثروت و موقعیت قابل توجهی داشت. وی از همان زمان که به کسب علم و دانش می پرداخت، به خواندن داستان هم علاقه مند شد.

همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر انداخت تا شاهنامه را به نظم در آورد. چنان که از گفته خود او بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده و پس از یافتن نسخه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرده است.

فردوسی بنا بر دلایل و شواهد بسیار زیاد، یکی از معدود شعرای به نام شیعه در زمان خودش به حساب می آید و حتی برخی علت دست خالی رانده شدن از دربار پادشاه را همین گرایش مذهبی فردوسی می دانند.

در شاهنامه ی فردوسی که تنها کتاب او و یکی از ارزشمندترین کتب ملی ایران به حساب می آید فردوسی سعی کرده است داستان های قدیمی را در غالب شعرهای حماسی در آورد، ولی آنچه که برای ما اهمیت دارد نگاه فردوسی به زن و جایگاه پرهیزگاری و وفا داری است.

اشعار فردوسی طوری است که با ظرافت و زیبا یی از زن و نمادین بودن او در جامعه یاد می کند. در شاهنامه زن نماد شرم و حیا، وحدت خانواده، زیبایی و ظرافت است.

معرفت‌ شناسی تصویر زن در متن داستان های شاهنامه نهفته است و نه در ابیاتی الحاقی یا غیرالحاقی که از زبان یکی از شخصیت های داستان و یا حتی خود شاعر مطرح شده است.

در شاهنامه ی فردوسی به شاه بانوانی بر می خوریم که دادگرند و آبادگر و اگر هم این دو خصلت را دارا نباشند، خردمند و رای زن و وفادار به شوی خویش هستند مانند: منیژه ، سیندخت ، کتایون ، گردیه ، رودابه ، گرد آفرید ، تهمینه ، فرنگیس ، فرانک ، جریره ، شیرین ، همای ، بوران دخت ، آزر میدخت و….

وفاداری، شرم و حیای زنان در شاهنامه

یکی از نکات بسیار جالبی که در اشعار حکیم می توان یافت اظهار وفاداری کامل زن است، زن به عنوان موجودی وفادار و فداکار معرفی شده است به گونه ای که در مواردی زیاد وجود خود را فدای مردان نموده تا حفاظت و نگهداری آنان را تضمین نماید. این زنان با وجود اینکه اغلب بسیار شجاع و حتی گاهی جنگ آورند در جایگاه یک زن بسیار با حیا و نجیب هم هستند:

کدام است با ننگ و با سرزنش

که باشد ورا هرکسی بد کنش

زنانی که ایشان ندارند شرم

به گفتن ندارند آواز نرم

و در جایی دیگر در باب حجاب می آورد:

همه روی پوشیدگان را زمهر

پر از خون دل است و پر از آب چهر

همان پاک پوشیده رویان تو

که بودند لرزنده بر جان تو

یکی از نکات جالب در شاهنامه ی فردوسی در این است که وقتی پهلوانان یا پادشاهان از زنی خواستگاری می کردند او را به صفاتی یاد می کردند که در خور یک زن مسلمان می باشد. از آن جمله است در داستان بهرام چوبینه هنگامی که بهرام به دست قلون نامی کشته می شود، خاقان در ارسال نامه برای گردیه (گردیه، زنی پهلوان، سیاست مدار و میهن پرست است. او شخصیتی تاریخی دارد) خواهر بهرام بعنوان خواستگاری و طلب ازدواج خطاب به وی چنین می نویسد:

سـوی گردیه نامـه بود جدا

کـه ای پـاک دامـن زن پارسـا

هَمَت راستـی و هَمَت مردمی

سرشتت فزونی و دور از کمی

در ادامه نامه باز روی پارسایی و پاکی و رای زنی زن (گردیه) تأکید می ورزد.

البته زنانی که در شاهنامه مورد ستایش و مدح قرار گرفته اند و به نام زن نجیب و پاک از آنها یاد می شود تعداد کمی نیستند که در قسمت بعد به معرفی آنها خواهیم پرداخت…..

پایان قسمت اول….

کاری از گروه ادبیات و فرهنگ باحجاب

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.