امام خواست، آن ها نخواستند

من می دانم کسی که تو را همراهی کند، در آخرت سعادتمند خواهد بود. اگر در کوفه یارانی داشتی و در رکاب تو می جنگیدند، من هم استوارتر از آنان در رکاب بودم اما می بینم یاری نداری و بیعت نمی کنم.

کد خبر: 15107
تاریخ انتشار : آذر ۲, ۱۳۹۳

امام حسین به گونه ای در قیام خود حرکت کرد که ملاک واقعی حق و باطل گردید. به این معنا که هر کس در اندیشه با او هماهنگ و در قیام با او همراه باشد، در جبهه حق قرار می گیرد و بقیه در راه باطل قدم بر می دارد. از این جهت دو نمونه از افراد منفی در کربلا را بیان می کنیم:

 

یزید: الگوی امیران فاسد

 

با زمینه سازی هایی که پدرش کرده بود، بر مسند خلافت نشست. معاویه با نصب فرزندش فرهنگ خلافت سلطنتی را میان امت اسلام تثبیت کرد. او در زمان امام حسن(ع) برای یزید مخفیانه بیعت می گرفت اما پس از شهادت آن حضرت کار خود را علنی کرد.

معاویه اواخر عمر خود نسبت به آینده نگران بود. زیرا می دانست عده ای از جمله امام حسین(ع) با خلافت یزید مخالفت خواهند کرد. اگرچه او با تهدید، گروه های مختلفی از مردم را با خود همراه کرده بود، همواره نسبت به بنی هاشم مدارا می کرد. و از طریق نامه سعی می کرد امام(ع) را متقاعد سازد، اما امام(ع)، جواب های کوبنده ای به وی می داد و از جنایات و غارت های معاویه پرده برمی داشت.

در پاسخ به یکی از نامه ها، امام(ع)  نقشه پلید معاویه را در نصب یزید چنین بیان می کند:

«سپس پسرت را جانشین خود کرده ای که جوانی شراب خوار و سگ باز است. پس به امانتت خیانت کرده ای و امت را به دست نابودی سپرده ای. چگونه بر امت محمد(ص) کسی را می گماری که مسکر می نوشد. در حالی که شراب خوار از فاسقان و اشرار است. در صورتی که چنین کسی نمی تواند نسبت به درهمی امانت داری کند، چگونه می تواند بر امت اسلام امین باشد؟»

معاویه برای بیعت گرفتن از امام حسین(ع) تندی روا نمی داشت اما، با مرگ وی یزید بر خلاف پدرش با کمال خشونت، حریصانه بیعت گرفتن از آن حضرت را دنبال می کرد. او برای رسیدن به هدف شوم خود از هر دست آویزی استفاده می کرد و تنها به خلافت می اندیشید و برای برطرف کردن موانع راه خود حاضر به هر کار بود. بر اساس این تفکر نامه ای تند نوشت که:

از حسین و… با شدت تمام بیعت بگیر و هر کس که نپذیرفت گردن بزن و سرش را برایم بفرست.»

یزید از این که نتوانسته بود مهم ترین و جدی ترین مخالف خود را متقاعد کند، هراسان برای کشتن امام حسین(ع) تلاش می کرد. سرانجام در روز عاشورا به خیال خام خود مانع مسیر حکومت خود را برداشت و امام حسین (ع) را به شهادت رساند.

 

عبیدالله بن حر جعفی: الگوی بهانه جویان

 

امام حسین(ع) در منزلگاه «قصر بنی مقاتل » – نزدیک کربلا – خیمه عبیدالله را دید و فردی را پی او فرستاد تا برای پیوستن به کاروان کربلا از وی دعوت کند. اما او بهانه آورد. وقتی امام دانست همراه عده ای نزد عبیدالله رفت و پس از گفت و گوهایی پیرامون اوضاع کوفه خطاب به او فرمود:

و من تو را در این لحظه دعوت می کنم به توبه ای که گناهان تو را بشوید و دعوت می کنم که ما اهل بیت را یاری کنی…»

او دعوت و هدایت امام را نپذیرفت و با بهانه جویی پاسخ داد:

«من می دانم کسی که تو را همراهی کند، در آخرت سعادتمند خواهد بود. اگر در کوفه یارانی داشتی و در رکاب تو می جنگیدند، من هم استوارتر از آنان در رکاب بودم اما می بینم شیعیان تو در کوفه از ترس بنی امیه به خانه ها خزیده اند.»

وی پس از حادثه عاشورا از کوتاهی خود در یاری امام سخت پشیمان شده بود و همواره خود را ملامت می کرد و برای اظهار ندامت خود اشعاری سرود و آن ها را زمزمه می کرد.

 

کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.