جسارت در فرهنگ آنها شجاعت است

گفت خانه را آتش میزنم حتی اگر فاطمه در این خانه باشد.

کد خبر: 18279
تاریخ انتشار : اسفند ۱۶, ۱۳۹۳

در مقاله بالا اشاره شد که بعد از رحلت رسول خدا(ص) اتفاقاتی حادث شدکه محور این اتفاقات حضرت زهرا(س) بودند. در این مقاله قصد داریم به توضیح چهار حرکتی بپردازیم که اهل سقیفه بعد از رحلت پیامبر(ص) مسیر اسلام را تغییر داد. این اتفاقات به شرح زیر است:

 

◄بیعت خصوصی و نیمه عمومی ابوبکر

 

گام اول پس از رحلت پیامبر(ص) بیعت خصوصی بود و زمینه این بیعت خصوصی اختلاف انصار با یکدیگر بود.

بعد از رحلت پیامبر(ص) درحالی که امام علی(ع) مشغول انجام امور مربوط به کفن و دفن ایشان بودند، به ابوبکر و عمر و ابوعبیده جراح  خبر رسید که دو قبیله عوث به رهبری سعدبن عباده و خزرج به رهبری بشیربن سعد که از انصار هستند در سقیفه  جمع شدند و در رابطه با رهبری بعد از پیامبر(ص) با هم صحبت می کنند.

این دو قبیله هر کدام رهبر خود را به عنوان جانشین پیشنهاد می دادند. منتهی نکته این جاست که عوث و خزرج قبیله ایی بودند که قبل از هجرت پیامبر(ص) به مدینه با هم جنگ داشتند و این اختلاف تماما به نفع اهل سقیفه شد.

گروهی از مهاجرین استدلال کردند که چون پیامبر(ص) ازقریش است بنابراین والی و حاکم هم باید از قریش باشد و عده ایی هم گفتند که باید از بنی هاشم باشد و در بنی هاشم علی ابن ابی طالب از همه شایسته تر است. در این هنگام عمر(ع)، نفر دوم سقیفه که دید اگر تعلل کند کار از دست می رود بلافاصله بلند شد و با ابوبکر بیعت کرد. عوثیان هم برای اینکه خلافت به رهبر خزرجیان نرسد با ابوبکر بیعت کردند و این اولین بیعتی بود که به عنوان بیعت خصوصی اتفاق افتاد.

پس از این اتفاق یک بیعت نیمه عمومی هم اتفاق افتاد. در روز رحلت پیامبر(ص)، قبیله ایی حاشیه نشین به نام اسلم برای تهیه ارزاقشان به مدینه آمده بودند. این افراد دارای زور و بازوی قابل توجهی بودند. رهبران سقیفه به سرعت با این افراد صحبت کردند که اگر شما برای ابوبکر از عموم مردم بیعت بگیرید ما ارزاق مورد نیازتان را رایگان در اختیارتان می گذاریم. در تاریخ داریم که آن ها عباهایشان رابه کمر بستند و همراه ابوبکر در سطح شهر راه افتادند و هرکسی را که می دیدند دستش را می گرفتند و به دست ابوبکر میزدند و با این کار از آن ها بیعت می گرفتند.

 

◄بیعت عمومی

 

از فردای روز رحلت پیامبر(ص)، سران و رهبران طوایف را با تطمیع و یا تهدید راضی به بیعت کردند و بیعت عمومی در روز پنجشنبه در مسجد گرفته شد. اما چه اتفاقی افتاد که مردم به این سرعت در رفتارشان تغییر ایجاد شد؟

جهات متعددی را نقل می کنند که عمده دلیلش این است که این ها یک عده را تهدید کردند و بعدها کسانی را که از آن ها تخلف کرد راترور کردند. به یک عده پول دادند و یک عده زیادی از مردم مدینه که از حضرت علی (ع) کینه داشتند این بیعت را انجام دادند چرا که نمی توانستند فردی به این شایستگی را بپذیرند.

 

◄تهدید به آتش زدن خانه زهرا(س)

 

حضرت علی(ع) پیامبر(ص) را دفن کردند. بعضی از اصحاب هم در رکاب ایشان بودند و با دستگاه خلیفه و سقیفه بیعت نکردند که عبارتند از: سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، یاسر، حذیفه ابن یمان، ابن عباس و پدرش، طلحه، زبیر و ابوسفیان. این افراد در خانه حضرت زهرا(س) جمع شدند. توجه به این نکته در این جا ضروری است که در بین افراد نامبرده ، شاید عمل یکی باشد اما نیت ها متفاوت است.

دستگاه خلافت می دانست که اگر علی(ع) با آن ها بیعت نکند آنها راه به جایی پیدا نخواهند کرد. نه حکومتشان ریشه دار می شود و نه وجه عند الناس می شوند. لذا اصرار داشتند که تحصن آن ها را بشکنند. بنابراین خالد ابن ولید به همراه عمر و یک عده ایی هیزم به طرف خانه حضرت زهرا(س)بردند.

ابن قتیبه دینوری فردی متعصب از اهل سنت و مخالف اهل بیت(ع) است. او در کتاب الامامه و الاسیاسه خود این قسمت از تاریخ را با شجاعت نقل کرده است چون این حرکت را از فضائل عمر می داند. وی می گوید: ابوبکر متوجه شد که عده ایی از بیعت با او تخلف ورزیدند. پس عمر را فرستاد و عمر آن ها را که در خانه علی(ع) متحصن بودند صدا زد. آن چند نفر از بیرون آمدن از خانه امتناع کردند. عمر گفت برای من هیزم بیاورید. یارانش هیزم آوردند. آنگاه گفت: قسم به کسی که جان عمر در اختیار اوست از خانه بیرون بیایید وگرنه خانه را با اهلش آتش می زنم. عده ایی به او گفتند که فاطمه در این خانه است. عمر گفت حتی اگر فاطمه در این خانه باشد.

مسأله هجوم به خانه حضرت زهرا(س) دو بار در تاریخ اتفاق می افتد. بار اول همین است که اتفاق افتاده و اهل سنت آن را با شجاعت نقل می کنند که در اینجا هیزم آوردند ولی آتش نزدند(بلکه تهدید به آتش زدن کردند) اما هجمه دوم در اواخر این ۹۵ روز اتفاق می افتد که آنجا هیزم بردند و آتش زدند.

زبیر وقتی متوجه این تهدید شد به بیرون حمله کرد، اما چون تعداد افرادی که بیرون بودند بیشتر بود شمشیر زبیر را گرفتند و تحصن به همین شکل شکسته شد.

مسأله قابل تأمل این است که جسارت در فرهنگ آن ها شجاعت است. درست است که آنها در هجمه اول خانه را آتش نزدند اما تهدید کردند. خود آن ها نقل می کنند که پیامبر(ص) فرمود: هر کسی فاطمه را بیازارد مرا آزرده است. سوال ما این است که آیا فاطمه زهرا(س) از تهدید آزرده نمی شوند؟

 

◄غصب اموال حضرت زهرا(س)

 

ده روز بعد از رحلت رسول اکرم(ص) گروهی از کارگزارن حضرت زهرا(س) به خانه ایشان آمدند و گفتند که ابوبکر پیک و سرباز فرستاده و آنها را از فدک خارج کرده است.

دلایل اینکه ابوبکر چرا این کار را کرده است و آیا تنها مال حضرت فاطمه(س) فدک بوده است یا خیر مطالبی هستند که در مقالات بعدی آن ها را ذکر خواهیم کرد.

 

کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب

 منبع

برگرفته شده از سخنرانی حجت السلام علوی تهرانی.فروردین۹۳

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.