بدترین هتک حرمت از نظر حضرت زهرا(س)

 بیایید این مال من که یک شتر آماده است بگیرید و سوار شوید، اما بدانید که یک روزی هم به نام قیامت هست و من شما را آنجا ملاقات می کنم.

کد خبر: 18831
تاریخ انتشار : اسفند ۲۷, ۱۳۹۳

در مقاله قبل به این موضوع پرداختیم که تنها دارایی حضرت صدیقه طاهره(س) باغ فدک نبود. اما از آن جهت که احتجاجات پیرامون فدک، رسوایی دستگاه خلافت را در پی داشت به این مسأله می پردازیم. در ادامه واکنش حضرت زهرا(س) را نسبت به غصب فدک بررسی خواهیم کرد.

 

متن تاریخی مصادره فدک

 

امام صادق(ع) می فرمایند: «چون مردم با ابوبکر بیعت کردند و پایه های حکومتش بر مهاجرین و انصار استحکام پیدا کرد، فردی را به عنوان عامل خودش به فدک فرستاد و وکیل حضرت زهرا(س) را از منطقه فدک خارج کرد.» این اتفاق ده روز بعد از رحلت پیامبر(ص)رخ داد.

زمانی که وکیل حضرت زهرا(س) ازآنجا خارج شد، خدمت حضرت زهرا(س) در مدینه آمد و گزارش غصب فدک را به حضرت داد.

ابن اب الحدید در جلد ۱۶ کتاب خود به نام شرح حدیدی که شرحی است بر کتاب نهج البلاغه می نویسد: وقتی عامل حضرت زهرا(س) در فدک خدمت ایشان می رسد و گزارش می دهد که چنین اتفاقی افتاده است، حضرت می فرمایند: این اولین ناجوانمردی است و این بدترین هتک حرمت است. خدا آنها را بکشد و از تقصیراتشان نگذرد.

بعد از اطلاع یابی، حضرت زهرا(س) نزد ابوبکر رفتند و مسأله مالکیت خودشان را بر فدک مطرح کردند. به این صورت که به خلیفه اول بیان می کنند که فدک هبه(هدیه) من است و چیزی است که رسول خدا(ص) در زمان حیاتشان به من بخشیدند.

ابوبکر پاسخ می دهند که من قبول دارم که فدک جزء اموال رسول اکرم(ص) بوده است، اما چیزی که قبول ندارم این است که پیامبر(ص) آن را به شما بخشیده است. اگر شاهدی دارید بیاورید در غیر این صورت من به عنوان خلیفه رسول خدا(ص) حق دارم این مال را در بیت المال قرار دهم و درجهتی که صلاح می دانم خرج کنم.

حضرت زهرا(س) دو حرکت انجام می دهند:

۱- سند بردند: در کتاب خرائج از امام صادق(ع) روایت شده است که رسول خدا یک پوستی را طلب کردند و فرمودند بگویید علی (ع) بیاید. پیامبر(ص)به امیر(ع) فرمودند برای فاطمه قباله فدک را از باب هدیه پدرش رسول خدا بنویس.

پیامبر(ص) در زیر این سند سه نفر را شاهد گرفتند، امام علی (ع)، ام ایمن و خادم رسول الله. هنگامی که حضرت زهرا(س) این سند را ارائه دادند، عمر آن را گرفت و پاره کرد.

۲- شاهد بردند: حضرت زهرا(س)، امام علی(ع) وجناب ام ایمن را به عنوان شاهد معرفی کردند. ابوبکر به ایشان گفت که شما بهتر می دانید ای دختر رسول خدا که اگرچیزی قرار باشد بر اساس دلیل اثبات شود یا شهادت دو مرد لازم است یا شهادت یک مرد و دو زن و شما یک مرد و یک زن را به عنوان شاهد آوردید.

جناب ام ایمن نزد ابوبکر آمد و گفت من به یک شرط شهادت می دهم و آن این است که بگویی آیا این گفته پیامبر(ص) را در مورد من تصدیق میکنی یا خیر که فرمودند ام ایمن از زنان بهشت است؟ ابوبکر این حرف پیامبر (ص) را تصدیق کرد. سپس ام ایمن گفت که من شهادت می دهم که فدک برای رسول خدا بوده و بعد از نازل شدن آیه ۳۸ سوره رم آن را به فاطمه(س) هدیه کردند.

اما ابوبکر همچنان اصرار ورزید که شاهدان شما ناقص هستند  و من نمی توانم آن هارا بپذیرم.

حضرت زهرا(س) برای بار دوم پنج شاهد بردند: امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، ام ایمن و اسماء بنت عمیس که در آن زمان همسر ابوبکر بودند. این افراد نزد خلیفه رفتند و به مالکیت حضرت زهرا(س) بر فدک شهادت دادند. اما باز هم دستگاه خلافت آن ها را رد کرد و گفت که تمام این افراد به نفع خودشان شهادت می دهند.

بعد از آن حضرت زهرا(س) مسأله مالکیت خودشان نسبت به ملک فدک را گونه ایی دیگر مطرح کردند. ایشان نزد خلیفه اول رفتند و فرمودند: چرا مرا از ارث پدرم رسول خدا محروم می کنید؟

در اینجا خلیفه اول به دروغ، روایتی جعلی از پیامبر(ص) نقل کرد و گفت: من از رسول خدا شنیدم که فرمود: ما گروه انبیاء چیزی به عنوان ارث باقی نمی گذاریم. آنچه که از ما باقی می ماند صدقه است.

حضرت زهرا(س) وقتی این حدیث جعلی را از ابوبکر شنیدند؛ فرمودند: یابن ابی قحافه!!! (این نوع خطاب کردن، نشانه خشم حضرت زهرا(س) نسبت به ابوبکر است) آیا در کتاب خدا آمده است که تو از پدرت ارث می بری و من از پدرم ارث نمی برم؟ عجب دروغ تعجب آوری می گویی.

سپس ایشان شروع به بیان آیاتی از قرآن می کنند که در آن اشاره شده که پیامبران ارث باقی می گذارند. همانند حضرت سلیمان که ازحضرت داوود ارث می برند و یا دعای حضرت ذکریا که وارثی برای خودشان از خدا خواستند و همچنین آیات مربوط به قوانین ارث را تلاوت کردند که خویشان در ارث بردن از هم اولی ترند و پسر نسبت دختر دو به یک ارث می برد.

سپس ایشان فرمودند که آیا آیه اختصاصی بر شما نازل شده که من از پدرم ارث نمی برم؟ آیا شما قرآن را بهتر از پدرم وپسر عمویم علی ابن ابی طالب(ع) می فهمید؟

بیایید این مال من که یک شتر آماده است بگیرید و سوار شوید اما بدانید که یک روزی هم به نام قیامت هست و من شما را آنجا ملاقات می کنم.

حضرت در صحبت های بالا ریشه های اعتقادی سقیفه را یک به یک برای مردم روشن می کنند. با این صحبت ها به مردم می رسانند که علاوه بر این که اهل سقیفه به قرآن و سنت رسول خدا(ص) اشراف ندارند، به معاد هم معتقد نیستند.

ادامه دارد…

 

کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب

منبع

برگرفته شده از سخنرانی حجت السلام علوی تهرانی.فروردین۹۳

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.