غروب عشق و قحطی عاطفه در خانواده های غربی

برای تقویت حس قدر شناسی و سپاسگذاری نسبت به آنجه داریم، یک راه میان بُر وجود دارد و آن دیدن حال و روز کسانی است که از آن بی بهره و یا کم بهره اند. برای پاسداشت نعمت بزرگی که از آن بهره مندیم، خوب است نیم نگاهی داشته باشیم به جوامعی که به این نعمت ممتاز خداوندی با عناوینی گوش نواز و دل فریب، چوب حراج زدند. «غرب» را می گویم! همان سرزمین تاریکی که مدت هاست خورشید عشق از آسمان زندگی مردمانش غروب کرده است. بحران «خانواده» در غرب، طوفان خشم الهی است.

کد خبر: 24344
تاریخ انتشار : شهریور ۳۰, ۱۳۹۴

از نظر اسلام، تشکیل خانواده یک فریضه است. عملی است که مرد و زن باید آن را به عنوان یک کار الهی و یک وظیفه انجام دهند. اگر چه ازدواج شرعاً در زمره واجبات ذکر نشده، اما به قدری به آن تحریص و ترغیب شده است که انسان می فهمد خدای متعال به این امر اصرار دارد. به همین دلیل است که خانواده در جوامع اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار است. اما برخلاف جوامع اسلامی، آنچه امروز در غرب مشاهده می شود عبارت است از خانواده های از هم گسسته و نسل های بی هویت که نتیجه آن بالا رفتن آمار بزهکاری و جنایات در سنین پایین است. در ادامه به بررسی فروپاشی خانواده در غرب با تکیه بر صحبت های مقام و معظم رهبری می پردازیم.

 

هدف شوم؛ راهکار شیطانی

 

آن کسانی که می خواهند در یک کشور و یا جامعه ایی نفوذ پیدا کنند، فرهنگ آن جامعه را در مشت خود بگیرند و فرهنگ خود را به آن ها تحمیل کنند، یکی از کارهایشان متزلزل کردن بنیان خانواده است. کمااینکه متأسفانه در بسیاری از کشورها این کار را انجام داده اند. مردها را بی مسئولیت و زن ها را بی اخلاق کرده اند. (اسفند۷۶)

انتقال فرهنگ ها، تمدن ها و حفظ اصول و عناصر اصلی یک تمدن و یک فرهنگ در جامعه و انتقالش به نسل های بعد، به برکت خانواده انجام می پذیرد. خانواده که نبود همه چیز متلاشی می شود. (فروردین۷۷)

با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب، فروپاشی خانواده های غربی در ۵ مرحله صورت گرفته است و در واقع سیاستمداران غربی طی این ۵ مرحله خانواده را به ورطه نابودی کشانده اند.

 

حرکتی آرام در غرب، برای فروپاشی خانواده

 

۱- گناه کبیره غرب:

یکی از گناهان کبیره تمدن غرب نسبت به بشریت، این است که ازدواج را در چشم مردم سبک کرد. تشکیل خانواده را کوچک کرد. مثل لباس که عوض می کنند. قضیه زن و شوهری را اینطور کردند. (فروردین۷۸)

در چنین جوامعی زن ها تنها زندگی می کنند. زنی که تنهاست، از خانواده بریده و در آپارتمان زندگی می کند. شب بر می گردد در خانه تنهاست، صبح بر می خیزد تنهاست. نه انسی، نه همسری، نه فرزندی، نه نوه ایی، نه خویشاوندی که با او گرم بگیرد. انسان ها درآن محیط اجتماعی، تک زندگی می کنند. غالبا تنها هستند. چرا؟ چون محیط خانوادگی در آن جوامع فراموش شده است.(آبان ۸۷)

 

۲- عشق مصنوعی:

در بعضی از کشورهای دنیا که پیشرفت علم و تمدن هم خیلی سریع است، زندگی بر آن ها اینطور تحمیل کرده که اعضای خانواده به هم چندان کاری ندارند. پدر یک جا مشغول، مادر یک جا مشغول. نه از هم دلجویی می کنند و نه محبت و عاطفه ایی به هم نثار می کنند. آن وقت برای این که به سفارش روانشناسانِ امور کودک، عمل کرده باشند با هم قرار می گذارند، یک ساعت معینی را، پدر و مادر بیایند خانه و یک محفل خانوادگی داشته باشند. برای این که بتوانند اجتماع خانوادگی را که در یک خانواده سالم به طور طبیعی وجود دارد، این ها به صورت تصنعی برای خود به وجود بیاورند. آن وقت این خانم یا آقا مرتب ساعتش را نگاه می کند که ببیند این ساعت کی تمام می شود، چون مثلا ساعت ۶ یک جای دیگر قرار دارد. این طوری محفل خانوادگی درست نمی شود و بچه ها هم احساس انس نمی کنند. (تیر۷۹)

خانواده ها آنجا گرم نیستند. خانواده اصلا آنجا واقعیت ندارد. یک مرد و یک زن با هم در یک فضایی زندگی می کنند. از هم جدایند. آن نشست و برخواست های خانوادگی، آن محبت های خانوادگی، آن انس های فراوان به هم، این که مرد خودش را محتاج به زنش ببیند و زن خودش را محتاج به شوهرش ببیند، این ها دیگر نیست. دو نفرند به صورت قراردادی که فقط در یک خانه ایی زندگی می کنند. اسمش هم هست که با عشق شروع می شود. (آذر۷۳)

 

۳- آزادی جنسی؛ فروپاشی خانواده:

در دنیای غرب و به خصوص در آمریکا و بعضی از کشورهای اروپای شمال، معروف است که بنیان خانواده خیلی متزلزل است. چرا؟ علت این است که در آن جاها آزادی جنسی و بی بند و باری جنسی زیاد تر است. وقتی بی عفتی رایج شد، یعنی مرد و زن این نیاز غریزی را در جای دیگری غیر از کانون خانواده تأمین کردند، این کانون خانواده در واقع بی معناست، یک چیز تحمیلی و تشریفاتی است. لذا از نظر عاطفی از هم جدا می شوند. حالا ظاهراً جدایی بینشان نیست اما به هم علاقه و دلبستگی ندارند. (اسفند۸۰)

اگر انسان ها رها بودند که غریزه جنسی را هر طور می خواهند اشباع کنند، یا خانواده تشکیل نمی شد یا یک چیز سست و پوچ و تهدید پذیر می شد و هر نسیمی آن را به هم می زد. لذا در هرجای دنیا که می بینید آزادی های جنسی هست، به همان میزان خانواده ضعیف است. چون مرد و زن برای اشباع این غرایز احتیاجی به این کانون ندارند. اما در آنجاهایی که دین حاکم است و آزادی جنسی نیست، همه چیز برای مرد و زن هست، لذا این کانون خانواده حفظ و نگهداری می شود.(تیر۷۰)

 

۴- در به در آرامش:

غربی ها را نگاه کنید. ببینید این ها چقدر دچار اضطرابند. چقدر ناآرامی دارند. چقدر دنبال آرامش می گردند. چقدر مصرف قرص های خواب آور و مسکن زیاد است. چقدر جوان ها به کارهای بی قاعده دست می زنند، موها را بلند می کنند. لباس های تنگ می پوشند. برای این است که از وضع جامعه ناراحتند. عصبانی و خشمگین اند. می خواهند خود را به آرامش برسانند. آخرش هم با ناکامی می میرند. پیر مردها و پیر زن ها در خانه سالمندان می میرند. بچه هایشان همراهشان نیستند. زن هایشان از آن ها خبر ندارند. زن و شوهر از هم دورند.(فروردین۷۴)

در غرب فرزندانی که نمی دانند پدر و مادرهایشان چه کسانی هستند زیادند. زنان و مردانی که با هم اسماً زن و شوهرند ولی سال های متمادی از همدیگر خبر ندارند، فراوانند. زنانی که خاطرشان جمع باشد تا آخر عمرشان، تا دوران پیری آن ها، سایه این مرد بر سرشان هست و با هم زندگی خواهند کرد، کم اند. مردانی که خاطرشان جمع باشد که این همسرشان که مورد علاقه شان هم هست، فردا نمی گذارد برود سراغ یک زندگی مستقل، کم هستند.(مرداد۷۵)

 

۵- سراشیبی سقوط:

در دنیای غرب بنیان خانواده متزلزل شده است. خانواده ها دیر تشکیل می شوند، زود هم منهدم می شوند. فساد و فحشاء روز به روز بیشتر می شود، اگر این اتفاق به طور کامل بیفتد، آن جامعه به بلاهای عظیمی دچار خواهد شد. البته اینطور بیماری ها و گرفتاری ها چیز هایی نیست که ظرف ۵ سال یا ۱۰ سال خودش را نشان دهد، لکن بعد از گذشت سال های متمادی وقتی که اثر گذاشت، یک جامعه را به کلی منهدم و نابود می کند، ثروت های علمی و فکری و مادی و همه چیز را از بین می برد. این آینده در انتظار بسیاری از کشورهای غربی است.(آبان۷۹)

 

خانواده ایرانی، الگوی جهانی

 

بحمدالله در کشور ما و در بسیاری از جوامع شرقی، به خصوص جوامع اسلامی، هنوز کمربند خانواده محفوظ است. آن پیوند خانوادگی، بحمدالله هست. آن صمیمیت، صفا و محبت هست. یکدیگر را از اعماق دل دوست دارند و زنندگی صمیمی دارند. در جاهای دیگر این چیزها خیلی کم است. درکشور ما این زیاد است. این را تأمین کنید.(تیر۷۶)

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    شما اگر محقق هستید و دلسوز بروید ببینید چرا در خانواده های ایرانی حمایت عاطفی وجود ندارد. چرا در خانواده های ایرانی به اشکال مختلف اعضا از همدیگر باجگیری عاطفی می کنند؟ چرا میانگین سن ازدواج جوانان به فاجعه تبدیل شده است. بروید عیوب خودتان را برطرف کنید.

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    شما اگر محقق هستید و دلسوز بروید ببینید چرا در خانواده های ایرانی حمایت عاطفی وجود ندارد. چرا در خانواده های ایرانی به اشکال مختلف اعضا از همدیگر باجگیری عاطفی می کنند؟ چرا میانگین سن ازدواج جوانان به فاجعه تبدیل شده است. بروید عیوب خودتان را برطرف کنید.

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.