زن و مرد عاشق و مسلمان بخوانند/ داستان پروانه و حباب شمع

 استاد نایینی، شاعر و ادیب برجسته:  حیا سلاح انسان در برابر پلیدی‌هاست/ جوامع غربی صفت حیا کوبیده می‌شود و به جای آن از طریق دیگری و با نگهبان بیرونی حتی با قرارداد اجتماعی دوری از بی‌قانونی‌ها اتفاق می‌افتد لذا از درون نیست یعنی یک حساب‌گری مادی و دنیوی در آن احساس می‌شود پس در ادبیات آن ها، خیلی دیده نمی‌شود.

کد خبر: 24450
تاریخ انتشار : مهر ۲, ۱۳۹۴

 

به مناسبت روز شعر و ادب پارسی، بر آن شدیم تا با یکی از اساتید بنام حوزه شعر و ادبیات، با موضوع قدمت حیا در آثار شرقی به گفتگو بنشینیم!

استاد اسدالله بقایی نایینی که خود در کلاس‌های درسش یکی از عوامل ظرافت ذهنی و قلمی‌اش در حوزه ادبیات را گذراندن دوره کودکی و نوجوانی خود در شهر نایین و در محفل صمیمی مردمان آن دیار می‌داند تاکنون اقدام به انتشار کتاب‌های شعر، سفرنامه، پژوهشی، مجموعه آثار و مقالات پژوهشی زیادی کرده است که از جمله آن ها می‌توان به کتب کجاوه سخن(خلاصه زندگی و برگزیده آثار نویسندگان و شاعران مشهور ملی و فراملی)، سرزمین تزارها(سفرنامه سفر به روسیه)، آشنایی با آیین نگارش و گزارش‌نویسی در ادب پارسی و … اشاره کرد.

 

با حجاب: نفس حیا چیست؟

 

استاد “اسد‌الله بقایی نایینی”: ضمن تشکر بابت انتخاب موضوع ریشه‌ای حیا در باب دین، عرفان و اخلاقیات، در ابتدا باید ببینیم که حیا چیست؟ حیا تعاریف زیاد اما مشابهی دارد. حیا در لغت خودداری نفس از زشتی‌ها و پلیدی‌ها است. صفات حیا خاص بشر است و سلاح انسان در برابر پلیدی‌ها و اضمحلال است.

حدیث نبوی می‌گوید که حیا دو قسم است: حیای خردمندانه و حیای احمقانه که حیای خردمندانه ناشی از علم و دانش است و قسم دیگر ناشی از جهل است.

 

رابطه حیا و جذابیت

باحجاب: جلوه‌های بروزی حیا چیست؟

 

نویسنده گزیده آثار “کجاوه سخن”: حیا در رفتار، پوشش، گفتار، فکر و … بروز دارد. حیا در تمام اعصار به علت فطری بودن آن خصوصا در شرق که مرکز تمدن است، وجود داشته اما با ظرافت تمام  در ادبیات دینی ما به کمال رسیده است. حدیث پیامبر است که “الحیاء هو الدین کله” حیا تمام دین است. معمولا وقتی به حیا می‌پردازیم بیشتر به خانم‌ها این صفت را اختصاص می‌دهیم و این شاید به لحاظ معادلات اجتماعی است و نه فردی! در صورتی‌که حیا صفت خاص تمام بشر است و مرد و زن نمی‌شناسد و شاید حتی در مردها باید بیشتر جلوه پیدا کند.

اگر طالب حیا در آن غرق شود و این معرفت را کسب کند مرتب به کمالات بیشتری می‌رسد و حریم عصمتش بیشتر شده و عزت می‌یابد همچنین اگر انسان دور شود به صورت تساعدی از صفت مثبت و درک اخلاقیات زیادی دور می‌شود.

حیای فردی حاصلش حیای اجتماعی است و حیای اجتماعی باعث بیمه شدن جامعه و آرامش فکری می‌شود که اسلامی و غیر اسلامی هم ندارد. در واقع سرمایه واقعی انسان حیاست به خصوص در خانم‌ها که جلوه لطف الهی‌‌اند.

 

کلیدواژه‌های ادبی حیا:  شرم، آزرم

باحجاب: از چه کلماتی در ادبیات پارسی جهت بیان موضوع حیا استفاده شده؟

 

بقایی نایینی: از کلماتی مانند شرم، حیا، ادب، آزرم و… استفاده شده و البته عباراتی هم وجود دارد.

به طور مثال لسان الغیب می‌گوید:

ادب و شرم تو را خسرو مهرویان کرد          آفرین بر تو که شایسته صد چندینی

ادب شاید بستر فراگیری است که حیا و شرم می‌تواند در آن جای داشته باشد.

دقت کنید که حیا چه صفت خاصی است که در جمع مهرویان حافظ می‌گوید تو یک نفر را خسرو و پادشاه زیبارویان کرد.

یعنی زیبایی‌ات از همه بالاتر شد، این خسرو و مهرویان هر دو صفت ممتازند که طبعا عامل به وجود آورنده‌اش شرم و حیاست.

 

شرم تو با هزار نگهبان برابر است

با حجاب: حیا در شعر و ادبیات پارسی چه جایگاهی دارد؟

 

سفرنامه نویس معاصر”سرزمین تزارها”، “زیارت کربلا”: شعر و ادب پارسی عموما از عقل و عشق سالم است پس حیا در آن مظاهر زیادی دارد که به چند شعر از یک هزاره ادب مکتوب پارسی در اینجا اشاره می‌کنم:

“قاآنی”:

شرمنده از آنیم که در روز مکافات                           شایسته عفو تو نکردیم گناهی

این‌‌ها تلمیحاتی هست از حیا از پروردگار!

بیتی که من را خیلی تحت تأثیر قرار داده است، بیت زیر از “ظهوری ترشیزی” شاعر قرن دهم و یازدهم است.

دیده ما هنر عیب ندیدن دارد                      پرده شرم و حیا، حایل درویشان است

اگر جامعه به این نکات توجه کند، شاید اصلاح جامعه در همین‌ها باشد.

“طوقی تبریزی”، بیتی دارد که خواندنی است، شنیدنی و عمل کردنی است…

با آن‌که نیست، خلوت وصل تو بی‌رقیب         شرم تو با هزار نگهبان برابر است

حال اگر ما بخواهیم جامعه را اصلاح کنیم، هر قدر قوانین اجتماعی بیاوریم، آیا می‌تواند با این بیت و تفسیر آن برابری کند؟  این بیت انسان را می‌کشاند به خلوت هفتم حضرت یوسف! ماجرایی که در شعر جامی و … هم آمده است.

 

حیا در اصالت ایرانی و شرقی: از شرم گناهان فگنده‌ام سر در پیش

با حجاب: حیا در کدام عصر از سایر اعصار شهیران، بیشتر بوده است؟  یا در تمام اعصار وجود داشته و در این عصر به‌وسیله برخی از شعرای متجدد، کمرنگ شده؟

 

مدرس دانشگاه: من به متون کهن که می‌پردازم می‌بینم که این قصه شیرین از شاهنامه تاکنون همچنان در متون کهن ما هست و معلوم می‌شود حیا در نهاد و اصالت ایرانی بوده و هست که با آیین شریف اسلام نهادینه شده و در تمام دوره‌ها‌ هست که فردوسی می‌گوید:

خداوند رای و خداوند شرم                          سخن گفتن خوب و آوای نرم

وقتی خداوند رای و خداوند شرم می‌گوید و با ایهام لفظی این دو صفت را با هم می‌آورد که شرم و حیا از خرد و عقل است، حرفی نمی‌ماند. با این بیت جامعیت زیبایی به شرم می‌دهد.

ابوسعید ابوالخیر:

دارم گنهان ز قطره باران، بیش               از شرم گناهان فگنده‌ام سر در پیش

آواز آید که سهل باشد درویش

تو در خور خود کنی و ما در خور خویش

منوچهری:

شرم خدا آفرین، بر دل او قالب است                   شرم نکو خصلتی است در ملک محتشم

یعنی این خصلت باعث می‌شود حتی به پادشاه به ظاهر با عظمت را که به او شاعر اشاره کرده است، حیا جلو‌ه دیگری دهد.

یا ناصر خسرو که از فردوسی فاصله چندانی ندارد، می‌سراید:

دیبای دل است، شرم زی عاقل                     حلوای دل است علم زی والا

باز هم شرم را در برابر علم و عقل قرار می‌دهد. لذا در دوره‌های مختلف توجه به این اصل بوده، طبعا تأکیدات دینی ما هم که از خرد است به اهمیت آن افزوده و عقلا را به این سمت کشانده که این امری ذاتی است که در جامعه ایرانی خصوصا و در جوامع اسلامی بیشتر دیده می‌شود.

 

در غرب شاخص حیا را عوض کرده‌اند و چشمه درون را خشکانده‌اند پس رعایت قوانین حساب‌گرانه احساس می‌شود

باحجاب: اگر بخواهیم یک مقایسه تطبیقی ادبیات شرق را با ادبیات غرب در این موضوع داشته باشیم، به چه نتیجه‌ای می‌رسیم؟

 

اسدالله بقایی نایینی: حیا چون در فطرت است و در جوامع اسلامی به طور پررنگ‌تری به آن اهمیت داده شده به این نتیجه می‌رسیم که این دانش در درون انسان است که انسان باید آن را حفظ کند و نیازی به نگهبان بیرونی اگر در درون حفظ شود، پیدا نمی‌کند لذا چون ذاتی  است به حشمت و بزرگی آن افزوده می‌شود، در حالیکه در جوامع غربی صفت حیا کوبیده می‌شود و به جای آن از طریق دیگری و با نگهبان بیرونی حتی با قرارداد اجتماعی دوری از بی‌قانونی‌ها اتفاق می‌افتد لذا از درون نیست یعنی یک حساب‌گری مادی و دنیوی در آن احساس می‌شود. پس در ادبیات آن ها، خیلی دیده نمی‌شود، چرا که جوشش درون متفکر شعر و ادب هست البته صفات اخلاقی دیگری مانند صداقت و.. هست اما هویت و شاخص حیا را به خاطر بهره‌کشی مادی عوض کرده و ریز مجموعه‌‌های گسسته و قانونی‌اش کرده اند. در واقع وقتی معادله جریمه‌ای و جزایی شد دیگر با دل و خرد نیست بلکه نوعی تکلیف هست. خوب وقتی تکلیف بدون منبع درونی شود، نمی‌توان توقع یک شاهکار ادبی با این صفات داشت.

 

ممتازترین ویژگی فرد در خانواده و در اجتماع حیا

باحجاب: آیا این حیا در وصف معشوق زمینی هم با غرب متفاوت است؟ به طور مثال در کتاب “جنس ضعیف” اوریانا فالاچی مطالعه کردیم که این تفاوت وصف معشوق در ادبیات شرق که به ابعاد شخصیتی زن می‌پردازد با ادبیات جسمانی غرب که برای زن ذلالت می‌آورد، برای او جذاب و قابل احترام بوده است!

 

پژوهشگر ادبی: در شرق حتی تا کشور ژاپن و بیشتر در کشورهایی که تأکیدات ادبی دینی و اسلامی در آن است، می‌بینیم که برای خانم‌ها و عاشقان آن ها حیا یک بار معنایی درونی دارد که شاید محوریت می‌دهد به صفات دیگر و حتی در آقایان اما این حیا، حیای فقط تکلیفی نیست! شاید ممتازترین ویژگی فرد در خانواده و در اجتماع حیا باشد. در زن نیز اینچنین است هر قدر حیا و حفظ حریم ظاهری او بالا رود احترام به او و جذابیت او افزایش پیدا می‌کند. اما در غرب می‌بینیم برای بهره‌کشی تبلیغاتی و سهل شدن برخی از امور صفت مقابل آن را ارزش نشان می‌دهند.

لذا رابطه عاشق و معشوق یک رابطه عرفانی محض و رسیدن به حق می‌تواند باشد. شما در داستان‌های عاشقانه خمسه نظامی می‌بینید که وقتی نظامی‌ می‌خواهد صحنه‌ای خیلی رمانتیک و عاشقانه را وصف کند در عین اینکه به حقایق اشاره دارد صرفا توصیف محض می‌بینید و هیچ جنبه مشمئزکننده‌ای در آن نمی‌بینید در حالیکه در فرهنگ غرب اگر همین مراحل را می‌خواست، بیان کند؛ صحنه‌های بسیار مشمئزکننده در آن به وجود می‌آمد.

در مواجهه عاشق و معشوق نظامی جز شرم و آثار نجابت که عارفانه و زیباست، شما چیزی نمی‌بینید.

 

پروانه طبق غریزه، آنقدر به شمع نزدیک می‌شود که بال خود را بر باد می‌دهد پس فانوس پوشیدن بر عهده شمع است

باحجاب: آیا ادب ما به جلوه پوشش هم اشاره عارفانه داشته؟

 

صائب می‌گوید: پروانه اگر پاس ادب را می‌داشت         شمع پیراهن فانوس چرا تن می‌کرد؟

انقدر این بیت لطیف و پر مغز است که انسان را تعمق می‌بخشد.

اگر یک آن پروانه بال و پرش را به شعله و حریم شمع(معشوق) نمی‌زد دیگر نیازی به وجود فانوس و حباب برای شمع نبود، حال که پروانه طبق غریزه‌اش این کار را‌ می‌‌کند، جامه ستر پوشیدن بر عهده شمع هست تا هر دو به رسالت خود بپردازند. این باعث تعلق خاطر پروانه هم می‌شود. پروانه و شمع هر دو زیبایند اما صفت آن هاست که تشخص می‌دهد! ای کاش زن و مرد متوجه اهمیت صفت حیا و جلوه آن پوشش محجوبانه و لزوم آن از ابتدا باشند و ای‌کاش مترجمان ما شعرها و فرهنگ ما را صرفا برگردان نکنند و ترجمه سلیسی داشته باشند تا این حقایق در غرب و شرق نشر پیدا کند و به اتحادی انسانی برسیم./

 

مصاحبه از فاطمه نوری شکری

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    چقدر زیبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. ناشناس گفت:

    چقدر پر مغز
    من چند بیتش را حفظ کردم
    از این ادیب بزرگوار و با حجاب ممنونم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  3. ماریا گفت:

    الان دوره دوره زنان بی حیاست

    نگین نه که باور نمی کنم

    بله با شما هستم خانم و آقایون

    چرا؟ وقت انتخاب عروس همه میگن خوب اینم مثل بقیه

    دوره عوضش شده

    دروغ میگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

  4. مهر گفت:

    بسیار عالی.واقعا برام باعث افتخاره که ایرانیم و اینچنین نیاکانی دارم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  5. کاشانی گفت:

    چه مطلب جالبی! عشق حقیقی و پاک، لطفا با استاد بیشتر مصاحبه کنید

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    چقدر زیبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. ناشناس گفت:

    چقدر پر مغز
    من چند بیتش را حفظ کردم
    از این ادیب بزرگوار و با حجاب ممنونم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  3. ماریا گفت:

    الان دوره دوره زنان بی حیاست

    نگین نه که باور نمی کنم

    بله با شما هستم خانم و آقایون

    چرا؟ وقت انتخاب عروس همه میگن خوب اینم مثل بقیه

    دوره عوضش شده

    دروغ میگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

  4. مهر گفت:

    بسیار عالی.واقعا برام باعث افتخاره که ایرانیم و اینچنین نیاکانی دارم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  5. کاشانی گفت:

    چه مطلب جالبی! عشق حقیقی و پاک، لطفا با استاد بیشتر مصاحبه کنید

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.