تلوزیون فرصتی برای تربیت کودک/ مصاحبه اختصاصی ـ قسمت اول

عالمه جمالزاده/ آیا تا به حال کسی به جذابیت گفتگوی یک کودک در دنیای کودکیش با پدر و مادر (واقعی یا نمایشی) فکر کرده است؟ این صحنه چقدر می‌تواند جذاب و دلنشین باشد. ما هموراه سعی کرده‌ایم از اهرم‌هایی استفاده کنیم که خارج از فضای کودکی است، موسیقی برای فضای کودکی نیست، بازی، فکاهه‌گویی و […]

کد خبر: 2647
تاریخ انتشار : آبان ۵, ۱۳۹۲

555

عالمه جمالزاده/ آیا تا به حال کسی به جذابیت گفتگوی یک کودک در دنیای کودکیش با پدر و مادر (واقعی یا نمایشی) فکر کرده است؟ این صحنه چقدر می‌تواند جذاب و دلنشین باشد. ما هموراه سعی کرده‌ایم از اهرم‌هایی استفاده کنیم که خارج از فضای کودکی است، موسیقی برای فضای کودکی نیست، بازی، فکاهه‌گویی و خنده در دنیای کودک جای دارد ولی ما سعی می‌کنیم که جذابیت های خودمان را به کودکان تحمیل کنیم.

  

  رسانه ها این روزها نقش چشمگیری در زندگی همه افراد جامعه دارند و کودکان نیز از این قضیه مستثنی نیستند، لذا بر آن شدیم تا  با دکتر سید مجید امامی دارای دکتری فرهنگ و ارتباطات اسلامی، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم، و همچنین معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی  مصاحبه ای داشته باشیم و از ایشان تأثیرات مثبت و منفی رسانه ها در تربیت و انتقال مفاهیم دینی را جویا شویم.

ـ تا چه اندازه برنامه­های تلویزیونی کودکان در انتقال مفاهیم اسلامی موفق عمل کرده­اند؟

بحث انتقال مفاهیم دینی از طریق تلویزیون یک بحث عمیق، مهم و دامنه­داری است که اساساً همه رسانه­های سنتی یا مدرن، جمعی و یا غیر جمعی، دغدغه و سودای آن را دارند، و زمانی که مخاطب، یک مخاطب حساس و فوق العاده تأثیرپذیر و در عین حال متفاوت با زبان رمزگذار است بحث پیچیده­تر می­شود؛ به بیان دیگر اوج اختلاف زبانی، در تهیه برنامه­های کودک دیده می­شود، در اینجا رمزگذار (برنامه­نویس و تهیه­کننده) و رمزگشا (کودک و نوجوان) دارای اختلاف زبانی شدیدی هستند. البته این به معنای این نیست که مستندساز، تهیه­کننده و فیلمساز باید کودک باشند، بلکه به معنای در نظر گرفتن این تفاوت است.

پس آقای دکتر شما از زاویه فرهنگ و ارتباطات به این بحث نگاه کرده و معتقدید در حوزه فرهنگ و ارتباطات سه مطلب وجود دارد: اول اینکه کودکان تأثیرپذیرترین و در عین حال آسیب­پذیرترین مخاطبان رسانه‌های جمعی مخصوصاً تلویزیون هستند؛ البته این به معنای پذیرفتن بهترین تربیت از طریق این رسانه نیست، بلکه به معنای این است که آنچه در خارج از فرآیند تربیت تعریف می­شود از جمله انواع خشونت، آموزش­های جنسی، گزاره­های فراتر از سن یک کودک و به تعبیر پستمن آنچه منجر به زوال امر کودکی و دوره کودکی می­شود، از طریق رسانه‌های جمعی مانند لکه­های سیاهی بر جان پاک کودکان می­نشیند و تأثیر می­گذارد.

دومین مطلب این است که رسانه­های جمعی دنیای فانتزی و دستکاری شده را دنبال می­کنند و کودکان توان تفکیک  دنیای مجاز و واقعیتشان و امر دستکاری شده و ناب بسیار پایین است.

سومین مطلب هم اشاره به این دارد که رسانه­های جمعی عمدتاً پیام را به مثابه امر تجاری منتقل می­کنند و کودکان و نوجوانان قربانی این تجاری­سازی هستند.

درسته، با در نظر گرفتن این سه مطلب، امر تربیت و انتقال مفاهیم دینی مخصوصاً از نگاه ایرانی ـ اسلامی امری است که عمدتاً باید غیررسانه ای پیش رود و رسانه به عنوان کمک تربیت و ادوات همنشین نه جانشین به آن نگاه شود، این امری کلی است که حتی در مکاتب جدید و رویکردهای مدرن نیز به آن پایبند هستند، یعنی حداکثر بخش رسانه­ای تربیت اعم از بازی­های رایانه­ای و تلویزیون، از یک هفتم تجاوز نمی­کند.

تلویزیون در انتقال مفاهیم دینی موفق عمل نکرده است، هر جا بحث از مضامین و مفاهیم دینی است با استفاده از قالب­های مستقیم و صریح و آشکار به بیان آن پرداخته شده و تمام قالب­های نمایشی و غیرمستقیم صَرف موضوعات خنثی شده است.

بسیاری از مفاهیم همچون عبادت­های فردی، کمک به خلق، توسل، احترام به بزرگترها، احسان و نیکوکاری، توکل و …. را می­توان در قالب­هایی که مورد پذیرش دوران کودکی است منتقل کرد.سید-مجید-امامی6-390x220

– چه راهکاری برای قالب برنامه­های کودک در انتقال مفاهیم و ارزش­ها تعریف می­کنید که  جذابیت  و به روز بودن را در برگیرد؟

کارکرد موفق و شایع تلویزیون سرگرمی و تأمین فراغت است و از طرفی کودکان مخصوصاً افراد زیر ۹ سال، اصلی­ترین کار و محمل آنها بازی است ـ امری که امروزه در جامعه به شدت مورد غلفت واقع شده و برای همین حجم رسانه­ای شده تربیتِ کودکانمان افزایش پیدا کرده است ـ لذا در اینجا این رسانه از یک نقطه قوت برخوردار است و آن، سرگرمی­آفرینی و بازی­سازی برای کودکان است؛ به بیان دیگر کودک چه بخواهد تربیت دینی پیدا کند و چه غیر دینی، راه آن بازی است و تلویزیون یکی از ابزاری است که به راحتی می­تواند از طریق بازی و ایجاد سرگرمی این مهم را انجام دهد.

قالب بازی یک از قالب­هایی است که زیاد به آن توصیه شده است و بنده معتقدم که در این مورد باید خیلی کار کرد و مهمتر اینکه، طراحان و متفکران بازی و همچنین داستان­نویسان و فیلمسازان کودک باید عالِم به مضامین دینی باشند و با معارف اسلامی آشنا باشند.

ذات نایافته از هستی بخش           کی تواند که شود هستی بخش.

1629609_539

تلویزیون یک فرصت است برای تربیت کودک ـ البته همنشین دیگر امور تربیتی نه جانشین آنها ـ که اگر ازآن به خوبی استفاده شود می­تواند تأثیرات خوبی بر کودکان داشته باشد. می­توان به جای پخش سریالها، فتوکلیپ‌ها و رقص­آوازهای بی­هدف و بی­معنا، از بازی استفاده کرد و در آن هدف و منظور خود را گنجاند.

کودک امروزی به شدت تشنه امر بازی هستند ولی به دلیل سبک زندگی جدید در جامعه و فاجعه تک­فرزندی و آپارتمان­نشینی، کودکان اغلب تنها و منفرد بازی می­کنند که این خود باعث انزوا و محدود کردن دایره تعاملاتشان با اجتماع و عدم توانایی در دوست­یابی آنها می­شود. تلویزیون در این دوره می­تواند همبازی کودکان تنها و وحید در خانه باشد، اما به شرط اینکه از پخش رقص­آوازها و نمایش­های آبکی بیرون بیاید.

 19-359

– چرا استفاده از ابزار موسیقی در تمامی برنامه­های کودک محور اصلی آنان می­باشد؟

به خاطر اینکه رویکرد استفاده از ابزار موسیقی کم­هزینه و کم­زحمت است. تهیه­کننده و نویسنده برنامه­های کودک به جای اینکه مدتها بنشینند و به موضوع و قالب مناسب فکر کنند، با پخش موسیقی و رقص­آوازها مدت زمان پخش برنامه را پُر می­کنند.

از آنجا که رسانه صدا و سیما پر خرج­ترین و پرهزینه­ترین رسانه محسوب می­شود، لذا بودجه در نظر گرفته شده برای آن بین هزاران هزار امر عظیم و باطل و بیهوده تقسیم می­شود و فقط تنها حصه­ای از آن به حوزه کودک تعلق پیدا می­کند و آن هم با نیروی اندک نیمه کارشناسی شده. در این وضعیت تهیه­کننده سعی می­کند از کم هزینه­ترین و راحت­ترین گزینه که همان آواز، موسیقی و رقص خاله و عموهاست استفاده کند و کودکان تنها کاری که در این برنامه انجام می­دهند این است که با حرکات دست و جیغ و فریاد آنها را همراهی می­کنند. تنها فایده تربیتی این نوع برنامه این است که کودکان با فریادهایشان یک جور نشاط مقدماتی بدست می­آورند که اگر این مقدمات از برنامه­های ترکیبی جدا شود چیزی از آن باقی نمی­ماند. و تمام مشکلات ما در برنامه­های کودک و نوجوان این است که می­خواهیم عدم جذابیت قسمت­های تربیتی و حتی نمایشی را با موسیقی پُر کنیم در حالی که هیچ کجای دنیا چنین کاری انجام نمی­دهند.

ارسال
چاپ
1 نظر
  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. علی گفت:

    من حرفتون رو تا حدودی قبول دارم
    تلوزیون بازوی اجرایی هست
    میشه با این رسانه ذهن رو کلا عوض کرد
    چه مثبت و چه منفی

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. علی گفت:

    من حرفتون رو تا حدودی قبول دارم
    تلوزیون بازوی اجرایی هست
    میشه با این رسانه ذهن رو کلا عوض کرد
    چه مثبت و چه منفی

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.