درد و دل های یک بچه هیئتی

وقتی پسرم مداحی می گذارد که گوش کند، دلم می خواهد گریه کنم. نه به خاطر مداحی! نه! به خاطر اینکه شعر اباعبدالله، شعر متانت است، ولی بعضی از شعرها و سبک های مداحان امروز رنگ و بوی متانت ندارد.

کد خبر: 3030
تاریخ انتشار : آبان ۱۸, ۱۳۹۲

     یادش به خیر. صد سال پیش را نمی گویم! همین دهه های شصت و هفتاد! ما بودیم و هیئت‌مان. زندگی می کردیم با هیئت. نفس می‏کشیدیم در هیئت. هفته را روز شمار می کردیم که بشود پنج شنبه برویم هیئت. به قول بزرگ ترها پر قنداق‌مان را زده بودند به هیئت. نوجوانی‌مان در هیئت گذشت. سبیل‏ها یمان در هیئت سبز شد. الکی نبود که به ما می‏گفتند بچه هیئتی!phoca_thumb_l_1391_20121124_1287899036

     البته هیئت رفتن‌مان بی حکمت نبود. جای خوبی بود. بزرگ ترها مطمئن بودند بچه شان هیئتی بشود دیگر خیلی چیزهای دیگر نمی شود. مثلا معتاد، لاابالی، بی ناموس… خیلی چیزها! همین بود که در محل کسی ناموسش را می داد دست ما مطمئن بود نگاه چپش نمی کنیم. در هیئت یادمان داده بودند حیای حسینی داشته باشیم و غیرت ابوالفضلی. یادمان داده بودند مسلمان کسی است که مسلمان از او در امان باشد. آخر هیئت تنها که نبود! کلاس درس زندگی بود. ما در هیئت زندگی می کردیم تا زندگی کردن را یاد بگیریم.

     ازدواجم هم صدقه سر همین هیئت شد. من که از مال دنیا چیزی نداشتم. شغلم هم هنوز پا نگرفته بود که درآمد آن چنانی داشته باشم. خواستگاری که رفتم همین که گفتم از بچه های فلان هیئتم ورق برگشت. بابای دختر یخش باز شد و گفت اگر هیئتی باشد پس حتما آدم مومنی است. همین که دستش در دست امام حسین (علیه السلام) باشد برای دنیا و آخرت دختر من بس است.

     در هیئتمان همه مداح بودند. از کوچک و بزرگ هرکس می خواست برود آن بالا و روضه خوان آقایش باشد، می‏رفت و دم می گرفت و همه به عشق اباعبدالله پا به پایش سینه می زدند. البته مرشد و بزرگتر هم داشتیم. پیرمردی بود خود ساخته که نفسش خدایی بود. اول می رفت بالا موعظه می گفت، بعد احکام می گفت، بعد روضه می خواند. و چه روضه هایی می خواند. انگار خودش در کربلا بوده و دیده. گاهی میان روضه هایش با اباعبدالله درد و دل هم می کرد. از اوضاع اجتماعی، از اینکه سپاه ابن زیاد چون شکم هایشان از حرام پر شده بود حرف حق را نشنیدند و امروز بچه شیعه ها خودشان را آلوده به مال حرام می کنند. درد و دل می‏کرد که همه درد ما به خاطر بی‏حرمتی به ناموس حسین (علیه السلام)  است و امروز ناموس ما خودش، خودش را بی حرمت می کند. درد و دل هایش هم درس بود برای ما.

     هیچ وقت یادم نمی آید پیرمردی که بزرگ هیئت مان بود صدای آنچنانی داشته باشد. اما نفسش حق بود. روضه که می‏خواند مجلس زیر و رو می شد. این را از امام یاد گرفته بودیم که صدا مهم نیست، مهم نفس است. حاج آقا کوثری (مداح امام) صدای چندانی نداشت. هیچ وقت هم به جز مقتل آب و تاب دیگری به روضه اش نمی داد. ولی وقتی می خواند امام های های گریه می کرد؛ خدا رحمتش کند.m-1532

     حالا که من از آب و گل زندگی در آمده‏ام تازه دختر و پسرم  دارند آب گلی می شوند. هر دو نوجوانند و من دوست دارم هر دو هیئتی بار بیایند. اما چه کنم که بچه های امروز می خواهند خودشان همه راه ها را بروند و مسیر انتخاب کنند. پسرم کلی سی دی مداحی دارد. وقتی می گذارد که گوش کند دلم می‌خواهد گریه کنم. نه به خاطر مداحی! نه! به خاطر اینکه شعر اباعبدالله، شعر متانت است، ولی بعضی از شعرها و سبک های مداحان امروز رنگ و بوی متانت ندارد. مگر حسین نرفت تا ما مومن باشیم؟ پس چرا پسر من با گوش دادن به این همه سی دی مداحی و سینه زدن در روضه ها، هنوز خیلی چیزهایی که باید یک بچه هیئتی بداند را نمی داند؟ هنوز با مومن شدن فاصله ها دارد؟ حس می کنم مداحی امروز جای موسیقی را برای بچه مذهبی ها گرفته. چیزی که در شأن اسم حسین(ع) و روضه‏ی حسین (علیه السلام) نیست.

     محرم که می‏شود، دختر و پسرم انتخاب می‏کنند، کدام روضه برویم. فکر می کنید ملاک اتخابشان چیست؟ سخنران؟ نه! نگاه می کنند فلان مداح کجا محفل دارد، ما هم همانجا برویم. یادش به خیر حاج آقا کوثری را. صدای چندانی نداشت. اما نفس گرمی داشت. روضه ها را با احترام می خواند. آن گونه که باید روضه اباعبدالله خوانده شود.

     تازگی ها دست و دلم می لرزد پسرم را ببرم هیئت. از بعضی از این هیئت ها که رد می شوم نحوه لباس پوشیدنشان، دخترها که با چه سر و وضعی می آیند روضه امام حسین(ع)، می ترسم یاد بگیرد. می‌ترسم فکر کند اسلام به دل است، نه به ظاهر! مثل همان ها که می گفتند دلمان با حسین(ع) است ولی مسلم را در کوفه تنها گذاشتند.

کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد/کلیپ

 

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/node/20153
    ما را از بروزرسانی خود آگاه
    و با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    http://ammarname.irinfo@ammarname.ir
    یا علی

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/node/20153
    ما را از بروزرسانی خود آگاه
    و با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    http://ammarname.irinfo@ammarname.ir
    یا علی

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.