سران و بزرگان غیرت گم کرده

« هنوز نيم قرن از حجة الوداع نگذشته، امت محمد صلي الله عليه و آله تيغ بر اوصياي او كشيده اند و با نام اسلام، قلب اسلام را كه امام است مي درند، اجسام‌شان به جانب قبله نماز ميگذارند اما ارواحشان هنوز همان اصنامي را مي پرستد كه ابراهيم شكسته بود. اجسام‌شان به جانب قبله نماز مي‌گذارند اما ارواحشان با باطن قبله كه امامت است پيكار مي‌كنند. جاهليت ريشه در درون دارد و اگر آن مشرك بت پرست كه در درون آدمي است ايمان نياورد چه سود كه بر زبان لا اله الا الله براند؟ آن گاه جانب قبله را رها مي‌كند و خانه كعبه را عوض از صنمي سنگي مي گيرد كه روزي پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالي چند روز گرداگردش طواف كند. و اي كاش تا همين جا بسنده مي كرد و قلب قبله را با تيغ نمي دريد!...»[1]

کد خبر: 3088
تاریخ انتشار : آبان ۲۱, ۱۳۹۲

سران و بزرگان غیرت گم کرده/ قسمت اول

در دل هر حادثه ای مقدم و مؤخری است که بدون بررسی آنها نمی توان نتیجه گیری مؤثری نسبت به آن حادثه داشت، و حادثه عاشورا نیز از این امر مستثنی نیست برای اینکه گام‏های وقوع عاشورا و شباهت های آن با عصر حاضر را بررسی کنیم در ابتدا باید شخصیت خواص فرماندهان سپاه یزید و عوامل تأثیرگذاری آنها را در عاشورا و اینکه چگونه این افراد به قاتلان همیشه ملعون حسین (ع) تبدیل شدند را بررسی کنیم بعد از این بررسی خواننده به خودی خود نتیجه گیری صحیح و مطلوب را خواهد کرد.

16

نقش خواص و بزرگان سیاسی در شکل گیری حادثه عاشورا

خواص زمان حسین بن علی هرکدام نقش مهمی در ایجاد حادثه کربلا داشتند ما چند نمونه از اصناف مختلف آنها را موردبررسی قرار می‏دهیم.

17دسته اول: کسانی هستند که دین به دنیای خود فروخته اند و با وجود اذعان به حقانیت حسین نتوانستند از منافع خود بگذرند و در حوادث تاریخی به دلیل منافع شخصی کینه و دشمنی که از آل علی به دل داشتند که همین کینه در نهایت آنها را به اوج شقاوت و پستی کشاند و در کربلا آن کردند که پست ترین حیوانات نیز از آن منزه اند.

  یکی از این خواص عمر بن سعد و فرمانده سپاه عبیداله بن زیاد که پدرش سعد ابی وقاص از سرداران سپاه رسول خدا و سردار دلیر اسلام بود، کسی فاتح امپراطوری ایران و قادسیه که عمر نیز در نوجوانی همراه پدرش در فتح عراق شرکت داشت، سعد یکی از ده تنی است که می گویند رسول خدا هنگام وفات از آنها رضایت داشته است، اما بعد از پیامبر با علی علیه السلام بیعت نکرد، اگرچه در نقل فضائل علی کوتاهی نکرد ولی چون خود داعیه دار حکومت بود علی را به ولایت و سرپرستی امت اسلام قبول نداشت، و حال فرزند او عمر شقاوت را در حادثه عاشورا بدانجا رساند که پس از شهادت امام دستور داد سپاهیانش با اسب بر بدن امام و یارانش بتازند و بعد از جنگ وقتی خدمت عبیداله رفت و از او خواست نامه حکومت ری را به او پس دهد و نامه را به او ندادند و او خودش را چنین توصیف کرد : «هیچ کس بدتر از من به خانه برنگشت زیرا از امیری فاجر و ظالم اطاعت کردم و عدالت را پایمال و خویشاوندی را قطع کردم» کسانی که جنایت می کنند از ابتدا شقی نیستند مانند عمر سعد که در آن زمان خود از بزرگان اسلام بود و به خوبی آگاه بود که کشتن امام و فرزند پیغمبر وارتکاب چنین جنایتی نابخشودنی است به همین خاطر یک شب از یزید مهلت گرفت تا در مورد پیشنهاد او مبنی بر کشتن حسین فکر کند و خیلی ها او را از این امر بر حذر داشتند ولی قدرت طلبی قلب او را تسخیر کرده بود و آرزوی حکومت ری او را در چنین منجلابی فرو برد.

آگاهی او به شخصیت حسین به گونه ای بود که نقل کرده اند که او خطاب به شمر گفته است:« والله همان دلی را که علی داشت در میان دو پهلوی پسرش نهاده اند»[۲] پس عمر بن سعد کاملأ به کاری که انجام می دهد واقف است و آگاهانه چنین جنایتی را مرتکب می شود و این در حالی است که امام بارها سعی کرد دل مرده او را بیدار کند و به او فرمود: « یا عمر آیا کمر به قتل من بسته ای به زعم آن که ابن زیاد ولایت ری و گرگان را به تو بسپارد؟ والله که گوارای تو نخواهد شد، هرگز این عهدی است معهود در کتاب قضای الهی که با تو باز می گویم. هرچه می خواهی بکن که بعد از من نه به دنیا و نه به آخرت رنگ خرسندی نخواهی دید، گویا می بینم سر تورا که چگونه بر نیزه رفته است و بچه ها آن را در میان خویش هدف گرفته اند و بدان سنگ می پرانند. و عمر غضبناک روی از امام برتافت و به یارانش ندا در داد که : پس معطل چه هستید؟ همه با هم به او حمله برید که لقمه ای بیش نیست.»[۳] ولی چه سود از نصیحت، که کسی که خود را به خواب غفلت زده باشد با سهمگین ترین طوفان ها نیز بیدار نخواهد شد.

و اما شمر ابن ذی الجوشن که از طایفه بنی کلاب بود، پدرش ذی الجوشن در زمان پیامبر از ایمان آوردن امتناع کرد و تنها وقتی متوجه پیروزی مسلمانان بر مشرکان شد ایمان آورد، از مادر او نیز به پست فطرتی و پلیدی نام برده اند، شمر در زمان خلافت امیر المؤمنین علی (ع) با ایشان بیعت کرد و در جنگ صفین در لشگر آن حضرت بود و همراه علی(ع) با امویان جنگید و از سرداران ایشان به حساب می آمد، حتی در جنگ صفین مجروح وجانباز شد ولی همو بعدها به خوارج پیوست و کینه آل علی را به دل گرفت و از آن زمان منتظر فرصتی بود تا به این خاندان ضربه ای وارد کند، و اوج شقاوت او آن زمان بود که در عاشورا امام جراحات بسیار زیادی بر تن داشتند که شمر بر سینه مبارک ایشان نشست و محاسن ایشان را در دست گرفت و قصد کشتن ایشان را داشت که امام به او فرمودند: آیا می دانی که چه کسی را می کشی ؟ شمر جواب داد آری تو فرزند علی و زهرایی و جدت محمد مصطفی (ص) است ولی من از کشتن تو باکی ندارم؛ و او کسی بود که به دستور عمر سعد سر مبارک امام و یارانش را برای ابن زیاد در کوفه سپس برای یزید به شام به امید پاداش برد و به او گفت: «ای یزید رکاب مرا از طلا و نقره پر کن زیرا که من آقای وارسته ای را کشته ام که پدر و مادرش از بهترین مردم بودند و یزید در پاسخ گفت اگر او بهترین مردم است چرا او را کشتی؟ و شمر گفت به خاطر پاداش، یزید در جواب با پشت شمشیر به سینه او زد و گفت تو در پیشگاه من جایزه ای نداری.» اینها کسانی بودند که از سالها پیش مسیر رو به انحراف را در پیش گرفته بودند که در کربلا به چنین قساوتی مبتلا شدند اما آنان که تا لحظه آخر ادعای حب حسین و یار او بودن را داشتند چرا در این واقعه او را تنها گذاشتند آنان که خود را ولایت مدار می پنداشتند چگونه شد که امام را همراهی نکردند؟ چه شد که آن غیرت دینی که باید در کنار امام قد علم کند و تمام قد امام خویش را یاری کند، چه شد حیاء از امام آن گاه که او را تنها می گذاشتند و فقط از سر دل سوزی او را از رفتن سرباز می زدند.

«ابن زیاد» زنازاده ای که پدرش نیز زنا زاده بود و امام را به این دو راهی کشاند که یا شمشیر و یا ذلت،

«در آن عهد کار به جایی رسید که پسر و نوه کسانی که در جنگ بدر به دست امیر المؤمنین و حمزه و بقیه سرداران اسلام به درک رفته بودند پسر همان افراد، نوه همان افراد جای پیغمبر نشست و سر جگر گوشه پیغمبر را جلوی خود گذاشت و با چوب خیزران به لب و دندان او زد و گفت: ((لیت اشیاخی ببدر شهدوا، جزع اخزرج من وقع الاسل) یعنی کشته های ما در جنگ بدر بلند شوید ، ببینید که ما با کشنده های های شما چه کردیم)»[۴]

ادامه دارد…

[۱] فتح خون – سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی

[۲] منتهی الآمال ص ۴۰۲

[۳] موسوعۀ کلمات الامام الحسین ع ص ۴۲۲

[۴] .مقام معظم رهبری

کاری از گروه  دین و فرهنگ باحجاب

 

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد/کلیپ

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.