اندکی نفس؛ در حال غرق شدنیم

بعضی مواقع که مشغول وب گردی هستیم با مطلبی برخورد می کنیم که دلمان را می برد و موتور ذهن را به شدت فعال می کند. من هم از این قاعده مستثنی نبودم و متنی را که توجه مرا به جلب کرد برای شما بازنویسی کرده و کلامی بر آن اضافه می کنم. در گردان […]

کد خبر: 311
تاریخ انتشار : تیر ۱۷, ۱۳۹۲

بعضی مواقع که مشغول وب گردی هستیم با مطلبی برخورد می کنیم که دلمان را می برد و موتور ذهن را به شدت فعال می کند. من هم از این قاعده مستثنی نبودم و متنی را که توجه مرا به جلب کرد برای شما بازنویسی کرده و کلامی بر آن اضافه می کنم.

در گردان موسی بن جعفر (علیه السلام) دوستی داشتیم ۱۴-۱۵ ساله اهل رهنان اصفهان بود.بچه اهل صفا و خلوصی بود. از نوع رفتار و گفتار وسکناتش غریبی که داشت، مسلّم بود که شهادت او حتمی است و به همین دلیل و به بهانه کم سن و سالی اش اغلب دوستان نوبت پست ، او رااز خواب بیدار نمی کردند و به جای او نگهبانی می دادند. سنگر نگهبانی عصر در آن قسمت از منطقه فوق العاده در تیررس دشمن بود. یک روز بعد از ظهر داخل سنگر نگهبانی اش صدای انفجار آمد. آتش و دود همه جا را فرا گرفته بود. هرچه اورا صدا زدیم جوابی نشنیدیم . به درون سنگر رفتیم ، کاسه ی سرش از بین رفته بود . او را بردند عقب . یکی از رفقا که جیب هایش خالی کرده بود به کاغذ نوشته ای برخورد به این شرح:

گناهان هفتهimages

  شنبه:احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل

یک شنبه:زود تمام کردن نماز شب

دوشنبه:فراموش کردن سجده ی شکر

شه شنبه: خوابیدن بدون وضو

چهار شنبه :در جمع با صدای بلند خندیدن

پنج شنبه :پیش دستی کردن فرمانده در سلام

جمعه : تمام نکردن صلوات های مخصوص جمعه و رضایت دادن به هفتصدتا؛

و این شهید کسی نبود به جز «ناصر حسینی» این خاطره از یکی از شهدا را نوشتم تا به جمله ی زیر برسم :crying-eye-saidaonline

عامل بدبختی ما هنجار شدن گناهان است

زمانی برای یکی شاید مثل من یا شما گناه یک تعریفی دارد و در زمان دیگر، تعریف دیگر، چیزی که در این وسط جایگاه خود را شاید از دست داده باشد امر الهی است.

گناه کردن شاید برای کسی مثل شهید بدون وضو خوابیدن، تاخیر در سلام، قناعت به حد کم مستحبات باشد، و برای دیگری حد اعلای گناه……….. اینکه چه کاری گناه است و چه کاری مصداق گناه نیست و درجه بندی و اولویت دادن مصادیق گناه کردن، شده بهانه ما در توجیه انجام بسیاری از گناهان؛ به نحوی که به مرور قبح گناهان شکسته شده و آن را تبدیل به یک هنجار و عادت اجتماعی پذیرفته شده بکنیم وضعی که ما اکنون در مصادیق ظاهری و اجتماعی درباره گناهان به آن مبتلا شدیم.

 تا به گرما وتابستان می رسیم و بحث پوشش وحجاب را مطرح می کنیم، صداها از گوشه و کنار بلند می شود که چه کار به حجاب و نوع پوشش دختران و بانوان دارید بروید جلوی دزدی را بگیرید، جلوی مواد مخدر را بگیرید و ریشه فقر رابکنید و یا اینکه خودتان را اصلاح کنید تا با دیدن بانوان بد پوشش دچار گناه نشوید، این صحبتها را من هم قبول دارم و معتقدم همه مصادیق و ریشه های فساد و مشکلات جامعه باید مورد توجه قرار بگیرد.

 ولی آیا صحیح است به خاطر یکسری از مشلات وگناهان، گناه اجتماعی و مهم دیگری را نادیده گرفت وآن را طبیعی دانست و از اهمیت و اولویت آن کاست؟

 آیا صحیح است یک عیب ظاهری مثل پوشش وحجاب نامناسب را که در شریعت از آن به عنوان فعل قبیح ومنکر یاد شده به دلیل شیوع در برخی مناطق و مراکز نادیده گرفت آن را امر عادی تلقی کرد و کم کم وبه عنوان یک عرف پوشش  یک حق مسلم در جهت آزادی افراد پذیرفت؟

آیا باید کم کم هنجار شدن گناهان در سطح جامعه را با توجیهات بپذیریم؟یا اینکه با تذکر و یادآوری هر کدام از گناهان را که مصداقی علنی و نمایان تر دارند به برای مردم تکرار کنیم و از آن بیم دهیم؟

 آیا باید بهانه گرما و پوشش نامناسب را گناه تلقی نکنیم و مصداق عدم اجبار در پذیرش دین بدانیم (لا اکراه فی الدین)؟!!!!!!!!!!

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. سلام، مطلب فوق العاده مهم و بجایی بود
    ممنون
    انشاالله که ماهم بتونیم خودمون رو بسازیم و امر به معروف و نهی از منکر فراموشمون نشه

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. سلام، مطلب فوق العاده مهم و بجایی بود
    ممنون
    انشاالله که ماهم بتونیم خودمون رو بسازیم و امر به معروف و نهی از منکر فراموشمون نشه

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.