لطفا لحظات خودمان را ثبت کن

لحظاتی که در فیلم و عکس باید ثبت شود ولی نمی شود هی گفتم یه لحظه که کنار هم هستیم و برای دوتامون خاطره است رو بذار ثبت کنیم بعدا یادمون افتاد کلی هم تجدید میشه اون لحظه، گفت نه تو نمیدونی، عکس روز عروسی و در باغه که خاطره میشه!  البته راست می گفت […]

کد خبر: 325
تاریخ انتشار : تیر ۱۸, ۱۳۹۲

لحظاتی که در فیلم و عکس باید ثبت شود ولی نمی شود

feature03

هی گفتم یه لحظه که کنار هم هستیم و برای دوتامون خاطره است رو بذار ثبت کنیم بعدا یادمون افتاد کلی هم تجدید میشه اون لحظه، گفت نه تو نمیدونی، عکس روز عروسی و در باغه که خاطره میشه!

 البته راست می گفت ها، من فکر می کردم مثلا اینکه اولین بار همو دیدیمو من فکر کردم نماینده کلاسه که آمده برگه امتحانی رو بده و به زور برگه دستشو گرفتم خاطره است یا اینکه اولین بار آمده بود خواستگاری، داداشم با مامور آب اشتباه گرفته بودش و نمی ذاشت بیاد داخل خونه خاطره است، دیگه ته تهش فکر می‌کردم دیدن صورت مادرش وقتی که برای اولین بار  از هیبتش هول کردم و به جای آب یخ براش آب جوش آوردم و اونم سر کشید دیدنیه و عکس ازش بندازی خاطره می شه! اما بالاخره خدا یه ذره عقل هم که بخواد به مرد بده این موقع هاست دیگه، که داد.

 کلا یه خاطره هایی برای ما ساخته این آقای همسر  ملقب به شازده که تا عمر داریم و به نسل های بعدی هم بگیم باز جا داره و مثل قالی کرمون هربار یه چیز جدید ازش یادمون میاد.

 نزدیک عروسیمون، یکی از دوستاش پیشنهاد کرد که برای خوب دراومدن عکس های روز عروسی، دو سه روز قبل مراسم بریم یه باغ و کلی عکس فانتزی اینا بندازیم تا خاطره بشه و در ضمن اگه زشت شد وقت هم داشته باشیم تا دوباره بندازیم، ما هم که مطیع همسر، قبول کردیم.

 صبح روز واقعه که به عادت همیشه منو کلی معطل کرد و دیر آمد، منم نامردی نکردم آدامسی که از صبح جوییده بودمو یواشکی یه گوشه کیفم گذاشتم و قبل از اینکه بشینه گذاشتم وسط صندلیش!

کلا یادم رفته بود که میرخواستیم کجا بریم، کت شلوار دامادی پوشیده بود! قبل نشستنش یادم افتاد اما تا اومدم بگم، فکر کرد میخوام سر دیر اومدنش غر بزنم، نذاشت حرف بزنم، گفت باشه خب ترافیکه چی کار کنم، ببخشید دیر شد و نشست!

منم دیگه نمیتونستم به روی خودم بیارم بالاخره عروسی گفتن، خجالتی گفتن، اصلا انگار نه انگار اتفاقی افتاده، از همه چی حرف زدیم تا رسیدم آرایشگاه اما زبونه مگه می موند توو دهنم، گفت تو برو من سه ساعت دیگه میام، گفتم باشه لطفا کت و شلوارتو هم عوض کن، گفت چرا؟ گفتم همینطوری و بدوبدو رفتم سمت سالن.

حالا قر و فر آرایشگاهه و لباسه بماند، بعد از سه ساعت و نیم  شازده با کت شلوار برادر بزرگش آمد، خیلی خودداری کردم که ایندفعه آدامس نچسبونم به صندلیش و راهی باغ شدیم.

اینقدر کوچه پس کوچه رفته بودیم که دیگه دست چپ و راستمونو هم قاطی می‌کردیم، تا رسیدیم به در باغ آبی.

دقیقا در همین لحظات میشه از همسر قول گرفت، مثل من که همون موقع یه قول ازش گرفتم و سرنوشتم عوض شد، بهش گفتم هرچی عکس گرفتن فقط یک سال وقت داری که واقعیشو برام بگیری، اونم قبول کرد، ناگفته نماند که منم نمیدونستم چه عکسایی در انتظارمون هستن!

 قبلا چندسری مدل عکس دیده بودیم و شازده گفته بود که از همه مدل ها یکی دوتا بگیریم، محض تاکید یه بار دیگه بهش گفتم که شرطت یادت نره!

عکسای اولمون خاص نبودن، یه سری عکس فانتزی و اینا، از قولم هم نمیشد استفاده بکنم، اما خب اون عکسایی که برامون خاطره شد، یه مدل دیگه بودن.

مثلا یکیش رو گفتن تصور کن در زندانی و شازده هم آمده نجاتت بده، منم بهم برنخورد، گفتم همینم مونده من زندان باشم این منو نجات بده، عکاسه هم میگفت بمیری بمونی باید این عکس و بگیرم، گفتم اگه راست میگین، این زندانی باشه من نجاتش بدم، ناگزیر از قبول کردن بودن!

یه عکسه هم بود که گفتن تکی می گیریم که مثلا شازده ماهه و تو داری بهش نگاه می کنی، منم گفتم باشه فقط شازده جان شما تصور کن که باید اینو برای من بازسازی کنی ها!

آب دهنش و قورت داد و گفت که نمیشه این عکس و  بی خیال شد؟

 اما خب یه عکسه واقعا الان هم حسرتشو میخورم که چرا نگرفتیم، عکاسه گفت که یه ارابه س، تو باید بشینی و شازده ارابه رو هول بده، هنوزم نمی دونم چرا قبول نکرد این عکسه رو بگیریم!

 با این اوصاف زیاد حدس زدن نمیخواد که کل عکس هامون به ۱۰ تا نرسید، در عوض همین که کارمون تمام شد نمی‌دونم از کجا رفت در عرض ۵ دقیقه یه دوربین کامپکت خرید، هدیه داد و گفت بی خیال هرچی عکس فانتزیه، بیا هرچی دوس داری عکس بنداز خاطره بشه! اما طفلی هنوزم حسرت اون کت و شلوار دامادیش و داره و  نمیدونه چرا جای آدامسه پاک نمیشه!

 

کاری از گروه سیک زندگی باحجاب

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.