دیده نشدن در عصر غلبه تصویر ممکن است؟!

–  پایان امتحانات دانشگاه و بازگشت به شهر[۱]، برایم فرصتی را فراهم کرد تا با تأمل بیشتری به فضای شهرم، آدم­ها، تبلیغات شهری، پاساژها و… و به خصوص آنچه این روزها ذهنم را به خود مشغول کرده بود «علت تغییرات سریع سبک پوششی دختران و زنان شهرم و فاصله روزافزون آن با پوشش مورد تأیید […]

کد خبر: 3461
تاریخ انتشار : آذر ۹, ۱۳۹۲

–  پایان امتحانات دانشگاه و بازگشت به شهر[۱]، برایم فرصتی را فراهم کرد تا با تأمل بیشتری به فضای شهرم، آدم­ها، تبلیغات شهری، پاساژها و… و به خصوص آنچه این روزها ذهنم را به خود مشغول کرده بود «علت تغییرات سریع سبک پوششی دختران و زنان شهرم و فاصله روزافزون آن با پوشش مورد تأیید اسلام» بپردازم. برای یافتن بخشی از پاسخ سوال خویش مغازه­ های پوشاک زنان، توجه به نوع و تغییرات پوشش عابران خانم و حتی توجه به مکالمه­ های تلفنی و دیالوگ­ های معمول این گروهِ هدف در تاکسی و پیادرو و مغازه ها می توانست راهگشا باشد. مراکز فروش شهر خیلی زیاد نیستند. بازار سنتی و پاساژهای مدرن که طی چند سال اخیر ساخته شده و تنها در یکی دو خیابان مشخص شهر متراکم است. بازار سنتی ـ به جز بازار زرگرهایش (بازار طلافروشان) ـ خیلی مورد توجه گروه هدف ما (دختران و زنان جوان) نیست. پس پاساژها زودتر ما را به هدف می رساند. در این­میان بعضی مغازه­ها همیشه شلوغ­ اند. چون جنس ارزان تر دارند که البته ایرانی نیست و ترک اصل است! معمولا صبح­ها مغازه­ها خیلی شلوغ نیست و بیشتر زمان مراجعه برای خرید، هنگام غروب است. اما خلوت بودن در عین حال یک فرصت است زیرا فروشنده­ ها با صبر بیشتری به سوالاتت پاسخ می­دهند و در عین حال ما فرصت داریم با تأمل بیشتر در مغازه به صحبت های معمول و غیر رسمی بین فروشنده های خانم هم گوش کنیم.

 

9ce072657edba6d3aa2cfae8d4736370

– اینجا یکی از مغازه های پر فروش شهر در صبح است. موضوع صحبت خانم­های فروشنده، ماهواره است و اندر حکایات توصیه های ظاهرا پزشکی و در عین حال قبیح آن در جهت سلامتی خانم­ ها. برایم عجیب است که اینقدر راحت و بلند دارند از برنامه­ های ماهواره در حضور مشتری شان صحبت می­کنند. نکند ماهواره آزاد شده است و ما در خواب بوده­ ایم وقتی قانونش رفع ممنوعیتش تصویب شد در مناظرهای انتخاباتی.

اینجا یکی دیگر از مغازه­های معروف شهر است. دکوراسیون قبلی­ اش را تغییر داده است. فضای مغازه در این دکوراسیون جدید بزرگتر به نظر می­رسد. مانکن­ ها همه جدید هستند و صورت های مختلف ایستاده و نشسته­ شان، تن­نماییِ بیشتری را به رخ مخاطبان خود می­کشد. مانکن های جدید مخاطب را با جذابیت بیشتری به سوی خود می خوانند. به نظر می­رسد این مانکن ها قدرت بیشتری دارند تا مخاطبان شان را به مثابه ­ی سوژه ­ی خویش به سوی خود فراخوانده و به تسلیم وادارند.

aa

– اینجا خیابان مرکزی شهر است. نزدیک غروب است. یادم می­ آید یک بار از یک بنده خدایی شنیدم که می‌گفت از غروب به بعد این خیابان پاتوق دختر و پسرهای جوان است. حتی رفتن به آنجا را گناه می‌دانست. البته من اینقدر هم بدبین نیستم. مقتضای جوانی شادبودن است. ما هم که به جوانان مان یاد نداده­ایم چگونه شاد باشند. وقتی شهری نه یک مرکز فرهنگی درست و حسابی دارد و نه یک پارک خوب، خب معلوم است که این خیابان می شود پاتوق؛ چون هم سینما دارد، هم کافی­­شاپ و هم کلی کافی­نت. به نظر می­‌رسد در طی چند سال اخیر روز­ به­ روز به تعداد دختران شهرم که رضایت می­ دهند به تاراج زیبایی ­شان، اضافه می­ شود. اینجا  روزگاری به دارالمؤمنین شهره بود، اما حالا چهره شبانه شهر شایسته بودن این صفت برای این شهر را به تردید می کشاند. صورت­های آرایش کرده ـ به سبک فلان مد ماهواره­ای یا فلان بازیگر سینما ـ اما نجیبانه­ ی نوجوانانی که سرگردان در پی یافتن هویت خویش­ اند و جوانانی که گویا به هویتِ بی­ هویتی عادت کرده­ اند، من را سخت به فکر فرو می­برد…

– اینجا یکی از امامزاده­ های معروف اطراف شهر و شب نیمه­شعبان است. موضوع صحبت خانم­ های کناردستی­ ام در صف نماز جماعت صحبت از یکی از سریال­ های معروف ماهواره است. دارند با هزار افسوس و آه می گویند که فلان خانم بازیگر در فیلم … اصلا ظاهرا گفتنش هم محلی از اشاعه فحشا است. کمی برمی گردم و به چهره آنان لبخند می زنم. هر دو کودکانی حدودا یکی دو ساله در بغل دارند. وقتی چهره­ هایشان را می بینم، دلم می­ گیرد. اگر چه هنوز ردّی از معصومیت و نجابت زن ایرانی را می­ توان در چهره آنان دید اما گویی اگر نرسد کسی به فریاد خاموش دل آنان شاید بشود آنچه نباید… یعنی  آنقدر غرق در لهو  ولعب دنیا شده­ایم که زمان ­ها و مکان ­های مقدس هم بیدارمان نمی­کند… شاید هم من زیادی نگرانم… ولی نکند تکرار شود دیگر بار واقعه­ ی اندلس. سال­ هاست زمین و زمان در انتظار آدمیان است تا بشوند آنچه خدا می خواهد، تا بیاید او که سال هاست منتظر آمدنش هستیم.

– بی­شک چهره شهر و زنان شهر نمودی از اندیشه و اعتقادات آن شهر است. زنان اگر چه کمتر در رأس قدرت هستند. اما به نظر می­ رسد نوع اندیشه­ ی آنان را باید به مثابه­ ی نوعی قدرت در سایه قلمداد کرد. چرا که هر جامعه­ای در بستر خانواده شکل می­ گیرد. در هر خانواده نیز این زنان هستند که نقش محوری در جهت­ دهی تربیتی فرزندان و چگونگی سبک زندگی خانواده دارند. «از دامن زن مرد به معراج می­ رود» این عبارت ارزشمند امام خمینی (رحمه الله)، بیش از پیش اهمیت این امر را آشکار می­کند. این در حالیست که، بخشی از جهت ­دهی فکری زنان در مکا نهایی شکل می­گیرد که ظاهرا حاکمیت نسبت به آنها دخالت یا حساسیتی ندارد. مانند جلسات خانگی مذهبی یا جلسات دوره­ ای زنانه، کلاس­ های ورزشی (و گاها به اصطلاح ورزشی). در این میان نباید از تأثیرات ساختاری فضای شهری بر فرهنگ عفاف غافل شد. غلبه ساختارهای معماری مدرن ـ آن­هم در شهری که بسیاری از خانه­ های تاریخی­ اش از شهرت جهانی برخوردارند ـ در دراز­مدت خواه ناخواه نوعی بی­ حیایی را در رفتارها نهادینه می­ کند. عدم برنامه­ ریزی صحیح برای اوقات فراغتی که روز به روز به سبب پیشرفت تکنولوژی بیشتر می­ شود و زنانی که دیگر حاضر نیستند عمر خود را با بچه­ داری (و یا ازدواج) تلف کنند! یکی دیگر از نکات بسیار مهم است. این زنان اغلب برای بازنمایی شخصیتی مطابق با شأن جامعه در حال گذار به مدرن به دنبال یافتن شغل هستند. شغلی که به آنان استقلال مالی و شأن اجتماعی بدهد. افزایش زنان منشی، تایپیست و یا زنان ارائه دهنده خدمات عمومی (مانند اداره پست، مخابرات، بیمه، دفترهای فروش بلیط مسافرتی، دفترهای بازاریابی و تبلیغات و تازگی ها ساندویج فروشی ها و مرغ فروشی ها و میوه فروشی­ها) در کنار پر بودن دیوار­های شهر از آگهی استخدام منشی خانم با روابط عمومی بالا! با بیمه و پورسانت عالی، مصداق و شاهدی بر این مدعاست.

–  به راستی کجای کار اشتباه کرده­ایم؟ و حال باید چه کرد؟ یاد حرف مرحوم صفایی حائری در کتاب خط انتقال معارف می­افتم «چرا  فرزندانی که در دامان ما بزرگ شده­اند با احساس، معرفت و اعتقاد ما بیگانه ­اند. با آن چیزی که تا دیروز و برای نسل ما بدیهی بود، کاملا فاصله دارند. معنای اشک ها و لبخندهای ما را نمی‌فهمند. حتی آنان که مؤمن و دلسوز نیز هستند مترهایشان کاملا متفاوت است .» (صفایی حائری، ۱۳۸۷، ص۱۵-۱۲)

–  بار دیگر سوال آغازین خود را تکرار می کنم: علت تغییرات سریع سبک پوششی دختران و زنان شهرم و فاصله روزافزون آن با پوشش مورد تأیید اسلام چیست؟ چرا زنان و دخترانی که در کشوری مزین به نام اسلام رشد یافته ­اند اینقدر راحت حاضر می شوند امانت الهی زن بودن شان را به تاراج چشم­هایی گرسنه بگذارند؟ چرا حالا در آستانه حضور اجتماعی فعال نسل چهارم انقلاب، امر نسبت به معروفِ حجاب، نه کنشی موردِ ستایش بلکه امری مورد نکوهش است تا آنجا که آمرین به معروف مورد هتاکی نیز قرار می­گیرند؟

–  در فضای بحث عمومی در باب پاسخ به این سوال غالبا بحث­ها و نوک پیکانِ تقصیرات به سمتِ دختران و زنان بدحجاب باز می­ گردد. اما من امروز می خواهم از زاویه­ ای جدید این موضوع را مورد بحث قرار دهم.

–  آیا تا به حال فکر کرده اید که ما در عصری متفاوت از دیگر عصرها به سر می بریم؟ عصری که انسان ها در آن به سبب انقلاب صنعتی و پیشرفت های شگفت انگیز تکنولوژی، دورانی جدید و متفاوت با دیگر دوران ها را تجربه می کنند؛ و در این وضعیت جدید، ما چه بخواهیم چه نخواهیم، کم و بیش  تحث تأثیر مدرنیته و مظاهر آن هستیم. (چنانچه نمونه­ هایی از آن بیان شد.) یکی از مهم­ترین مظاهر مدرنتیه رسانه‌های جمعی مانند تلویزیون، تبلیغات تلویزیونی و شهری، سینما و… است که تمام تلاش این رسانه ها تبدیل همه چیز به تصاویر دیدنی است تا جایی که برای خیلی از ماها هر امری دیدنی­ تر و ملموس­ تر باشد حقیقی­ تر و باورپذیر است. چرا که اصلا مدرنتیه بر اساس اصالت دادن به تجربه حسی شکل گرفته است. یعنی از نظر دانشمندان مدرن غربی تنها چیزی حقیقی است و قابل اعتبار و علمی که بشود آن را از طریق حس درک کرد. بر همین مبنا است که مثلا وحی و معجزه و شفاعت می شوند اموری غیر معتبر، چون قابل بررسی و آزمایش از طریق حسی نیستند. خب خیلی از بحث دور نشویم رسانه های جمعی نیز محصول همین تفکر هستند. بر این اساس بگذارید نام این عصر را بگذاریم عصر غلبه تصویر (تصویر در اینجا در مقابل بصیرت و مشاهده باطنی است). اگر کمی توجه کنید، ما انسان­های عصر آخرالزمان داریم بیش از هر زمان دیگر مواجهه و در حصار تصاویر بودن را تجربه می‌کنیم.

–  هر یک از ما، در هر ساعات شبانه­ روز و در هر مکان با حضور مستمر رسانه مواجهیم. (جباری، ۱۳۸۹، ص۴۵) حضور تصاویر رسانه­ای حتی زمانی که ظاهرا هیچ ردپایی از آن ها نیست در خلوت ترین اوقات زندگی با قدرت ادامه دارند. ما در ذهن و اندیشه خود رسانه­ای می­اندیشیم. هجوم اطلاعات و تصاویر به ذهن، ما را به رسانه­ای متحرک و محصولی رسانه­ای بدل نموده است. (جباری، ۱۳۸۹، ص۴۵) حدود ۷۸ تا ۷۹ درصد از فرآیند ادراک روزانه اکثر ما در هر شبانه­ روز به مدد دیدن میسر می­شود. انسان با پیام­هایی که با نیمکره راست مغز دریافت می شوند، برخوردی شهودی دارد. این پیام­ ها بیشترین، ماندگارترین و عمیق ترین تأثیرات را بر شخصیت افراد دارند و به همین سبب است که تصاویر به کارآمدترین ابزار برای انتقال پیام­ها بدل شده­اند. (بلخاری، نشریه موعود، شماره ۲۵ و ۲۶ به نقل از تونه­ای، ۱۳۹۰، ۷۶۹-۷۷۰)

این تصاویر با قدرت شگرف خود قادرند باعث تغییر در نگرش مخاطبان خود شده و با تغییر سطح انتظار آنها میزان رضایت مندی فرد را از زندگی، دستخوش تلاطم کنند. بدین­سان، انسان راضی و سعادت مند دیروز به فردی ناراضی تبدیل شده است. فرهنگ ساخته شده به مدد تصاویر رسانه­ای با نمایش تضاد عمیق بین جهان واقعی و جهانی که خود تولید کرده، انسان را در خلاء رها سازد. بعلاوه تغییر در ارزش های ذهنی مخاطبان، می‌تواند منجر به ایجاد مفهومی تحت عنوان «شی مداری»  بر ذهن آنان شود. «اشیاء تزیین­شده در قاب تصویر»، باورها، ارزش ها و رفتارها یعنی فرهنگ جوامع را به مبارزه فرا ­می­خوانند. پیروز این چالش نابرابر، غالبا،  تصاویر به ظاهر جذاب­ اند ـ مگر آنکه بصیرت و معرفت مخاطب به مدد او آید. ـ زیرا این تصاویر پاسخ­گوی نیازهای غریزی مخاطبند. نیازهای که به سادگی به سطح هیجان می­رسند و لذتی آنی را به بیننده خویش هدیه می­ کنند. ما، ساکنان عالم رسانه­ ای در مواجهه با ابرمردان زیبارو و زیباتن و یا در سیر هم‌ذات­پنداری­ با قهرمانان فیلم­ ها، در عین لذت، هر لحظه دارد شهوت مان برای «دیده­‌شدن» افزون می‌گردد. بر همین اساس است که در این عصر جدید و در این شرایط موجود، ارزش نه در گمنامی، بلکه در دیده­شدن ـ آن هم طبق معیارهایی که «دیگران» (یعنی رسانه­ها) تعریف می­ کنند ـ است. حجاب یعنی دیده نشدن و مخاطبی که در طول روز هر لحظه دعوت به دیده‌شدن و توجه به زیبایی های دنیایی می‌شود چگونه می تواند نفس سرکشش را که به سبب غلبه و هجوم تصاویر غریزه ـ محور طغیان کرده است آرام کند. جز پناه بردن به آستان فضل الهی ؟….

زنان و دختران ما، نه، همه­ ی ما، در جدالی نابرابر و در شرایطی ویژه به سر می­ بریم. شرایطی که ظاهرا در آن قرار است همه چیز به اوج خود برسد: نیکی­ ها و بدی­ ها؛ قرار است همه در برابر آزمونی بزرگ قرار بگیرند؛ سوالات امتحان بسیار سخت است و هر کسی توان پاسخ دادن به آن را ندارد. اگر تو، مخاطب محترم این نوشته تجربه­ی لذتِ دیده نشدن (حجاب داشتن) را داشته­ ای، این فضل الهی است، اما بدان تبدیل لذت دیده شدن (لذت بی­ حجابی) به دیده نشدن (لذت حجاب) و سیر از این مرحله به مرحله دیگر به خصوص برای جوان و نوجوانِ امروز بسیار سخت است. و حالا تو وظیفه­ ای سنگین بر دوش داری. باید بیاندیشی که چه روندی را طی کرده ای که توانسته ای دیده نشدن را برگزینی. مراقب باش که در مواجهه با مخاطبی که هنوز لذت دیده نشدن (حجاب داشتن) را تجربه نکرده، در این دوران جدید نمی توانی به شیوه های قدیمی عمل کنی. به میزانی که وسایل تکنولوژیک پیچیده و متنوع می شوند آدم ها هم پیچیده و متنوع می شوند. پس باید به راه های جدید برای امر به معروف اندیشید. یادمان باشد که امر به معروف­های جاهلانه و بدون بصیرت چنانچه در حدیث نیز آمده است فسادش بیش از اصلاحش است. و شاید یکی از دلایل دلزدگی مردم از امر به معروف در طی سال های اخیر عملکرد غیرهوشمندانه و غیربصیرانه مسئولین تصمیم گیر در این حوزه باشد. به هر حال به  نظر می‏رسد نسبت تغییرات و سرعت تصمیمات و سیاست­ گذاری های فرهنگی در حوزه زنان متناسب با رشد تغییرات فرهنگی در این حوزه نیست و یکی از نیازهای ضروری در این زمینه بازاندیشی درنحوه سیاست­ گذاری­ ها به خصوص در حوزه زنان است….

– و سخن آخر اینکه باید ایستاد و هوشمندانه جهاد کرد. برای فرد منتظر یأس و نا امیدی معنایی ندارد. حرکت و مقاومت رمز پیروزی است که این وعده خداوند رحمان است: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا و َأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ (فصلت ،۳۰)

 

 

تجربه­ی لذت دیده نشدنتان افزون باد.

                                                                                                                                                    نویسنده : حوریه بزرگی

                                                                                                                                                      گروه دین و فرهنگ باحجاب

منابع:

  1. جباری، اکبر (۱۳۸۹)، تاملاتی پدیدارشناسانه در معنای فرهنگ، تهران، مؤسسه انتشاراتی روزنامه ایران، چاپ اول.

  2. تونه­ای، مجتبی (۱۳۹۰)، موعودنامه (فرهنگ الفبایی مهدویت)، قم، انتشارات مشهور، چاپ بیست و چهارم.

–   صفایی حائری، علی (۱۳۸۷)، خط انتقال معارف


[۱] . واژه «شهر» در اینجا نماد و نشانه ای از تمام شهرهایی است که در حال دست و پا زدن و مواجهه­ی سرگردان با مدرنیته و مظاهر آن هستند.

مطالب مرتبط :

مهندسی فرهنگی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه

ترک واجب به بهانه شرایط یا تحمل هزینه های امر به معروف

آسیب شناسی اجرای یک واجب شرعی کم رنگ شده

راه هتاکی به ناهیان از منکر را اینگونه مسدود کنیم.

اخلاق لازمه امر به معروف

تیزرها و بیلبورد های اشاعه معروف کجا هستند؟

حجه السلام فروزش (جانباز امر به معروف) : فقط تکلیف خودم را انجام دادم.

تبیین جامع امر به معروف/آیت الله مصباح

فیلترینگ ؛گشت ارشاد مجازی

مردم چه چیزهایی را منکرات می دانند؟

معروف و منکرها به روایت رسانه ملی

نهی از منکر ورود به حریم خصوصی نیست؟!

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. دوست گفت:

    فونتتون برای خوندن اصلا خوب نیست و آدم رو از خوندن خسته میکنه.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. فدايي گفت:

    سلام با سپاس مطلب شما در وبلاگ فدایی رهبر منتشر شد.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  3. مهر گفت:

    سلام از مطالب شما در سایت استفتده می کنیم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. دوست گفت:

    فونتتون برای خوندن اصلا خوب نیست و آدم رو از خوندن خسته میکنه.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. فدايي گفت:

    سلام با سپاس مطلب شما در وبلاگ فدایی رهبر منتشر شد.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  3. مهر گفت:

    سلام از مطالب شما در سایت استفتده می کنیم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.