علم نوروبیولوژی چگونه حجاب را اثبات می کند؟

وقتی یک مردی حالا در هر سنی چشمش به یک خانم بیفتد که حجاب ندارد و یا پوششش نامناسب است؛ تحریکاتی که توسط این تصویر در ذهن مرد ایجاد شده به آمیگدال این فرد می‌رود و آمیگدال این فرد را برای انجام عمل جنسی آماده می‌کند. حالا اگر امکان پاسخ این مسأله نباشد آمیگدال این فرد فعال باقی می‌ماند که این امر موجب استرس بسیار خطرناک می‌شود، که این استرس خودش را به انواع مختلف ظاهر می‌کند مثلا در جایی با خشم و در جاهای دیگر با عمل ‌های دیگر.

کد خبر: 37412
تاریخ انتشار : تیر ۲۷, ۱۳۹۶

علم نوروبیولوژی یا زیست شناسی عصبی از علومی است که در سال های اخیر بسیار مورد توجه صاحبان سلطه قرار گرفته و با رازداری و سلطه‌های مافیائی مواجه شده است؛ به طوری که به گفته کارشناسان اطلاع از آخرین دست آوردهای پژوهشی در این زمینه حتی برای بسیاری از متخصصین این رشته نیز مشکل است. علت این امر را در این نکته باید جستجو کرد که این علم ارتباط کامل با عمکرد ذهن داشته و می تواند امکان کنترل ذهن انسان را فراهم آورد. چند وقتی است که کتابی با موضوع «حجاب و عفاف از دیدگاه علم نوروبیولوژی» به همت چند تن از متخصصان و پژوهشگران در این رشته توسط مؤسسه فرهنگی شهید آوینی منتشر شده است که به ارتباط این علم با مقوله حجاب و لزوم داشتن پوشش در زنان و کنترل نگاه توسط مردان می پردازد. در ادامه مقاله به بخشی های از این کتاب از زبان نویسندگان اشاره می کنیم.

 

همه رفتار های انسان پایه نوروبیولوژیکی دارند 

 

دکتر هدایت صحرایی یکی از گردآورندگان این کتاب در ارتباط با این علم بیان داشت: «نوروبیولوژی علمی ‌است که تمام جنبه‌های عملکرد دستگاه عصبی از سطح مولکولی تا سطح کل دستگاه عصبی را دربر می‌گیرد. یعنی هرآنچه که در دستگاه عصبی داریم در این علم می‌توان مطالعه کرد.

نوروبیولوژی عملکرد دستگاه عصبی را می‌سنجد و عملکرد دستگاه عصبی خود را در پدیدهای به نام رفتار نشان می‌دهد؛ یعنی هر رفتاری که از انسان سر می‌زند؛ حتما ریشه و پایه آن دستگاه عصبی و نوروبیولوژیکی می‌باشد مثل رفتارهای پرخاش، خنده، قضاوت، هدف دار، بی هدف و… .

پس بر اساس این تعریف، از نظر نوروبیولوژی شخصی نمی‌تواند بگوید که فلان رفتار که از من سر زد تقصیر من نیست یا به اصطلاح بگوید “من نبودم دستم بود؛ تقصیر آستینم بود “. در واقع شخصی این حرف را می‌زند که می‌خواهد مسئولیت رفتارش را از خود سلب کند که این رفتار در شخصی صادق است که دستگاه عصبی‌اش کار نمی‌کند یا اینکه خوب کار نمی‌کند وگرنه در افراد عادی این چنین ادعایی صحت ندارد.»

 

 

علم نوروبیولوژی چگونه حجاب را اثبات می کند؟

 

حجاب پدیده بیولوژیکی است نه دینی !!!!!

 

ایشان بیان داشت: «ما در مرکز تحقیقات علوم اعصاب دانشگاه بقیه الله، به دنبال یک هدف بزرگ یعنی شناخت بیولوژیک رفتارهای اجتماعی هستیم و از میان این رفتارها، رفتار پوشش انتخاب شد چرا که برای مسئله پوشش و مقابله با آن دنیایی از امکانات برای ایجاد جنگ نرم نهفته است. پوشش در جانوران وجود ندارد و این یک رفتار انسانی است مثلا در مورچه چنین چیزی نداریم که برگی دور خود بپیچد یا مثلا در پرندگان از چیزی برای پوشش خود استفاده نمی‌کنند. ولی در انسان این رفتار پوشش وجود دارد. مثلاناحیهای به نام قشر پیشانی (frontal  cortex‌)  که رفتار پوشش توسط عملکرد این ناحیه از مغز صورت می‌گیرد، مخصوص دستگاه عصبی انسان است.  قشر پیشانی در حیوانات وجود دارد ولی ضعیف‌تر از انسان است و بسیار جزیی و تکامل نیافته است. در رفتار پوشش خیلی‌ها حجاب را تنها پدیده‌ای دینی می‌دانند. در صورتی که این طور نیست حجاب پدیده‌ای است انسانی و بیولوژیکی.

مثلا فرض کنید با یک خانم در خیابان برخورد بکنید و به او بگویید که خدا در قرآن فرموده خودتان را بپوشانید و او به شما بگوید من اصلا خدا را قبول ندارم. اما همین خانم دیگر نمی‌تواند بگوید من علم نوروبیولوژی را قبول ندارم؛ افرادی که خود را به خواب زدهاند را اگر با تلنگرهای دینی نشود بیدار کرد با تلنگر های علمی‌ می‌توان بیدار کرد و این کمکی است به برهان قاطع که خداوند در کتابش آورده است.

 

 

علم نوروبیولوژی چگونه حجاب را اثبات می کند؟

 

چه ارتباطی میان علم نوروبیولوژی و حجاب وجود دارد؟

 

استاد دکتر هدایت صحرایی در پاسخ به این سوال که چه ارتباطی میان علم نوروبیولوژی که علمی ‌است تجربی و حجاب و عفاف که بحثی است کلامی ‌و دینی پاسخ دادند: «هرجا از انسان صحبت می‌شود بحث نوروبیولوژی مطرح است و حجاب هم یک رفتار انسانی است که در علم نوروبیولوژی وجود دارد. در مغز مراکز مهمی در ارتباط با پروسه عفاف و حجاب وجود دارد که از مهمترین آن ها می توان به مرکز کنترل هیجانات (آمیگدالا)، مرکز کنترل تصمیم­گیری و قضاوت (پری فرونتال) و مرکز تشکیل حافظه (هیپوکمپ) اشاره کرد، تمام عملکرد مغز تحت تأثیر فعالیت این مراکز است و رفتارهایی که از فرد بروز می­ یابد در واقع برآیند عملکرد این مراکز می باشد.

در اسلام از مردان خواسته شده که چشم های خود را از دیدن نامحرم نگه داشته و زنان نیز خودشان را بپوشانند و طوری که باعث جلب توجه آقایان می‌شود حرکت نکنند؛ این مسأله دقیقا علت آناتومی دارد و به ساختار و آناتومی مغز مرد ارتباط دارد.

 

بزرگتر بودن آمیگدال در مردان و تحریک پذیری بیشتر آن ها

 

وقتی چشم توسط محرک های بینایی که بین ۶۸ تا ۸۱ درصد از ورودی­ های انسان را تشکیل می­ دهند، تحریک می‌شود برای تفسیر آن فقط به قشر بینایی نمی‌رود، بلکه قسمتی از آن به یک ناحیه به نام آمیگدال که مرکز هیجانات در مغز بوده و در آقایان به لحاظ اندازه بزرگتر و همراه با پاسخ های شدیدتری است می رود. علاوه بر این آمیگدال دارای قسمتی است به نام آمیگدال میانی کهرفتارهای جنسی جنسِ نر را کنترل می‌کند و دارای تعداد گیرنده ­های هورمون­ های جنسی بیشتری نسبت به زنان است و اگر قشر مخ به این ناحیه دستور ندهد این ناحیه خاموش نمی‌شود، بلکه فعالیت آن بیشتر هم می‌شود. همچنین آمیگدال یک مدیر اجرایی نیز دارد به نام هیپوتالاموس که می تواند ترشح برخی هورمون­ ها از جمله کورتیزول را موجب شود، هیپوتالاموس نیز در آقایان بزرگتر است؛ در نظر بگیرید یک فرمانده به جای یک گردان ۱۰ گردان زیر دستش باشد زمانی که فرمان می­ دهد اجرای فرمان خیلی قوی­تر اتفاق می افتد.

 

 

علم نوروبیولوژی چگونه حجاب را اثبات می کند؟

 

 

تحریک آمیگدال در اثر بدحجابی زنان و اثرات آن بر مردان

 

دکتر صحرایی بیان داشت: «وقتی یک مردی حالا در هر سنی چشمش به یک خانم بیفتد که حجاب ندارد و یا پوششش نامناسب است؛ تحریکاتی که توسط این تصویر در ذهن مرد ایجاد شده به آمیگدال این فرد می‌رود و آمیگدال این فرد را برای انجام عمل جنسی آماده می‌کند.

حالا اگر امکان پاسخ این مسأله نباشد آمیگدال این فرد فعال باقی می‌ماند که این امر موجب استرس بسیار خطرناک می‌شود، که این استرس خودش را به انواع مختلف ظاهر می‌کند مثلا در جایی با خشم و در جاهای دیگر با عمل های دیگر. حالا اتفاقی که برای این فرد می‌افتد این است که این فرد مغزش دچار مشکل می‌شود و قشر فرونتال کورتکس که از قضا محل قضاوت و تصمیم‌گیری هم هست تحت تاثیر آمیگدال قرار می‌گیرد و از کار می‌افتد، و این فرد که تحت تاثیر صحنه‌ای قرار گرفته  تا مدت‌ها توانایی تفکر و تصمیم‌گیری صحیح را ندارد. پس به همین دلیل است که قرآن خطاب به آقایان می­ فرماید: «قل للمؤمنین یغضوّامن ابصارهم و یحفظو فروجهم» و به خانم­ ها می­گوید: «و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن» تاکید بر زنان برای آشکار نکردن زینت هایشان دقیقا به همین علت است؛ که زینت های خانم ­ها موجب برانگیخته شدن مرکز هیجان در مغز آقایان می شود. با این وجود می توان دریافت که تاکید اسلام برای کنترل نگاه به چه علت است.

 

آیا محرک‌ های بینایی بر روی خانم ها به اندازه مردان اثر دارد؟

 

در خانم ها نیزآمیگدال وجود دارد. ولی قدرت و تاثیر آن به اندازه مردان نیست. خانم زینب اختری عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات علوم و اعصاب دانشگاه بقیه الله(عج)، دکترای تخصصی فیزیولوژی و یکی از گردآورندگان این کتاب در این رابطه بیان داشت: «ممکن است خانمی بگوید من با دیدن صحنه های نامناسب یا همان ورودی های حسی جنسی هیچ مشکلی برایم پیش نمی آید و مثل یک آقا تحریک نمی شوم. پاسخ این سوال را می توانیم دربخش جانبی «کمپلکس آمیگدالا» که قابلیت تشکیل حافظه هیجانی را دارد و در خانم ها گسترده تر و بزرگتر است جستجو کنیم، این حافظه در خانم ها بهتر تشکیل شده و ماندگاری بالاتری را داراست. مثلا خانمی با آقایی به سفر ماه عسل می­ روند پس از چند سال بویی در فضا پخش شده است که یادآور خاطرات آن زمان برای خانم است؛ اما چون چنین حافظه ای در مرد تشکیل نشده است، نسبت به آن بی اعتنا است. این موضوع به دلیل حافظه هیجانی بویایی است که در آمیگدالای خانم تشکیل شده است. که ممکن است در ارتباط با طعم و مزه غذاها هم اتفاق بیفتد. یا با دیدن صحنه و یا شنیدن صدایی باز هم خاطره ای را برایشان تداعی کند. و این به دلیل حافظه هیجانی قوی است که خانم ها دارند.

 

آمیگدال و علت افسردگی بیشتر زنان نسبت به مردان

 

وی در ادامه این مطلب تصریح کرد: «این حافظه تا کجا خوب است، تا زمانی که از حد طبیعیش خارج نشود اما مداومت بر ورودی­ های بینایی جنسی با استفاده از فیلم، عکس یا حضور در مکان های نامناسب که به شدت حافظه هیجانی ایجاد می کند، موجب فعالیت بیش از حد آمیگدالا می شود و روشن ماندن این بخش از مغز، اجازه فعالیت صحیح را به مرکز تشکیل حافظه یا هیپوکمپ نمی دهد و در نتیجه حافظه کلی دچار اختلال می شود. فعالیت بالا و بیش از اندازه آمیگدال موجب بیماری افسردگی در فرد می شود و این موضوع همان علت آمار افسردگی بالای خانم ها نسبت به آقایان است؛ میزان افسردگی خانم ها نسبت به آقایان ۲ برابر است؛ ممکن است در خانم ها به لحاظ جسمی اتفاقاتی که در آقا  رخ می دهد، به وجود نیاید اما  به خانم ها نیز آسیب جدی وارد می شود؛ به طور مثال خانم فکر و ذهنش جای دیگری است و مثلا می خواهد درس بخواند کتاب را باز می کند اما نمی تواند بر موضوع کتاب تمرکز پیدا کند.»

 

 

علم نوروبیولوژی چگونه حجاب را اثبات می کند؟

 

 

بعد بویایی در نوروبیولوژی و ارتباط آن با اختلاط بین محرم و نامحرم

 

خانم اختری، دکترای تخصصی نوروبیولوژی بیان داشت: «کموسیگنال ها یا پیام رسان های شیمیایی در عرق، ادرار و ترشحات دستگاه تناسلی وجود دارد و ما آن ها را از طریق سیستم بویایی درک می کنیم. در واقع کموسیگنال ها مشابه با فرمون ها در حیوانات است، بسیاری از ارتباطات حیوانات با همنوع خود از این طریق برقرار می­ شود همچنین صیاد صید را از این طریق به دام می اندازد، در جفت گیری هم بسیار مؤثر است و نقش ویژه ای را برعهده دارد.

 

به جا ماندن کموسیگنال ها در محیط و تحریک شدن زنان و مردان

 

به گفته دکتر اختری: «سیستم بویایی در حیوانات قوی تر از انسان است و در انسان خیلی محدود شده است، اما وجود دارد و اثرات منحصر به فردی را نیز دارد، این کموسیگنال ها در زنان و مردان متفاوت است. این سیگنال ها توسط جنس مخالف جذب می شود؛ همچنین این کموسیگنال ها در جنس مخالف اثراتی را بر بدن و عملکرد آن دارد. به طور مثال دختری که به سن بلوغ نرسیده در مواجهه با کموسیگنال مردان می تواند دچار بلوغ زودرس شود، همانطور که شاهد هستیم امروزه سن بلوغ بچه ها پایین آمده است.

کموسیگنال ها دو جزء دارند، یک جزء فرار و دیگری غیرفرار، جزء غیرفرار در عرق و ادرار فرد می تواند در محیط باقی بماند، ممکن است شما وارد محیطی شوید که به صورت فیزیکی شخص نامحرمی را نمی بینید اما اثرات او یعنی جز غیر فرار کموسیگنال او آنجا وجود داشته باشد و اثرات خود را بگذارد، شاید این یکی از دلایلی باشد که در اسلام توصیه شده است که اختلاط بین محرم و نامحرم نباید صورت بگیرد. به طوری که در احادیث آمده که وقتی حضرت زهرا (س) در خانه بودند و مردی نامحرم و نابینا وارد خانه می‌شوند آن حضرت خود را می‌پوشانند که وقتی از ایشان سؤال می‌شود، می‌فرمایند من ترسیدم بوی من به مشام ایشان برسد.»

خانم دکتر اختری بیان داشت: «برای هر حکمی که در اسلام آمده است، حکمتی وجود دارد که انجام دادن آن به نفع انسان است و چنانچه فردی بخواهد در این دنیا زندگی سالم، آرام و بی تنشی داشته باشد و در کنارش احساس خوبی هم داشته باشد و احساس پشیمانی نکند می بایست این موارد را رعایت کند؛ در واقع رعایت این احکام به سود انسان است؛ چرا که هر انسانی برای آفریدگار مهم است و تأکیداتی که در دین آمده و علم هم آن را به اثبات رسانده است بر این امر صحه می گذارد.

 

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. فاروق گفت:

    حالا مونده که علم به اهمییت و فلسفه احکام ما پی ببره و این مقاله تنها ذره ای کوچیک از اعترافاته علمی به یکی از مهمترین احکام الهی به نام حجابه

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. بهار گفت:

    بسیار جالب و زیبا بود چه طوری میسه این کتاب رو تهیه کرد؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. فاروق گفت:

    حالا مونده که علم به اهمییت و فلسفه احکام ما پی ببره و این مقاله تنها ذره ای کوچیک از اعترافاته علمی به یکی از مهمترین احکام الهی به نام حجابه

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. بهار گفت:

    بسیار جالب و زیبا بود چه طوری میسه این کتاب رو تهیه کرد؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.