زنگ خطر دوستی های افراطی در خوابگاه

  امام علی(ع) می فرماید هر کس دچار دوست داشتن افراطی شود، قلبش مریض می شود، چشم او کور و گوشش کر می شود. از آدمها بت نسازید، این خیانت است هم به خودتان… هم به خودشان…! خدایی می شوند که خدایی کردن نمی دانند…! و شما در آخر می شوید سرتا پا کافر خدایی […]

کد خبر: 3821
تاریخ انتشار : آذر ۲۵, ۱۳۹۲

 

امام علی(ع) می فرماید هر کس دچار دوست داشتن افراطی شود، قلبش مریض می شود، چشم او کور و گوشش کر می شود.

از آدمها بت نسازید، این خیانت است هم به خودتان… هم به خودشان…! خدایی می شوند که خدایی کردن نمی دانند…! و شما در آخر می شوید سرتا پا کافر خدایی خود ساخته…!

 

خداوند و حد و مرزهای دوستی و محبت

خداوند در محبت دادن و دل دادن؛ انحصار برای انسان وضع نکرد، انسان باید به دل بستن خود جهت درست بدهد، دل اگر درست رفت انسان به آرامش می رسد، زیرا دل لنگرگاه وجود است.

در قسمت دیگری از این پرونده و در بخش اثرات دوری از خانواده به دوستی های غیر متعارف در خوابگاهها به صورت مجمل اشاره کردیم که در اینجا فرصتی دوباره یافتیم تا آن را به تفصیل شرح دهیم.

 images (7)
 

علل گرایش به دوستی های افراطی

 خلأ های عاطفی ناشی از دوری از خانواده که گاه در میان دو نفر هم جنس همانند هم خوابگاهی، یا هم کلاسی و … علاقه افراطی را به وجود می آورد، که این احساسات و دلبستگی ها به علت های مختلف من جمله عدم ارتباط صمیمانه بین فرزندان با خانواده و عدم شکل گیری موزون دوری از خانواده یا کسانی که کانون محبت آدمی بوده اند و یا فشارهای علمی و کاری به انسان و بویژه به جوانان و نوجوانان دست می دهد که باعث بروز مشکلاتی از جمله ایجاد دوستی هایی افراطی و خارج از عرف ما بین هم جنسان شده است که این مقوله در خوابگاههای دانشجویی نمود بیشتری دارد، چرا که جوانان ساعات بیشتری از شبانه روز را در جمع دوستان سپری می کنند.

شروع ماجرا از آنجایی است که فرد دور از خانواده و دوستانی که حامیان فکری و روحی او بوده اند به محیط خوابگاه می‏ آید و اگر اهل دوستی هایی از جنس مخالف نباشد، ممکن است خلأ های عاطفی خود را با دوستی های درون خوابگاهی پر کند که کم کم این دوستی ها به گونه ای شدت پیدا کند که فرد احساس کند حتی لحظه ای دور از دوست خوابگاهی‏ اش نمی‏ تواند سر کند، این دوستان خوابگاهی دست در دست هم درس می خوانند، غذا می خورند، با هم به کلاس می روند به طوری که اگر یکی به کلاس نرفت دیگری هم به کلاس درس نمی رود، و چون نمی تواند دوربودن یکدیگر را تحمل کنند خانه رفتن شان نیز با هم هماهنگ است و امان از آن روزی که یکی به خانه برود و دیگری در خوابگاه بماند… بیحوصلگی، تنهایی، عصبی بودن و کنار نیامدن با بقیه هم اتاقی ها از عوارض آن است، چنین غلیان احساساتی نسبت به جنس موافق داشتن عوارض جبران ناپذیری دارد، زیرا که افراط و تفریط در محبت ، فرد را در بهداشت روانی خود دچار مشکل می کند و آزردگی خاطر به همراه می آورد.

 

آثار دوستی های افراطی از نگاه کارشناسان حوزوی:

۱- کسی که این چنین علاقه های افراطی دارد، اولین اثرش این است که تمرکز خود را از دست می دهد، و بی توجه شدن به اطراف و تمرکز تنها بر دوست، و این امر سبب افت تحصیلی می شود، تحقیقات نشان داده است، یک ساعت مطالعه با ۶۰ درصد تمرکز معادل ۵ ساعت مطالعه بدون تمرکز است.

۲- از دست دادن رفقا، افت تحصیلی و از دست دادن خانواده

۳- بی ارزش شدن وقت و زمان: در دوستی های افراطی وقت بی ارزش ترین چیز می شود، انسان گاهی برای بودن با دوست خود که بین او علاقه افراطی وجود دارد، وقت عزیز خود را به هدر می دهد (بی رغبتی در انجام امور شخصی و علاقه بسیار برای انجام امور فرد مقابل که این امر سبب تلف شدن عمر میشود).

۴- فاش شدن اسرار خانوادگی، اشاره به این که بسیاری از افراد در جامعه ظرفیت توانایی حفظ اسرار را ندارند، خاطرنشان کرد: به فساد کشیده شدن افراد و وارد شدن در گروه های فساد نیز یکی دیگر از آثار این دوستی های افراطی است،

۵- هجوم افکار افسانه ای و نشاط کاذب، گاه دیده شده دو دختر به یکدیگر دوستی افراطی می ورزند و هم عهد می شوند که تا آخر عمر ازدواج نکنند و این به دلیل افراط در میان دوستی آنهاست.

۶- وابستگی شخصیتی و نداشتن استقلال

۷- ندیدن نقاط ضعف یکدیگر

۸- بی اعتبار شدن در میان سایر افراد

۹- آسیب روانی در هنگام دوستی و ضربه شدید در صورت قطع ارتباط

۱۰- فراموشی یاد خداوند که این نکته یکی از بزرگ ترین مشکلات دوستی های افراطی است

 

نشانه های دوستی های افراطی

میل بسیار زیاد به حرف زدن و پیامک دادن، پنهانی و خصوصی بودن این دوستی ها و ابراز محبت افراطی به دوست.

ایجاد تماس های مکرر بدنی را یکی دیگر از نشانه های دوستی های افراطی برشمرد و ابراز کرد: اگر در این تماس ها قصد و غرضی شهوانی باشد، این امر حرام است، اما اگر هیچ قصد و غرضی نباشد، این امر نشانه بیماری در دوستی است.

 

مشکل دوستی افراطی از زبان یک پسر دانشجو:

 299392_706 من در دانشگاه با پسری (خودم هم پسر هستم) که قبلا با پسر عمویش دوست بودم، آشنا شده و از جایی که بچه مؤمنی بود، زود با هم دوست شدیم و رفت آمدمان به شهر محل تحصیل با هم صورت گرفت. مشکل اینجاست که او ۴ سال از من کوچکتر (۲۱ ساله است) و جثه کوچکی هم دارد و بسیار بسیار زیبا است. من تا حدی او را دوست دارم که طاقت دوری اش را ندارم. از کسانی است که کف دستش عرق می کند و بسیاری از بچه ها سر همین جریان او را اذیت کرده و یا به هر حال متلکی به او می پراندند. اما من این قدر او را دوست داشته و دارم که در مسیر رفت و آمد، بدون اکراه از تعریق کف دستش، دستش در دستم قرار دارد! و نکته همین جاست که اخیرا احساس می کنم من از در دست داشتن او دارم لذت میبرم. چون هم یک نشاط روحی به من دست می دهد و هم مثل علاقه یک پسر به یک دختر می ماند! یعنی از او لذت جنسی می برم!! خودش بی خیال است و با دست دیگرش در حال تسبیح زدن است و این یکی دستش، در دستان من! فکر کردم که احتمالا کار من مشکل شرعی دارد و این دوستی خوب نیست. او که نمی داند من از او لذت می برم. لذا او با ذکرش به خدا نزدیک و من با عملم دارم از خدا دور میشوم. ولی اینقدر دوستش دارم که فکر قطع ارتباط با وی را هم نمی توانم بکنم. از صمیم قلب دوستش دارم. اصلا با ندیدنش غمگینم. ولی به هر حال مگر هر کس به نفس خودش آگاه نیست؟! من احساس می کنم که آخرتم تحت خطر است. لطفا راهنمایی ام کنید که چطور از این دلبستگی رها شوم؟! چطور غم کم کردن دیدن و رابطه با او را تحمل کنم؟!

 

n00108414-b

مشاور پاسخ می دهد[۱]:                                                        

قبل از ارائه راه کارها باید اصل مسأله را ریشه یابی کنیم و علل این گونه رفتارها را کشف کنیم و سپس حد و حدود آن را با توجه به مسائل شرعی و یافته های روان شناختی مشخص کنیم.

بدون تردید انسان دارای یک سلسله نیازهای مادی و غیرمادی است و رشد و کمال او نیز در گرو ارضای صحیح و به موقع این نیازهاست.

یکی از مهمترین نیازهای انسان، نیازهای عاطفی است. عواطف انسان از بدو تولد تا پایان عمر باید ارضا شود و الا دچار مشکل می شود. نیاز به محبت ورزیدن به دیگران و مورد محبت دیگران واقع شدن دقیقا یک نیاز عاطفی است. این نیاز در طی مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگی شکل های مختلفی پیدا می کند و در هر دوره ای به گونه ای متناسب با آن زمان باید ارضا شود.

در دوره نوزادی از طریق والدین به خصوص مادر با بوسیدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه های محبت آمیز مادر به او و با چسباندن او به خود نیاز کودک ارضا می شود.

در دوره نوجوانی از طریق دوستان و گروه همسالان و در دوره جوانی از طریق دوستان، خویشاوندان و همسر به این نیاز پاسخ داده می شود.

روان شناسان علت وابستگی انسان ها را به یکدیگر همین نیازهای عاطفی می دانند. اگر این نیازها از همان اول به طور صحیح و به موقع تأمین شود نوزاد، کودک و نوجوان وابستگی ایمن پیدا می کند و الا وابستگی ناایمن و مرضی در او شکل می گیرد یعنی در عین حال که به دیگران وابسته است ولی احساس امنیت کافی نیز نمی کند و مستعد انواع اختلالات روانی مانند بیماری های اضطرابی، افسردگی و… میشود.

گفتنی است اساس و پایه دوستی ها در سن نوجوانی و جوانی که با جذبه و شور زیادی همراه است، غالبا بر مبنای عواطف و احساسات شکل می گیرد و نه بر اساس منطق و عقل.

مقدمه این دوستی ممکن است جذابیت یک فرد از نظر ظاهری یا شخصیتی یا پاره ای از صفات اخلاقی باشد که او را برای فرد دیگر دوست داشتنی می سازد که توانسته در روح و روان او تأثیر عمیقی بگذارد و خلأ عاطفی اش را به وسیله آن پر کند. ماهیت این دوستی گرچه در ابتدا دوستانه، پاک و بیشائبه است، ولی امکان آلوده شدن آن به مسایل دیگر وجود دارد.

زمانی که این علاقه به اوج خود می رسد، آنها را دچار سرگردانی می شوند که اکنون چه باید بکنند. این سرگردانی ممکن است با بعضی آثار مخرب دیگری همراه شود.

روانشناسان معتقدند احساس تعلق و وابستگی به دیگران از اساسی ترین نیازهای فردی است و بر رشد روانی جسمی و اجتماعی فرد تأثیر می گذارد. در واقع دوستان برای فرد تکیه گاهی هستند که به او احساس امنیت می دهند. همسالان حکم درمانگران قابل اعتماد و سرمشق های رفتاری را برای یکدیگر دارند.

این کنش های متقابل با دوستان باعث می شود که آنها احساسات و عقاید یکدیگر را هر چه بیشتر درک کنند و در برابر آن حساس باشند. (ر.ک ماسن و دیگران، رشد و شخصیت کودک، ص ۵۰۶)

علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى که موجب اخلال در برنامه زندگى و کارى انسان، مزاحمت با حقوق والدین، مشغولیت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ایمان نگردد اشکالى ندارد، بلکه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشیدن به این امور باشد بسیار خوب و مفید خواهد بود، البته بهترین سیاست در این مسائل، میانه‏روى است و زیاده‏روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشکلات ذکر شده خواهد گشت، در نتیجه اگر بخواهید در این مسأله در حد اعتدال رفتار نمایید درباره مشکلات آن فکر کنید و سعى کنید خود را قانع کنید که افراط در این زمینه به ضرر روح و سلامت روان شما است.

یکی از علل وابستگی هایی که در میان جوانان مشاهده می شود نیازهای عاطفی است؛ مضافا بر این که از آغاز دوره بلوغ و نوجوانی یک نیاز دیگری نیز در انسان بیدار می شود و آن نیاز جنسی است که هم پایه های زیستی دارد و هم جنبه روانی، لذا میل به جنس مخالف شدت پیدا می کند و گاهی اوقات نیز به دلایل گوناگونی ممکن است در قالب همجنس خواهی ظاهر شود.

 

چند راهکار دوستانه برای خطا نرفتن:

از نظر شرعی دوستی با جنس موافق و محبت ورزیدن به یکدیگر اشکالی ندارد اما اگر تبدیل شود به لذات شهوی و جنسی در هر مرتبه ای که باشد اعم از نگاه کردن، بوسیدن و تماس بدنی، همه حرام است و باید به جوانان تذکر داده شود تا حدود شرعی را در اینگونه ارتباطات دوستانه مراعات کنند و برای پیشگیری باید قبل از این که اینگونه وابستگی ها به انحراف جنسی و رفتاری تبدیل شود نکات زیر را رعایت نمود:

– از نگاه های تند و خیره شدن به اندام یکدیگر خودداری گردد زیرا همجنس بودن مجوزی برای نگاه های شهوت آلود نیست.

– در محیط خوابگاه ها حتی الامکان باید از پوشش مناسب استفاده کرد و از نیمه عریان شدن در مقابل دیگران اجتناب کرد.

– اجتناب از خوابیدن کنار هم و زیر یک پتو.

– اجتناب از گفتگوها درباره مسائل جنسی.

همچنین تذکر این نکته ضروری است که افراط در اینگونه وابستگی ها به زندگی آینده آن ها به صورت جدی آسیب می رساند زیرا با هزینه کردن عواطف بیش از حد معمول با دوستان، باعث می شود در آینده نتوانند روابط عاطفی وجنسی مطلوبی با همسر خود داشته باشند.

یکی دیگر از راهکارهای اساسی این است که جوانان تشویق به ازدواج شوند و جوانان نیز متقابلا با پایین آوردن سطح انتظارات شرایط ازدواج را برای خود و دیگران تسهیل کنند. اگر جوان در این سنین شریک زندگی و همسر مناسبی داشته باشد طبعا انرژی های عاطفی خود را در مسیر صحیح هزینه می کند و بسیاری از این مشکلات حل می شود.

 

و در نهایت به شما دوست خوابگاهی عزیز پیشنهاد می دهیم:

              images (2)                                                                  

 تا مدتی در ایام تعطیل بیشتر با خانواده یا افرادی از اقوام که بهتر نیازهای عاطفی و روحی شما را تأمین می کنند، در تماس و رفت و آمد باشید و کمتر در محیط خوابگاه حضور پیدا کنید و یا سعی کنید با مشغول کردن خود به درس و فعالیت های دیگر و تماس کمتر با اینگونه دوستان، این دلبستگی ها را منطقی تر و در نهایت کاهش دهید. که قطعأ برای زندگی آینده شما این منطقی ترین راه حل است زیرا که اگر انسان در دوران مجردی جلوی این احساسات طغیان گر را بگیرد و خویشتن داری کند واین محبت ها را ذخیره ای برای زندگی با همسرش کند، همانگونه که احداث سد در مسیر سیلاب، باعث استفاده بهینه و بجا از مایع حیات می گردد، و مانع از طغیان آب… قطعأ محبت نیز که سرمایه زندگی مشترک است نباید به صورت هرز و طغیان گر به هر سمتی رها شود بلکه باید این موهبت الهی را نیز بجا و به موقع بکار برد، تا با ایجاد ارتباطی خوب و متعالی، مروجی باشد برای شیوع غیرت مردانه و حیای زنانه در خانواده و اجتماع.

 

کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب


[۱] اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی ولی فقیه

 

مطالب مرتبط

راه رهایی از عواقب خطرناک برخی خوابگاه های دانشجویی

کارتابل مدیریت فرهنگی دانشگاه، کجاست؟

خانه هایی که چندان امن نیست!

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. مریم گفت:

    خیلی عالی بود ممنون

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. آقای ایکس گفت:

    خوابگاه ها بدلیل دوری از خانواده و محیط غیر احساسی ای که داره باعث میشه بچه ها یی که از خانوادشون دورن و استرسای گوناگونی دارن نا خودآگاه دنبال کسی بگردن برای ایجاد ارتباط عاطفی با بقیه

    من یکی از خوابگاه های تهران مربی ورزشی بودم یکیشون شدید دنبال دوستی افراطی بود
    واقعا احساس می کردم از حد نرمال خارجه و احتیاج به توجه و محبت داره
    سعی کردم تو محیطای اجتماعی ببرمش
    خوب شد
    ___
    ممنون از مطلب قشنگتون

    Thumb up 0 Thumb down 0

  3. باران گفت:

    میشه من رو راهنمایی کنید؟من با یک دختری دوستم یعنی اسمش رو نمیشه دوستی گذاشت چون واقعا عاشقشم و بدون اون به مرز خودکشی میرسم این احساس ۲طرفه س اما در حالی که اون می تونه با بقیه دوست بشه ولی من حتی به خودم اجازه یک هم صحبتی ساده رو هم نمیدم.ما به هم قول دادیم که هیچوقت ازدواج نکنیم و این در حالیه که اون تمایلات شدیدی به مثل پسرها لباس پوشیدن داره و فکر میکنه یک پسره و ۹۰٪ از رفتارهاش هم مثل پسراس و برعکس من شدیدا دخترانه و لوس هستم نمیدونم اخر این دوستی به کجا میرسه الان ۴ساله که ما شب و روز باهمیم.با خوندن مطالب شما دچار سردرگمی شدم ممنون میشم اگه راهنمایی م کنید

    Thumb up 0 Thumb down 0

  4. مرتضی گفت:

    خدا بهت کمک کنه.من که نابود شدم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  5. هاجر گفت:

    دوستان خوبم عمر و جوونیتونو با این مسائل حروم نکنید خداوند علاقه و محبت را از راه حلال آن هم با جنس مخالف گذاشته.مواظب دام های شیطان باشید .برای درمان رابطه تان را با خدا بیشتر کنید.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  6. شبنم گفت:

    مطلب خوبی بود
    باعث شد به فکر فرو برم
    ولی اون دانشجویی که تو این وضعیت قرار گرفته،اون حس شیرینی که تجربه میکنه،مانع ازین میشه که بخواد منطقی فکر کنه و‌جامه عمل به توصیه ها بپوشونه،ای کاش پیشگیری کنیم…

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. مریم گفت:

    خیلی عالی بود ممنون

    Thumb up 0 Thumb down 0

  2. آقای ایکس گفت:

    خوابگاه ها بدلیل دوری از خانواده و محیط غیر احساسی ای که داره باعث میشه بچه ها یی که از خانوادشون دورن و استرسای گوناگونی دارن نا خودآگاه دنبال کسی بگردن برای ایجاد ارتباط عاطفی با بقیه

    من یکی از خوابگاه های تهران مربی ورزشی بودم یکیشون شدید دنبال دوستی افراطی بود
    واقعا احساس می کردم از حد نرمال خارجه و احتیاج به توجه و محبت داره
    سعی کردم تو محیطای اجتماعی ببرمش
    خوب شد
    ___
    ممنون از مطلب قشنگتون

    Thumb up 0 Thumb down 0

  3. باران گفت:

    میشه من رو راهنمایی کنید؟من با یک دختری دوستم یعنی اسمش رو نمیشه دوستی گذاشت چون واقعا عاشقشم و بدون اون به مرز خودکشی میرسم این احساس ۲طرفه س اما در حالی که اون می تونه با بقیه دوست بشه ولی من حتی به خودم اجازه یک هم صحبتی ساده رو هم نمیدم.ما به هم قول دادیم که هیچوقت ازدواج نکنیم و این در حالیه که اون تمایلات شدیدی به مثل پسرها لباس پوشیدن داره و فکر میکنه یک پسره و ۹۰٪ از رفتارهاش هم مثل پسراس و برعکس من شدیدا دخترانه و لوس هستم نمیدونم اخر این دوستی به کجا میرسه الان ۴ساله که ما شب و روز باهمیم.با خوندن مطالب شما دچار سردرگمی شدم ممنون میشم اگه راهنمایی م کنید

    Thumb up 0 Thumb down 0

  4. مرتضی گفت:

    خدا بهت کمک کنه.من که نابود شدم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  5. هاجر گفت:

    دوستان خوبم عمر و جوونیتونو با این مسائل حروم نکنید خداوند علاقه و محبت را از راه حلال آن هم با جنس مخالف گذاشته.مواظب دام های شیطان باشید .برای درمان رابطه تان را با خدا بیشتر کنید.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  6. شبنم گفت:

    مطلب خوبی بود
    باعث شد به فکر فرو برم
    ولی اون دانشجویی که تو این وضعیت قرار گرفته،اون حس شیرینی که تجربه میکنه،مانع ازین میشه که بخواد منطقی فکر کنه و‌جامه عمل به توصیه ها بپوشونه،ای کاش پیشگیری کنیم…

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.