طلاهایی که در خوابگاه به تاراج می رود

سکانس اول اصلا فکرشو نمی کردم که بعد از اون همه درس خوندن آخرش باید توی دانشگاه شهر کوچیک ادامه تحصیل بدم، به خصوص که شهر زندگی خودم بزرگ بود. اون قدر این شهر کوچیک بود آدم حسابی حوصلش سر می‏ رفت، حتی بعد از اینکه با هم اتاقی ها هم مأنوس شدم هم نمی […]

کد خبر: 3967
تاریخ انتشار : آذر ۳۰, ۱۳۹۲

سکانس اول

اصلا فکرشو نمی کردم که بعد از اون همه درس خوندن آخرش باید توی دانشگاه شهر کوچیک ادامه تحصیل بدم، به خصوص که شهر زندگی خودم بزرگ بود. اون قدر این شهر کوچیک بود آدم حسابی حوصلش سر می‏ رفت، حتی بعد از اینکه با هم اتاقی ها هم مأنوس شدم هم نمی دونستیم این وقتهای اضافی مون رو چطور باید بگذرونیم!! شنیده بودم یعضی از خوابگاه های شهرهای بزرگ تر کلی برنامه های مفید و تفریحی برای دانشجوهاشون دارن اما اینجا…

14084034785904441925

سکانس دوم

خیلی خوشحال بودم که نتیجه ی اون همه درس خوندنم و می دیدم، حالا شده بودم دانشجوی یکی از بهترین دانشگاه های کشور، هنوز تو ذوق این نتیجه بودم که متوجه شدم دیگه یه دانشجوی خوابگاهی شدم و باید از خانوادم دور بشم. شاید سختی این ماجرا رو وقتی حس کردم که باید وقت‌های خالیم رو یه جوری می گذورندم حالا یا با شب نشینی ها با بچه یا با فیلم دیدن های دسته جمعی… ولی از اینکه زمان هام این طوری می گذرن اصلا حس خوبی نداشتم هرچند گاهی از طرف دانشگاه مراسمی بود اما خب خوابگاه از دانشگاه دور بود و رفت و آمد برای مراسم ها سخت…

685652341index

سکانس سوم

ترم های اول دانشگاه با بطالت تمام وقت هامون رو گذروندیم، اما از سال بالایی ها یاد گرفتیم که با بچه‌های کلاس همه با هم بزنیم تو دل کوه و در و دشت… پیک نیک های دوستانه ی خوبی بود هر چند بعضی از بچه های کلاس با ما نمی اومدند و می گفتند که جمع های مختلط خوب نیست…

 n00171112-b

این سه سکانس نمونه و سکانس های بسیار دیگری گویای وضعیت گذران اوقات فراغت دانشجویان غیر بومی ساکن در خوابگاه هاست. دانشجویانی که هر کدام با دنیایی از آمال و آرزو و البته هدفهای متفاوت پا به عرصه دانشگاه گذاشته اند، دانشجویانی که خانواده های آنها نیز با آرزوهای بسیار اجازه دور شدن فرزندانشان را داده‏ اند.

اما آیا به راستی افرادی که دانشجو می شوند فقط و فقط به تحصیل علمی که در دانشگاه به آن ها آموخته می ‏شود نیازمندند و نیازی به تفریحات سالم مهارت های غیر تحصیلی و استفاده به بهترین نحو از لحظات طلایی دوران جوانی ندارند؟! می گویند وقت طلاست و این طلا در ایام جوانی بسیار پربهاتر و قابل استفاده بهینه است اما چه برنامه ریزی دقیقی توسط دانشجو و مسئولین برای حسن استفاده از این بها شده است؟!

آیا انتخاب اسمی با عنوان خوابگاه برای این مکان هایی که برای زندگی این جوانان دانشجو در نظر گرفته شده است انتخابی اندیشمندانه به نظر می آید؟! برای دانشجویی که به فواصل طولانی مدت از خانواده و شهر محل سکونت خود دور شده است و از نظر عاطفی و و روحی نیازمند توجه بیشتری می باشد بسنده کردن به مکانی صرفا برای خواب دانشجو کاری شایسته است؟

حال به نظر می‏ رسد بعد از این همه تاکید بر بومی کردن و هم سطح کردن دانشگاه ها از لحاظ متعدد که کاری سخت و دشوار تصور شده است باید دست کم نگاهی دوباره به شرایط سکونت دانشجویان خوابگاهی بشود. و قاعدتا برای اوقات فراغت این دانشجویان اقداماتی اساسی بشود.

همان طور که در سکانس های بالا دیده شد، معمولا این کمبود فعالیت ها برای اوقات فراغت حتی در خوابگاه های دانشگاه های شهرهای بزرگ نیز دیده می شود و نتایج این بی تدبیری همان افزایش جمع‌های مختلط در تفریحات و یا به بطالت گذراندن این فرصت هاست.

در ضمن با توجه به تنوع تربیت ها و رفتارها و تعدد پاره فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها در خوابگاه های دانشجویی، مجموعه ای از تضادهای فرهنگی در خوابگاه های کشور به وجود می آید. متأسفانه در این میان بعضی از جوانان به خاطر وجود ناهنجاری رفتاری در دوستان و هم اتاقی هایشان به مسیرهای غلط کشیده می‏ شوند.

نبود امکانات تفریحی و رفاهی مناسب خود باعث تخلیه نشدن انرژی جوانان می شود و اگر، هم‌اتاقی نابابی داشته باشند به ناهنجاری های رفتاری مثل اعتیاد، مصرف مشروبات الکلی و روابط جنسی غیر متعارف کشیده می شوند. وقتی دانشجویان علی الخصوص دختران مهاجر، با تضاد طبقاتی شدید بین تهرانی ها  و شهرستانی ها مواجه می شوند، با الگو پذیری از ناهنجاری های میزبان ممکن است مخاطرات رفتاری جبران ناپذیری در آن ها ایجاد شود.

در پایان انتظار می رود توجه به این موضوع قابل اهمیت در اولویت کار مسئولان و مدیران امر قرار بگیرد. البته نمی توان تنها بر مسئولین ایراد گرفت و مشکل را تنها از ناحیه آن ها دید, بلکه خود دانشجو نیز مسئول این هدر رفتن ایام طلایی زندگی اش می باشد، دانشجو می تواند و باید با برنامه ریزی صحیح استفاده از مشاوره اساتیدی که به آنها ارادت دارد و دانشجویان سال بالاتر برای تمام لحظات خودش برنامه ریزی داشته باشد, او می تواند حضور خود را در جمع هایی باعث پیشرفت فکری و روحی اوست حضور پیدا کند و البته در صورتی که از بنیه روحی بالای معرفتی برخوردار باشد خود نیز بر دانشجویان دیگر تاثیر مثبت بگذارد، و صد البته به داشجویان سال پایینتر راهنمایی های مفید را انتقال بدهد، همه مسئول هستیم و این وظیفه بر عهده تک تک ما از جمله دانشجویان هست که نسبت به وقت و جوانی خود و دوستانی که به گردن ما حق دارند متعهد باشیم و به راحتی از کنار آن عبور نکنیم.

کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب

 

مطالب مرتبط

راه رهایی از عواقب خطرناک برخی خوابگاه های دانشجویی

کارتابل مدیریت فرهنگی دانشگاه، کجاست؟

خانه هایی که چندان امن نیست!

زنگ خطر دوستی های افراطی در خوابگاه

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. گیلدخت گفت:

    به عنوان به خوابگاهی میگم که عمر ۹۸٫۵% از خوابگاهیا داره به بطالت مبگذره
    بچه ها برای سرگرم کردن خودشون یا شب تا صبح فیلم !!!!! میبینن یا میرن بیرون گشت و گذار!!!!! یا دائما تو شبکه های اجتماعی!!!!! حضور فعال دارن

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. گیلدخت گفت:

    به عنوان به خوابگاهی میگم که عمر ۹۸٫۵% از خوابگاهیا داره به بطالت مبگذره
    بچه ها برای سرگرم کردن خودشون یا شب تا صبح فیلم !!!!! میبینن یا میرن بیرون گشت و گذار!!!!! یا دائما تو شبکه های اجتماعی!!!!! حضور فعال دارن

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.