ماجرای ایمان دختر جوان چینی و تاثیر دوست محجبه اش

گاهی اوقات به خودم هشدار می دهم که من یک مسلمان هستم و نباید مغرور باشم ,بلکه باید با بهترین رفتارها و حرف های خود معرفی کننده دین اسلام و مسلمان واقعی باشم.

کد خبر: 40122
تاریخ انتشار : شهریور ۱۷, ۱۳۹۵

 سکینه، دختر ۲۹ ساله چینی از قومیت خویی می باشد. مردمان این قوم همگی مسلمان هستند، اما به دلیل دانش اندک خود در مورد اسلام به خیلی از آداب و رسوم دین آگاه نیستند.
متن زیر در مورد آشنایی سکینه با حجاب و تغییر یافتن زندگی او بعد از انتخاب حجاب و مقید شدن به دین اسلام می باشد.

 

آشنایی با حجاب

 

تا چند سال پیش، زندگی من همانند بسیاری از مردم بی ایمان و عادی بود. غذا خوردن و لباس پوشیدنم هم عادی و بدون هیچ قید و بندی بود. به هیچ وجه متوجه نبودم که لباس پوشیدن یک مسلمان آداب خاص خود را دارد و از اینکه بدون حجاب در بیرون حاضر میشدم هیچ احساس شرم و خجالتی نمی کردم. گاهی اوقات با یکی از دوستان مسلمانم با هم برای خرید و گردش بیرون می رفتیم. به طرز لباس پوشیدن و حجاب گذاشتن او، اگر چه فکر می کردم که خیلی عجیب به نظر می آید ولی باز هم در دلم احترام خاصی برای او قائل بودم. در حقیقت او با حجابش به آدم یک حس آرامش و زیبایی را القا می کرد. یک دختر جوان بیست ساله که هرگز به دنبال مد و آرایش نبود، به نظرم حتما دلیل خاص خود را باید داشته باشد.

 

نزدیک شدن به حجاب

 

به دلیل حس کنجکاوی و همچنین به خاطر کم کردن هزینه های زندگی و مسکن، من و آن دوست باحجابم با هم یک خانه اجاره کردیم و هم خانه شدیم. کم کم متوجه شدم که علت پوشیدن روسری و حجاب دوستم به خاطر دینش اسلام بود، و این باعث شد که به دین اسلام علاقه خاصی پیدا کنم. آشنایی و درک هرچه بیشتر از دین اسلام باعث شد تا با دوستان مسلمان بیشتری آشنا بشوم. نماز خواندن و روزه گرفتن آنها، مهربانی و حیا و راستگویی دوستان مسلمانم برایم خیلی جالب بود. همچنین،انها توانسته بودند درکشور پرجمعیت و بدون مذهب چین به ایمان و اعتقاد و حجاب خود پایدار باشند.

 

حجاب و نماز

 

شکر خدا، با راهنمایی ها و کمک خداوند و همچنین با حمایت برادران و خواهران مسلمان اطرافم، متوجه شدم که اسلام حقیقی ترین و کامل ترین دین است، به این ترتیب من تصمیم گرفتم که به یک مسلمان واقعی تبدیل شوم. هنگام نماز خواندن حتما واجب می دانستم که حجاب بر سر کنم، اما در سر کار و فعالیت های بیرون هنوز این جرات را نداشتم که حجاب داشته باشم.درآن زمان نحوه پوششم اغلب مانند بسیاری از چینی های دیگر بود. در واقع، روسری تبدیل شده بود به یکی از پوشش های ضروری که فقط هنگام نماز خواندن استفاده می کردم.

 

پوشیدن روسری

 

ماه رمضان سال ۲۰۱۴،افطاری و سحری را در مسجد به همراه مسلمان های دیگر سپری می کردم. این کار باعث شده بود که احساس آرامش خاصی را در قلبم داشته باشم. یک روز سحرماه رمضان، بعداز خوردن سحری در مسجد،با خادم مسجد در حال صحبت بودم .جمله ی ساده ای که او درمورد حجاب به من گفت همانند تلنگری بود به فردی که در رویا به سر می برد و من را از این رویا بیدار کرد.
او به من گفت: روسری و حجاب برای شما دختران مسلمان یک امر ضروری و واجب است، یک نوع پوشش است برای شما و باید در هرمکان و هرزمان همراهتان باشد تا از شما محافظت کند.
جمله او کاملادرست بود. به عنوان یک دختر مسلمان، پوشاندن موها و بدن یکی از کارهای مهم محسوب می شود. من هم موظف هستم این کارها را انجام بدهم.
از آن روز به بعد، حجاب یکی از مهمترین قسمت های زندگی من به حساب می آمد. همواره به پوشیدن آن اهمیت می دادم. با این حال، زمانی که برای اولین بار با حجاب بیرون رفتم مضطرب بودم و ازنگاه های مردم به خودم نگران بودم. اما درمقابل این حس، چیزی که باعث تعجب من شد این بود که همکاران و دوستانم بعد ازاینکه متوجه شدند این نوع پوشش من به دلیل دین واعتقادم است من را بسیار تشویق و حمایت کردند. زمانی که سر کار بودم و باید نماز می خواندم، اطرافیانم یک محیط آرام وساکتی را برای انجام دادن عبادت به من اختصاص داده بودند. این موضوع باعث شد تا پی ببرم در راه دین و اعتقاد، اگر اول خودت برای خودت و اعتقادت احترام قائل شوی در نهایت می توانی احترام دیگران را نیز به دست بیاوری.

 

بینش حاصل از پوشیدن حجاب

 

از زمان انتخاب حجاب به بعد، هیچ اختلال و نا هماهنگی در زندگیم به وجود نیامد. فقط گاهی اوقات در محل های بازرسی ایستگاه قطار، فرودگاه ومکان های عمومی مورد بازرسی بیشتر قرار می گرفتم. این هم به دلیل انجام وظیفه آن ها بود و من هم با لبخندی با آنها همکاری می کردم. علاوه براین، در چین که یک کشور غیراسلامی می باشد، معمولا مسلمانان را مورد بازرسی بیشتری قرار می دهند.
با گذشت زمان ، بیشتر احساس می کردم که زندگی من با هدف تر و با معنی تر شده است. هر حرف وحرکت من علاوه بر اینکه نشان دهنده شخصیت خودم بود بیان کننده اعتقاد و مذهبم هم بود. گاهی اوقات به خودم هشدار می دهم که من یک مسلمان هستم و نباید مغرور باشم بلکه باید با بهترین رفتارها و حرف های خود معرفی کننده دین اسلام و مسلمان واقعی باشم.

 

آموخته های حاصل از پوشیدن روسری و حجاب

 

گاهی اوقات دوستانم میپرسند که اسلام چگونه دینی است؟ درواقع اکثرمردم علاوه بر اطلاعاتی که از طریق رسانه ها و کتاب ها کسب می کنند، بیشتر تمایل دارند که از خود مسلمان ها درمورد دین اسلام دانش کسب کنند. همین موضوع باعث شده تا اطلاعات و دانش خودرا نسبت به قرآن وسیره پیامبران افزایش دهم .در این صورت می توان صحیح ترین جواب ها را درمورد اسلام به اطرافیانم بدهم. من خدا را شاکرم که این فرصت را به من داد تااعتقاد فراموش کرده خود را دوباره پیدا کنم و احساس می کنم با انتخاب حجاب فاصله من باخدا بسیار کم شده است. تصمیم دارم که در راه اسلام کارهای زیادی را انجام بدهم و چیزهای زیادی را یاد بگیرم. درواقع پوشیدن حجاب شروعی برای من به حساب می آید وهنوز راهی طولانی را درپیش دارم و سعی می کنم که یک مسلمان باشم. ان شاء الله!

 

 

رهیافته

 

 

 

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.