لاک قرمز،تصویری ازمسئولیت پذیری دختران جامعه

اکرم با وجود تمام مشکلات هیچ گاه نا امید نمی شود. نیروی امید است که به اکرم انگیزه تلاش برای زندگی را می دهد، در حالی که تنها و بی پناه در این جامعه رها شده است...

کد خبر: 45060
تاریخ انتشار : بهمن ۹, ۱۳۹۵

فیلم لاک قرمز به کارگردانی سید جلال سید حاتمى، یک ملودرام اجتماعی است که به خوبی توانسته است نظر مخاطبین و منتقدان را به خود جلب کند. این فیلم که در مجموع فضای تیره ای دارد در عین نا امیدی، امیدواری را هم برای مخاطبش به نمایش می گذارد.

 

داستان

 

لاک قرمز داستان زندگی دختری شانزده ساله به اسم اکرم است که با پدرِ معتاد و عروسک ساز خود و مادر وبرادر هشت ساله و خواهر چهار ساله ی خود زندگی می کند، ارسلان پدر خانواده گرچه معتاد و بیکار است اما روح لطیفی دارد و ارتبا طش با بچه ها بسیار خوب است.

 

ارسلان نجاری است که چیزی جز عروسک نمی‌ سازد. اما عروسک‌های او که چهره‌ای خشن و شمایلی کهنه دارند، فروش نمی ‌روند با این حال او در برابر ساختن میز و صندلی مقاومت می ‌کند، چراکه معتقد است این‌ها وسایل روزمره هستند و نقشی در زندگی مردم ندارند اما عروسک‌ ها در دست مردم نوازش می شوند.

 

ارسلان با وجود اعتیاد و سردرگمی هایی که دارد نسبت به بچه ها و خانواده اش حساس است و به آن ها توجه ویژه دارد، برای مثال او تنها کسی است که در خانه متوجه لاک قرمز اکرم می شود و با لبخند به او می گوید که خوشگل است.

 

او پدری است با دو چهره ی متفاوت اول چهره ای مهربان و خانواده دوست و چهره ی دوم مردی معتاد و خشن که همسر خود را به بهانه های واهی به باد کتک می گیرد، یک بار وقتی او پدرانه خم می شود و بندهای کفش اکرم را می بندد تا زمین نخورد. اکرم که پدر را مهربان می بیند، مدام از او می پرسد چرا مادر را می زند و ارسلان بالاخره قول می دهد دیگر اعظم همسرش را کتک نزند.

 

در نهایت پدر خانواده طی یک حادثه از پشت بام سقوط می کند و با فوت پدر اکرم خانواده شان درگیر مسائل و مشکلات جدیدی می شوند. در این بین صاحب خانه به سرعت خواهان تخلیه اعضای خانواده می با شد و این در حالی است که مادر خانواده نیز بر اثر سقط جنین در حال خونریزی است. در این وضعیت دختر نوجوان تصمیم می گیرد عروسک هایی که پدر می ساخته را بفروشد اما…

 

دختر امیدوار

 

اکرم با وجود تمام مشکلات هیچ گاه نا امید نمی شود. نیروی امید است که به اکرم انگیزه تلاش برای زندگی را می دهد، در حالی که تنها و بی پناه در این جامعه رها شده است. اکرم به واقع دختری تنهاست، عمویش عملاً نمی تواند کاری برای آنها بکند، خاله اش به دنبال لقمه گرفتن او برای پسرش است، زن همسایه بدون توجه به وضعیت اکرم در حال برگزاری جشن عروسی دخترش است و حتی نهادهای حمایتی هم عملکرد و کارایی مناسبی برای امثال او ندارند.

 

فیلمساز با روایت زندگی پردرد اکرم گریزی هم به نقش و عملکرد نهادهای نظارتی در جامعه دارد و به خوبی  توانسته رفتار غیر مسئولانه ی سیستم‌های اداری حاکم بر در دستگاه‌ها و نهادهای اجتماعی را نقد کند. مسئول بهزیستی زنی بی ‌روح و مکانیکی  نمایش داده می شود که تنها از سر وظیفه مدام به اکرم تآکید می کند صلاحیت نگهداری از خواهر و برادر کوچکش را ندارد. او اصلا توجهی به وضعیت خود اکرم ندارد که چگونه می خواهد در این اوضاع زندگی کند.

 

قهرمان اصلی

 

در« لاک قرمز » فضایی آکنده از ترس و وحشت حکمفرماست به طوری که حتی یک روزنه امید نسبت به پیشرفت یا حل شدن مشکلات اکرم ( پردیس احمدیه ) وجود ندارد. برخلاف بسیاری از آثار اجتماعی که در آن قهرمان داستان از دل مشکلات بیرون می آید و با تلاش به کورسوی امیدی برای رهایی از مشکلات دست می یابد، در اینجا خبری از چنین رویکردی نیست و مشکلات فیلم یکی پس از دیگری به داستان اضافه می شوند.

 

ولی در نهایت همین تلاش اکرم است که ارزشمند است و باعث می شود زندگی جریان پیدا کند و داستان به سمت خوبی هدایت شود، در لاک قرمز بر عکس بسیاری از فیلم ها، خبری از نجات به وسیله ی یک قهرمان بیرونی نیست. اینجا اکرم تنها قهرمان موجود است که باید خودش کشتی شکسته ی زندگی اش را به سمت ساحل نا معلوم هدایت کند و به نوعی ناخدای این کشتی اکرم ۱۶ ساله است.

 

فیلمنامه شخصیت محور

 

یکی از نقاط قوت فیلم لاک قرمز، فیلمنامه ی آن است. فیلمنامه این فیلم از نوع شخصیت محور است به این معنی که یک شخصیت مرکزی در داستان درگیر موقعیتی شده است و تلاش می ‌کند تا خود را به وضع آرام قبلش بازگرداند اما مجبور می‌شود که مسیری را طی کند که او را به درکی تازه از زندگی می ‌رساند و تبدیل به آدمی دیگر می‌ کند. این تغییر هدف یک فیلمنامه شخصیت محور است.

 

در فیلم «لاک قرمز» هم اکرم شخصیت محوری و اصلی داستان است. مهم ترین هدف او در فیلم این است که غرورش را از دست ندهد. غروری که تنها ارث پدر برای اوست. او تمام تلاش‌ خود را در راستای هدفش می‌کند و در انتها تغییری برگشت ناپذیر در شخصیت‌اش رخ می‌دهد.

 

می شود این طور عنوان کرد که اکرم به نوعی قهرمان زندگی خودش و خواهر و برادرش به حساب می آید و باید به تنهایی از پس مشکلاتش بر بیاید.

 

کارگردان: فیلم من زنانه است

 

حاتمی با اشاره به اینکه فیلم ما یک اثر زنانه است که درباره دختران و زنان ساخته شده گفت:

 

«من همه شخصیت‌های فیلم لاک قرمز را می‌شناسم زیرا با آنها زندگی کرده‌ ام و هر روز تمامی آن ها را در کنار خودم می‌بینم و حس می‌کنم.»

 

او ادامه داد:

 

«لاک قرمز» دغدغه شخصی خود من است و به عنوان یک کارگردان. چرا که من در جامعه‌ ای زندگی می‌ کنم که شخصیت‌های لاک قرمز نیز در آن به صورت عینی و واقعی حضور دارند.

شخصیت فیلم ما یک الگو برای هم نسلان خودش است از طرف دیگر من می‌ خواستم در فیلم نشان بدهم که این که گفته می ‌شود دختران نوجوان و زنان نسل حاضر توانایی مسئولیت پذیری و تشکیل خانواده را ندارند حرفی نادرست و یک تهمت است و روند اجتماعی کشورمان و همچنین وضعیت حاضر نشان داده است که به موقع و به جای خود آنها مسئولیت‌های بزرگی را می توانند قبول کنند.

او در ادامه صحبت هایش به این نکته اشاره کرد که :

” تک فرزندی امروز بسیار خطرناک است و باعث شده کودکان به جای با یکدیگر به سمت بازی‌های رایانه‌ای و موبایل حرکت‌ کنند و این امر بسیار خطرناک است. کودک باید از درون خانواده مسائل اجتماع را یاد بگیرد.”

یکی از اهداف مهم من از ساخت این فیلم نشان دادن همین مسولیت پذیری های اجتماعی از طرف فرزندان امروز است.

 

 

فاطمه قاسم آبادی _ تحریریه سایت با حجاب

 

 

 

 

ارسال
چاپ
0 نظر
کلید واژه :
  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.