ازدواج سفید و دلایل پذیرش آن در ایران

این روزها شاهد نوعی از ازدواج در بین تعدادی از جوانان در کشورهای با تمدن کمتر به‌عنوان ازدواج سفید هستیم که به تعداد کمی در برخی از ایرانیان هم رخنه کرده. منظور از «ازدواج سفید» زندگی مشترک زن و مرد بدون ازدواج رسمی است که برخی از جامعه شناسان از آن به عنوان «ازدواج سیاه» هم یاد می کنند؛

کد خبر: 48804
تاریخ انتشار : فروردین ۲۷, ۱۳۹۶

این روزها شاهد نوعی از ازدواج در بین تعدادی از جوانان در کشورهای با تمدن کمتر به‌عنوان ازدواج سفید هستیم که به تعداد کمی در برخی از ایرانیان هم رخنه کرده. منظور از «ازدواج سفید» زندگی مشترک زن و مرد بدون ازدواج رسمی است که برخی از جامعه شناسان از آن به عنوان «ازدواج سیاه» هم یاد می کنند؛ یعنی به‌گونه‌ای که زن و مرد بدون اینکه خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف می‌روند. در این نوع از زندگی، زن و مرد رابطه جنسی دارند و کارهای مربوط به خانواده را هر فرد که زور بیشتری دارد بر گردن دیگری می نهد چراکه اساسا قانونی وجود ندارد تا طبق آن رفتار شود و بسته به تعریف ازنظر قانون، فطرت، عرف و یا شرع زن و شوهر رسمی محسوب نمی‌شوند.

 

ازدواج سفید در غرب

 

این پدیده نخستین بار در آمریکا و در پی جنبشی پدیدار شد که اصطلاحا جنبش آزادی زن نام داشت. هم‌اکنون شیوه رایج زندگی در غرب شده است. آمار نشان می‌دهد بیش از دوسوم زوج‌های آمریکایی بیش از ازدواج رسمی، مدتی را به همین صورت با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذارند و این نوع زندگی، به مرحله‌ای عادی درروند آشنایی دو فرد تبدیل‌شده است. در بسیاری از موارد این هم خانگی ادامه دارد تا اینکه از این رابطه دارای فرزند شوند، آن‌وقت اگر راضی به ادامه زندگی باهم باشند، تصمیم به رسمی کردن ازدواجشان می‌گیرند و اگرنه طبق آمار فرزند بر گردن زن می‌افتد و مرد با رها کردن زندگی وارد زندگی دیگری می‌شود.

 

دلایل پذیرفتن ازدواج سفید در ایران

 

موارد متعددی سبب رخنه ازدواج سفید یا بهتر است بگوییم هم خانگی بین جوانان در ایران شده است. یکی از این موارد گریز جوانان از ازدوج سنتی است، آن هم به خاطر تبعات مادی و غیر مادی و البته دوری از قانون و مسئولیت پذیری در رشد است که ازدواج سنتی با خود به همراه دارد. تبعات اقتصادی آن از خرید طلا و لباس گرفته تا خرید جهزیه و همچنین مخارج برگزاری مراسم عروسی است و از تبعات غیر مادی هم رفت و آمدهای خانوادگی و فامیلی برای انجام مراسم خواستگاری، بله بران، عقد و عروسی است. ترس از این تبعات است که برخی را تشویق به برقراری این نوع رابطه می کند. در بسیاری مواقع نبود امنیت شغلی هم می تواند موثر باشد، وقتی جوان آینده شغلی نداشته باشد، همواره این ترس را با خود به همراه دارد که با این وضعیت شغلی نمی توانند خود و فرد مقابل خود را حمایت کنند و البته این رابطه بیشتر به نفع پسران دور از خانواده و مردانگی و دختران فراری یا تحت فشار است.
یکی دیگر از دلایل، بالا رفتن سن ازدواج در ایران است که باعث افزایش استقلال نسبی جوانان اعم از دختر و پسر از خانواده شده و همین افزیش استقلال سبب می شود، آن ها راحت تر بتوانند چنین روابطی را برقرار کنند. عامل دیگر، ترس از طلاق و جدایی است به ویژه در شرایطی که آمار طلاق در کشور ما بالا رفته است. در بسیاری از موارد زوجین هزینه سنگینی را برای جدایی متحمل می شوند، در حالی که در ازدواج سفید جدایی خیلی راحت صورت می گیرد.
از دید یک جامعه شناس و استاد دانشگاه یکی ازموارد، عدم تمایل افراد جهت قبول مسئولیت زندگی زناشویی است که شاید ریشه آن را باید در دوران کودکی و نحوه تربیت خانواده های ایرانی جستجو کرد. امروزه دیگر کمتر خانواده ای پسرش را به عنوان مرد یا شوهر در مقابل مسئولیت آینده آماده می سازد و یا دخترش را برای مادر نمونه بودن تربیت می کند. عمده توجه خانواده‌ها به امور تحصیلی، درسی و آینده شغلی فرزندان است به طوری که آموزش مهارت‌های زندگی به طور کلی حذف شده است. شاید یکی از دلایل این امر کم شدن تعداد فرزندان خانواده است. در گذشته هر خانواده تعداد بیشتری فرزند داشت و عملاً بچه‌های بزرگتر بایستی در امر تربیت یا نگهداری بچه‌های کوچکتر به والدین خود کمک می کردند. این امر آن ها را برای پذیرفتن نقش های مادری و پدری و یا همسری آماده می کرد. در حقیقت آنها می‌دانستند که باید این مسئولیت‌ها را بپذیرند یا این سرنوشت محتوم هر کسی است امروزه با وجود خانواده‌های سه یا چهار نفره تک فرزند یا ۲ فرزند؛ آموختن و تجربه کردن این موضوع را از دست می‌دهند و به فردی تبدیل می‌شوند که مرتب توسط والدینشان حمالت مالی، عاطفی و عملی می‌شوند. بنابراین نیازی نمی‌بینند تا مسئولیتی بپذیرند. به این خاطر است که آن شخص سال ها غیر مستقل باقی می‌ماند. همین فرد که حتی تا ۳۰ سالگی یا بیشتر به پول تو جیبی والدینش وابسته است وقتی به سن ازدواج می‌رسد با ترس از آینده شغلی و یا عدم اطمینان از جنس مخالف تصمیم به ازدواج سفیدی می‌گیرد که آینده نامعلومی دارد! این فرد عملی را انجام می‌دهند اما عواقب آن را نمی‌پذیرند، زیرا از کودکی عواقب همه چیز بر عهده والدینشان بوده است. بنابراین واهمه دارند به ازدواجی دست بزنند که قرار باشد مانند والدینشان مجبور به انجام کارهای سخت باشند.
عامل دیگر الگوبرداری از فرهنگ غربی است که رسانه‌های جمعی و مجازی باعث انتقال آن در بین جوانان کشورمان شده است. این رسانه ها به ویژه با ساخت سریال سعی می کند قبح این قضیه در جامعه ما کم کنند و آن را امری عادی و معمول جلوه دهند. در مواردی هم خانواده ها با دلایلی مثل اینکه دهانت بوی شیر می دهد یا تو باید درس بخوانی یا نوبت خواهر و برادر بزرگترت است یا … راضی به ازدواج فرزندانشان نمی شوند، همین امر باعث می شود فرزندشان برای برآوردن نیاز جنسی به این نوع زندگی رو آورد.

 

این ازدواج به ضرر کیست؟

 

این ازدواج چون به‌گونه‌ای رسمی نیست و هیچ پشتوانه قانونی ندارد هر یک از طرفین به‌راحتی می‌توانند هرلحظه که بخواهند از رابطه خارج شوند، این احساس عدم امنیت روانی و اعتماد و ترس برای هر دو طرف است و به راحتی قلب را دچار آسیب می کند و از طرفی به علت عدم کنترل و پایبندی به اخلاقیات می تواند شریک جنسی با افراد دیگری هم باشد و سبب بیماری خود و طرف مقابل شود. این ضرر خصوصاً برای دختران وزنان است و ازآنجاکه ساختار خلقت و شخصیت زنان بسیار هیجانی، لطیف و بر اساس ظرایف و پیچیدگی‌های خاص آن‌ها طراحی‌شده این‌گونه روابط تأثیر مخرب و فاجعه‌آمیزی بر ذهن و روان آن‌ها بر جای می‌گذارد. و از حس حمایت و داشتن تکیه‌گاه تا حد زیادی محروم می‌شوند.
از سوی دیگر در چنین ارتباطاتی برای فرزندان و بارداری های احتمالی هیچ پیش‌بینی‌ای انجام نگرفته و همین امر خود بر میزان فرزندان و کودکان نامشروع، بی شناسنامه، بی آینده و همچنین بر آمار سقط‌های غیرقانونی و مرگ‌ومیر ناشی از آن می‌افزاید.

 

راهکار

 

این نوع زندگی نتیجه ای جز فروپاشی بنیاد خانواده ندارد و همچنین چون شرعی و قانونی نیست باعث رواج فساد و بی بندباری در بین جامعه می شود برای همین باید چاره ای اندیشید تا آسیب کمتری به جامعه وارد کند. گام اول برقراری ارتباط با والدین از طریق صدا و سیما است تا بتوانیم با برنامه های آموزشی مهارت های لازم برای ارتباط با فرزندنشان را به آن ها بدهیم تا آن ها ارتباط موثرتری با جوانان داشته باشند و بتوانند نیازهای آن ها را درک و پاسخگو باشند. همچنین مردم را با خطراتی که این همزیستی دارد آشنا کنیم. راه دیگر آشنایی جوانان با ارزش ها و باورهای دینی است تا بتوانیم حس دینداری را در بین آن ها بالا ببریم. فراهم کرد‌‌‌ن شرایط ازد‌‌‌واج آسان و ساد‌‌‌ه برای جوانان و تشویق آنان به ازدواج. ازدواج آسان در صورتی در جامعه ما صورت می گیرد که از تجملات گرایی و مخارج گزاف در برپایی مراسم عروسی چشم‌پوشی شود که در بسیاری از موارد خانواده های ما در این زمینه وارد عرصه رقابت و تقلید از همدیگر می شوند و نمی دانند که با این روش خود چه آسیبی به فرزندانشان وارد می کنند. ایجاد‌‌‌ محیط‌های شغلی و امکانات مالی مناسب برای جوانان که تا حد‌‌‌ی از نگرانی مشکلات مالی قبل و بعد‌‌‌ از ازد‌‌‌واج کاسته شود‌‌‌. قرار دادن الگوی درست در بین جوانان بجای پیروی از الگوهای بیگانه.

 

 لیلا صادقی _ تحریریه سایت با حجاب

 

 

ارسال
چاپ
0 نظر
  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.