تا بدستت نیارم ولت نمی کنم

ابراهیم هر روز در حالی که کت و شلوار شیک می پوشید به محل کار می آمد. یک روز خیلی ناراحت بود. بهش گفتم داش ابراهیم چیزی شده؟

کد خبر: 48939
تاریخ انتشار : فروردین ۳۰, ۱۳۹۶

 ابراهیم هر روز در حالی که کت و شلوار شیک می پوشید به محل کار می آمد. یک روز خیلی ناراحت بود. بهش گفتم داش ابراهیم چیزی شده؟ به آرامی گفت: چند روزه که دختری بی حجاب در این محل بهم گیرداده و گفته تا بدستت نیارم ولت نمی کنم. بعد نگاهی به او انداختم و گفتم با این تیپ و قیافه ایی که توداری خیلی عجیب نیست. گفت: یعنی به خاطر تیپ و قیافه ام همچین حرفی زده؟ گفتم شک نکن. فردای آن روز با موهای تراشیده و پیراهن بلند و شلوار کردی و دمپایی به محل کار آمد.

 

 

کتاب سلام بر ابراهیم

 

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.