مدیر فرهنگی که طرح براندازی حجاب را کلید زد+عکس

در تاريخ معاصر كشورمان، شمار زيادي از زنان و مردان پا به عرصه کارزار نهادند و تأثيري متناسب با نقش و تواناييهاي خويش بر سرنوشت ملت ايران گذاشتند كه پرداختن به زواياي مختلف زندگي و رفتار و عملكرد آنها به روشنگري نكات رازآلود و نامكشوف حوادث و تحولات دوران معاصر خواهد انجاميد.

کد خبر: 5053
تاریخ انتشار : بهمن ۷, ۱۳۹۲

بازنویسی شرح احوال بانوان بویژه آنان که در دستگاه های اجرایی حضور داشتند از آن رو حائز اهمیت است که کمتر بدان پرداخته شده و ابهامات بیشتری دارد.

از این میان، آخرین زنی که در دستگاه حکومتی محمدرضا پهلوی عهده دار وزارت بود و اثربخشی زیادی در امور زنان ایران داشته است، مورد توجه قرار دادیم. «مهناز افخمی» با احراز پست وزارت، رشدی سریع در دستگاه حکومتی پهلوی داشت و البته مراتب پیشرفت را در مراکز دانشگاهی نیز طی کرده بود. او به عنوان وزیر، جز به تأمین منافع و مقاصد شخص اول مملکت در سازمان تحت ریاستش نمی اندیشید، و همین رویه باعث شد پس از کسب استقلال و آزادی ملت ایران و انقلاب اسلامی، سرسپردگی به نظام از هم پاشیده سلطنتی را  ادامه دهد و در زمره مخالفان نظام اسلامی، همراه خاندان فراری پهلوی به همکاری با آنان بپردازد.[۱]

543

زندگی و پیشینه خانوادگی

مهناز افخمی سال ۱۳۱۹ ش در بافت کرمان به دنیا آمد. پدرش مجید امیرابراهیمی و مادرش فردوس نفیسی نام داشت. مجید امیرابراهیمی، تحصیل کرده فرانسه، خوشگذران و از اهالی موسیقی بود. فردوس نفیسی نیز در زمان خود، فردی باسواد به شمار می رفت و علاقه به تحصیل و مطالعه در خانواده آنان معمول بود. مادرش فردوس، چون شیوه زندگی شوهرش را نمی پسندید، از او جدا شد و زندگی در تنهایی را تجربه کرد. او با تأسیس خیاط خانه ای، امورات زندگی خویش را می گذراند. امری که درکرمان آن دوره، معمول نبود و کسب و کار برای زنی مطلقه، خوشایند همگان بویژه خانواده های اصیل نبود.[۲]

     Kerman_Zoroastrian_Girls_School

مهناز در کودکی به مدرسه زرتشتیان سپرده شد و  روشهای تعلیم و تربیت زرتشتی در شکل گیری شخصیتش بسیار اثر گذاشت. در نوجوانی با مادر به تهران آمد و زندگی مرفه و خانه بزرگ و راحت کرمان را با جایی تنگ و کوچک و محدود عوض کرد. بدین ترتیب، مادر نقشی مهم در زندگی وی پیدا کرد. استقلال و پشت کار و مقابله مادر با مشکلات، درشکل دهی شخصیت دختر نیز مؤثر بود، در همین دوران بود که دوستی خانوادگی به نام دکتر احسان الله یارشاطر[۳]، در شکل گیری افکار او مؤثر بود به طوری که افخمی در خاطراتش می گوید:

yar_lat احسان الله یار شاطر و همسرش

32250915690138042383

احسان الله یارشاطر و فرح پهلوی

 

او می آمد و یک سری کتابها برایم می آورد و تشویقم می کرد که کتاب بخوانم، در نتیجه یک نوع حالت پدرخواندگی انتلکتوئل برای من داشت، و هنوز خیلی بچه بودم که او کتابهای نویسنده های روسی را برایم می آورد[۴].

تا آنکه مادرش عزم امریکا کرد، و مهناز نیز با او همراه شد و سپس رشته ادبیات انگلیسی را پس از مکاتباتی با دکتر یار شاطر برای تحصیلات دانشگاهی اش برگزید. او در نوزده سالگی از دانشگاه کلرادو، لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت و یک سال بعد از همین دانشگاه فوق لیسانس دریافت کرد. او در این دوره، ضمن تدریس تاریخ ادبیات انگلیس و ادبیات انگلیس قرن نوزدهم، سردبیری را نیز برعهده داشت. مجله ای که خلاصه تحقیقات در زمینه ادبیات انگلیسی را از سراسر دنیا منتشر می کرد.

او در سال ۱۳۴۶ به ایران بازگشت و از پاییز همان سال در دانشگاه ملی ایران با سمت استادیار زبان انگلیسی مشغول به تدریس شد.

 سوابق شغلی افخمی در ایران

 afkhami-sarlati-300x225

هما سرلتی (راست) در کنار مهناز افخمی در دهه پنجاه شمسی

در سوابق شغلی افخمی آمده است: عضو شورای عالی بهداشت و تنظیم خانواده در ایران، عضو کمیته عالی رفاه اجتماعی، عضو مؤسس سازمان انتقال خون، رئیس هیئت عامل آموزشگاه مددکاری سازمان زنان ایران،… و عضویت در هیئت امنای دانشگاه های فرح پهلوی، کرمان و نیز بنیاد فرهنگی آرشام[۵]. افخمی در سال ۱۳۴۹ به مدت سه ماه به عنوان عضو هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد مشغول به کار بوده است.

                                                images

افخمی در دی ماه ۱۳۵۴ بنا به پیشنهاد امیرعباس هویدا، نخست وزیر، به عنوان وزیر مشاور در امور زنان معرفی شد و این سمت را تا پایان دولت جمشید آموزگار حفظ کرد. وی در مجموع نزدیک به سه سال درکابینه حضور داشت.

 a

 سلام عید نوروز ۱۳۵۷؛ شاه در حال اعطای سکه به وزرا، از راست: فرح پهلوی، جمشید آموزگار، محمدرضا پهلوی، کریم معتمدی، شجاع‌الدین شیخ‌الاسلام زاده، مهناز افخمی، …

فرهنگ افخمی

فرهنگ حاکم بر سازمان زنان در دوران قبل از افخمی با فرهنگ افخمی تفاوت های معیاری داشت. فاصله او با نسل قبلی سازمان بسیار زیاد بود. زندگی تحصیلی در خارج از کشور، تدریس زبان انگلیسی با متون امریکایی، تماس با دانشجویان به زبان انگلیسی و سبک و سیاق زندگی آمریکایی، زندگی در بخش شمال شهر و ارتباط با محدوده خاصی از شهر (دربند، محل سکونت و اوین، محل تدریس) او را در فضایی کاملاً شبه غربی محصورکرده بود و عموما هیچ برداشت صحیحی از وضعیت اکثریت زنان جامعه نداشت.

 الگوی کاری او الگویی امریکایی با الهام از سازمان زنان امریکا بود و با این الگو درصدد سازماندهی این تشکیلات ایرانی برآمده بود.

افخمی و مسئله بی حجابی(طرح براندازی فرهنگ حجاب)

       Meeting with the Governors_0                      

پس از گذشت ۴۱ سال از فرمان پهلوی اول مبنی بر کشف حجاب زنان، افخمی در جایگاه ریاست سازمان زنان و وزیر مشاور در امور زنان، چادر را پوششی دست و پاگیر و بازدارنده تحرک و کار و فعالیت زنان قلمداد کرده، آن را (چادر) نشانه ظاهریِ محدودیت ها و تاریکی های فکری و روانی و مانعی اساسی در راه پیشرفت مملکت برشمرد، و در رهنمودهای خود به نخست وزیری طرحی را در جهت محدودسازی پوشش بانوان ارائه کرد. در سال ۱۳۵۶، طرح محدودیت استفاده از پوشش چادر توسط بانوان، بین افخمی و پرویز ثابتی طی گفتگوهای تلفنی به بحث گذاشته شد و پیشنهادهایی از جانب افخمی به ریاست وقت ساواک ارایه گردید.

برای مبارزه با چادر که به زعم افخمی، پوششی حقیرکننده بود، راه هایی در مقاطع مختلف زمانی پیشنهاد می شود که از جمله آن عبارت است از:

۱- بهره گیری از خدمات رسانه های گروهی.

۲ -ایجاد هماهنگی لازم بین رسانه های گروهی و متون کتابهای درسی برای دگرگونی باورداشتها، در زمینه ارتباط چادر با معتقدات اخلاقی و مذهبی.

۳ -ایجاد هماهنگی کامل بین برنامه های تلویزیون، رادیو، محتوای مطبوعات با متون کتب درسی در تغییر تصویر ذهنی از زن و در جهت ارتقای مقام و نقش او در پیشبرد هدفهای توسعه اقتصادی و اجتماعی.

۴ -بهره گیری از سهم تلویزیون در بزرگداشت پوشاک محلی و نشان دادن جنبه های دست و پاگیر چادر.

بدین ترتیب شکل تازه ای از مبارزه با چادر با استفاده از ابزارهای فرهنگی و برای ایجاد تغییرات در بلندمدت به صحنه می آید. اقدامات جنبی که در این مورد در نظر گرفته شده بود شامل تحقیق و نگارش و چاپ مقالاتی با استنادات خاص در ارتباط با عقب ماندگی و جنبه های منفی چادر بود.

در بخش دیگر، ممنوعیت هایی را برای زنان چادری و با حجاب پی ریزی کرد از جمله:

 ممنوعیت زنان چادری از مراجعه به وزارت خانه ها و سازمان های دولتی،

ممنوعیت زنان چادری از مسافرت با شرکت هواپیمایی ملی ایران،

 ممنوعیت ورود زنان چادری به فرودگاه ها،

 ممنوعیت استفاده زنان چادری از اتوبوس های شرکت های واحد،

 ممنوعیت ورود زنان چادری به سینماها،

 ممنوعیت زنان چادری از خرید در فروشگاههای شرکت های تعاونی شهر و روستا،

 ممنوعیت استفاده زنان چادری از خدمات سازمان های اجتماعی مانند جمعیت بهزیستی و آموزشی فرح پهلوی، جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران و انجمن ملی حمایت از کودکان،

ممنوعیت ورود کودکان و نوجوانان چادری به کتابخانه ها، و نهایتاً محرومیت از شرکت در هرگونه مجامع عمومی.

پیشنهادهای فوق، زمینه های اجرایی کشف حجاب مجدد توسط افخمی و همفکرانش را فراهم می کرد؛ در حالی که این گروه مدعی آزاداندیشی و ارتقای مقام زن و توجه به سرنوشت و حقوق کودکان بودند.

اقدامات جنبی که برای تحقق این توصیه ها اندیشیده شده بود: توسعه کارخانجات پوشاک و در دسترس قرار دادن لباس های ارزان قیمت همراه با روسری به عنوان جایگزین چادر بود.[۶]

افخمی و مسئله سقط جنین              

در دوران مدیریتی افخمی، آزادی سقط جنین در چارچوب قانونی به نحوی مطرح شد که جراح و پزشک عامل، بر اساس مواد قانون، تحت تعقیب یا مجازات قرار نمی گرفت. افخمی در مورد سقط جنین و آیین نامه مربوطه در این مورد در خاطرات خود می نویسد:

10018

شد که زن هر زمانی که بخواهد با توافق شوهر در صورتی که زن شوهر نداشته باشد با خواست خود تصمیم به سقط جنین بگیرد و این تغییر را ما از طریق آیین نامه های داخلی وزارت بهداری و اطلاعیه های سازمان به اطلاع پزشکان رساندیم و سعی کردیم از طرح آن در جراید و ایجاد سر و صدا درباره آن جلوگیری شود.[۷]

 علاوه بر آن در زمان تصدی افخمی در سازمان زنان، طرحی در مورد اصلاح قانون حمایت از خانواده تهیه شده بود که در آن مسائلی از جمله منع مطالبه بکارت در مراحل بدوی ازدواج آمده است.

افخمی در اسناد ساواک

در میان اسناد ساواک، سند مهمی در ارتباط با افخمی در دسترس نیست و آنچه به جای مانده، بیشتر رویه جاری ساواک را نشان می دهد. در این میان، ارزیابی ساواک از افخمی در خور تأمل است؛ آنجا که ساواک وی را به صحت عمل و درستی و شایستگی مدیریتی تأیید می کند و وی را فاقد هرگونه سوابق مضره می داند و برایش صفاتی چون خوش بینی، متانت و خودخواهی را برمی شمارد؛ اما در عین حال از لحاظ مدیریت و شایستگی، متوسط ارزیابی و حسن شهرت وی را عادی قلمداد می کند و می افزاید که وی فردی مؤدب، خوش برخورد، خوش تیپ و جاه طلب است. روابط نزدیک افخمی با عبدالرضا انصاری  منتسب به همکاری با سازمان سیا  در اسناد متعددی تکرار شده است و به طور ضمنی علت ترقی و انتصاب وی به سمت دبیرکلی سازمان زنان ایران را به واسطه همین آشنایی ها عنوان کرده اند. و پس از انتصابش به سمت وزیر مشاور در امور زنان، نعمت الله نصیری، رئیس ساواک جزو نخستین کسانی است که در پیام تبریکی، برایش آرزوی توفیق می کند.[۸]

 index

                                     429525_3541254470110_479771094_n

در سندی دیگر، افخمی در چهارم دی ۱۳۵۴ درخواست صدور پروانه نشریه زن دانا را برای سازمان زنان نمود که از نظر ساواک بلامانع اعلام شد.[۹]

فعالیت های افخمی پس از انقلاب

مهناز افخمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به امریکا رفت و به فعالیت های خود در امور زنان ادامه داد. وی هم اکنون در سازمان های بسیاری برای برابری حقوق زنان و تثبیت جایگاه آنان فعالیت می کند.

65+5 او از جمله بنیان گذاران سازمان غیردولتی بین المللی آموزش مدیریت زنان در امریکا است. افخمی از اعضای بنیاد مطالعات ایرانی (SIGI) و رئیس سازمان بین المللی همبستگی زنان است که توسط اشرف پهلوی در خارج از ایران تأسیس شده، و مسئولیت تاریخ شفاهی زنان دربار یا وابسته و پناهنده به امریکا را برعهده دارد و در فصلنامه این بنیاد با عنوان ایران نامه مقالاتی از وی در سال ۱۹۸۱ به همت جمعی از دانشگاهیان به چاپ رسیده است.[۱۰]

کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب


[۱] برگرفته شده از فصلنامه مطالعات تاریخی

[۲] در اسناد لانه جاسوسی امریکا مکرر از خاندان های

صاحب نفوذ در دستگاه حکومت پهلوی نام برده شده است، یکی از این خانواده ها، خانواده افخمی است.

[۳]  دکتر احسان الله یارشاطر از بهاییان متعصب در دوران پهلوی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به امریکا پناهنده شده و دایره المعارف ایرانیکا را با همکاری دانشگاه برکلی منتشر می کند.

[۴]  جامعه، دولت و جنبش زنان ایران، ص ۷

[۵]  آرشام از مدیران فعال ساواک، زمانی مدیرکل ساواک مشهد بود. سپس به کرمان رفت. وی در این زمان بودجه کلانی از دربار، امیراسدالله علم و منوچهر اقبال دریافت کرد و بنیاد آرشام را تأسیس نمود.

[۶]  بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

[۷]  جامعه، دولت و جنبش زنان ایران، ص ۱۰۲

[۸] بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، سند ۴۷

[۹] همان، سند شم ۴۵

[۱۰] این فصلنامه زیرنظر احسان یارشاطر، حسین نصر و … منتشر می شود.

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.