خاطره ای از شهید علمدار و نامحرم

هنگام صحبت با نامحرم سرش را پایین می انداخت.حجب وحیا در چهره اش موج میزد.وقتی برای کمک به مغازه پدرش میرفت اگرخانمى وارد مغازه میشد کتابی دردست میگرفت سرش را بالا نمی اورد ومیگفت”پدر شما جواب بده”   منبع:بشیران

کد خبر: 51707
تاریخ انتشار : مرداد ۲۲, ۱۳۹۶

هنگام صحبت با نامحرم سرش را پایین می انداخت.حجب وحیا در چهره اش موج میزد.وقتی برای کمک به مغازه پدرش میرفت اگرخانمى وارد مغازه میشد کتابی دردست میگرفت سرش را بالا نمی اورد ومیگفت”پدر شما جواب بده”

 

منبع:بشیران

ارسال
چاپ
0 نظر
  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.