خدای ماه رمضان و خدای غیر ماه رمضان

ماه روزه و صوم یعنی “خودداری از کارهائی است که هماره دل آدمیان بدان مشتاق و نفسها بدان اشتهای سیری ناپذیر دارند “.  ماه رمضان آغاز شده و با گذشت چندین روز از شروع ماه بندگی خدا، همچون سالهای گذشته طبق آمار وقوع جرایم با کاهش قابل ملاحظه ای رو به رو بوده است. بر […]

کد خبر: 546
تاریخ انتشار : تیر ۲۹, ۱۳۹۲

Food & Beverage

ماه روزه و صوم یعنی “خودداری از کارهائی است که هماره دل آدمیان بدان مشتاق و نفسها بدان اشتهای سیری ناپذیر دارند “.

 ماه رمضان آغاز شده و با گذشت چندین روز از شروع ماه بندگی خدا، همچون سالهای گذشته طبق آمار وقوع جرایم با کاهش قابل ملاحظه ای رو به رو بوده است. بر اساس آمارهای پلیس، در سال گذشته آمار جرایم مختلف درکشور به طور میانگین، بین ۵ تا ۳۳ درصد کاهش داشته است. سوال این است که چرا همه ساله با شروع ماه مبارک این سیر نزولی وقوع جرایم در کشور اتفاق می افتد؛ مگر خدای ماه رمضان با غیر آن تفاوتی دارد؟

شاید برای پاسخ به این پرسش توجه به مطالب زیر خالی از لطف نباشد.

قطعا ترکیب این کلمات در کنار هم زیباست وقتی که می گویند: رمضان بهار قرآن است، قرآنی که سخن بر حق پروردگار است با انسان، پروردگاری که  خلق نکرد انسان را در این دار فانی مگر برای ابتلاء، امتحان، خود سازی، قرب به حق، جلب رضای او و در نهایت ………….وصال .

4665_950

با شنیدن این عبارات مثلِ خدا، انسان، رگ گردن، نزدیکی خدا به انسان، “اَقرَبُ مِن حَبلِ الوَرید ” نزدیکتر از اعضای بدنش به او، نزدیکتر از رگ گردنش به او ! دلِ انسان دو حالت پیدا می کند یکی حس آرامش و دیگر حس وحشت !

آرامشش به این خاطر است که می داند همیشه خدا با اوست و هیچگاه او را تنها نمی گذارد و وحشتش  از غضب اوست ازاین که نکند کاری طبق خواسته نفسش انجام دهد که خوشایند ربَّش نباشد، نکند دور بماند از قافله خوبان و غرق شود در این عالم مادی و فانی .

 وخدا که دوست ندارد این حیوان ناطق، دور شود از اصلش، دور شود از آنچه برایش آفریده شده چاره ای اندیشیده برای تمرینش و بر همه واجب کرده تا به صوم و نیایش او بنشینند.

 ماه، ماهِ رمضان است ماه روزه و صوم یعنی “خودداری از کارهائی است که هماره دل آدمیان بدان مشتاق و نفسها بدان اشتهای سیری ناپذیر دارند “. خدا ما را دعوت کرده به میهمانی و گفته: در این میهمانی باید دست بکشی، حتی از حلال ترین چیزها، تا تربیت کنی نفست را چرا که گوش دادن به وسوسه های ابلیس نتیجه ای ندارد جز نابودی انسانیتت ،ای اشرف مخلوقات من!  پس شروع کن از این ماه خود را بساز آنگونه که من دوست دارم.و این مهم محقق نمی شود مگر با  یک چیز… جهاد با نفس امّاره که سخت ترین کار است در این عالم برایِ این موجود دو پای مختار.

و جهاد با نفس و مبارزه با زیاده خواهی هایش از یک بعد چیزی نیست جز؛ مبارزه با نفس شهوت پرست، نفس لجام گسیخته ای که به تبرّج عشق می ورزد و دائماً بهانه می گیرد و منطق می بافد.

جهاد با نفس در این وادی چیزی نیست جز عفاف پیشگی، حیا پیشگی، خوار کردن آن نفسی که حجاب می شود بین من وخدای من و نمی گذارد گوش فرا دهم به فرامینش، به دستور “لا یبدین زینتهن “ش، که منع کرده من را از جلوه دادن زیبایی هایم به نامحرمان و…

در این ماه اکثر ما سعی میکنیم عبد خوبی باشیم برای  معبودمان  نمازمان را سر وقت می خوانیم، قرآن می خوانیم، اگر در ماه های دیگر به پوششمان اهمیتی نمی دادیم سعی می کنیم در این ماه اهمیت بیشتری برای آن قائل شوی، مواظبیم که مبادا حرام باشد لقمه نانمان، کمکمان به قشر محروم جامعه بیشتر می شود. حال سوال این است؟

“مگر خدای ماه رمضان و خدای غیر ماه رمضان فرق دارد ؟”

مگر خدا یکی نیست؟

مگر بارها و بارها در نماز نمی گوییم “قل هو الله احد” را؟

چرا بعد از اینکه در این ماه حیا کردیم از اینکه نافرمانی کنیم از ربّمان، بعد از اینکه با عفت بودیم و نگذاشتیم شیطان بر نفسمان حکم براند، بعد از آنکه آیینه دلمان را جلا بخشیدیم و پاک کردیم گرد و غبار غفلت و سر گردانی در این دار فانی را از روی آن، بعد از آنکه ارتباطمان را با پروردگارمان قوی کردیم و نفسمان را تا حد ممکن سرکوب، دوباره برمی گردیم بعد از این ۳۰ روز به زندگی قبلیمان! دوباره بالهای زخمی نفس را مرحم می گذاریم تا جان بگیرد و دوباره شروع کند به حکم رانی بر ما! مگر حال بدی دارد این سحر ها؟ مگر لذت بخش نیست این عبادتها؟ مگر سبک نمی شویم در این ماه؟ چرا ادامه نمی دهیم این حال و هوای خوش را؟ تا برسانیم خویشتنِ خویش را به سر منزل مقصود، به نور محض وغرق شویم در آن با تمام وجود بدون هیچ تعلقی به این دار فانی  و متعلقات گذرا و نماندنیش! و چرا حفظ نمیک نیم این حال و احوال خوش و دل نشین را، شب بیداری ها و به عبادت نشستن ها را؟

چرا کاری نمی کنیم که خداوندگارمان نه تنها در این ماه بلکه همیشه ببالد به اشرف مخلوقاتش در مقابل فرشتگان، و فرشتگان بگویند :”سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا”(۱) یعنی خدایا ما فقط چیزی که به ما آموختی را میدانیم ولی آدم با ما فرق می کند، چون او می تواند خود را برساند به درجه ای بالاتر از ما و می تواند خود را بکشاند به درجه ای پست تر از بهائم و این است تفاوت منِ ِانسان با فرشتگان.

پس بارالها ما را یاری کن تا برسانیم خویشتن را به اعلی درجه علییّن و نگذار با بی عفتی و بی حیایی و بی حجابی دوربمانیم از چشیدن طعم وصالت .

 1_4kgjprilmk6pywj150sd

سوره بقره آیه۳۴

ارسال
چاپ
0 نظر
  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.