دوستی های صورتی چرک

دوستی با جنس مخالف هر چند در زمان ارتباط شور و هیجانی عاطفی و غریزی به نوجوان و جوان می بخشد اما چون پنهانی، غیرقانونی و خلاف اخلاق صورت می گیرد و در فرهنگ و آیین ما زیر ذره بین است و چارچوب های بسیاری برای آن تعریف شده در همان دوره عاشقی باعث افزایش تنش های روانی، حواس پرتی و هنجارشکنی می شود، انگیزه های پیشرفت تحصیلی، میزان دینداری و رضایت خانوادگی را کاهش می دهد و حساسیت به ظاهر و اندام و نیز بدبینی و حسادت نسبت به طرف مقابل را دامن می زند و مصیبت بارتر آن که هنگام گسسته شدن رابطه، جوان دلداده را به وادی احساس بی ارزشی، تنهایی و افسردگی و دلسردی و فکر مرگ و سوء مصرف مواد الکی می کشاند.

کد خبر: 5529
تاریخ انتشار : بهمن ۱۹, ۱۳۹۲

سکانس اول- دوستی های فانتزی

اون روز  قرار بود با چندتا از بچه ها بریم کوه، همه با دوستاشون! اومده بودن بینشون فقط من بودم که تنها بودم؛ همه هم مدام اینو به روی من میاوردن، هرچند از این دوستی ها خیلی خوشم نمی اومد، اما خب یه جورایی دوست داشتم دفعه بعد منم تنها نباشم. تو جمعمون تنها بودن کلاس  نداشت، این شد که تو همون کوه با یکی آشنا شدم…

36

2-9-2014 10-59-41 AM

سکانس دوم- دوستی های صادقانه

من نمی فهمم چرا همه فکر می کنن دوستی با جنس مخالف همش بده؟ خب اینم مثل هر چیزی فرهنگ لازمشو می خواد تا درست رفتار کنی، حتی شاید اگه نیتت صادقانه باشه از دوستی یا یه هم جنسم شاید بهتر باشه، البته هنوز امتحان نکردم ولی فکر می کنم همه فقط جنبه های منفیشو می ببنن…

23

سکانس سوم- دوستی های خواهر برادری

تازگیا توفضای مجازی تو یکی از شبکه ها با یکی آشنا شدم. عکس پروفایلش حسابی مذهبیه، اومد سلام کرد و منم سریع گفتم ببینید من اصلا اهل این دوستی های دختر و پسری نیستم، لطفا مزاحم نشید، خیلی جواب جالبی داد؛ گفت منم از این چیزا حالم بد میشه، اما شما جای خواهر منید و منم جای برادرتون، بعدشم کلی حرفای معنوی قشنگ زد. راست می گفت مثل داداشا میمونه،حالا خیلی وقته ما با هم مثل خواهر برادریم…

2-8-2014 11-18-35 AM

سکانس چهارم- دوستی های غریزی

*خیلی  وقته حس تنهایی می کردم، به یه همزبون نیاز داشتم، کسی که بهم توجه کنه به حرفام به خودم، اون روز تو پارک تنها نشسته بودم که یه پسری اومد کنارم رو نیمکت نشست، اولش خیلی معذب شدم اما اون خیلی قشنگ کم کم سر حرفو باز کرد، با اینکه غریبه بود انگار با حرفاش آروم می شدم، انگار درکم می کرد، الان یه مدته که اگه نبینمش حالم بد میشه.

**اصلا نمی دونم اشکال از منه یا این آدمای اطرافم دیگه از بیرون رفتن خسته شدم، هر روز باید قیافه های جور واجور دخترا رو تو خیابون ببینم، بابا خب یکی نیست بگه منم جوونم غرایز خودمو دارم، چرا یکی به این چیزا توجه نمی کنه؟ هنوزم که به سن ازدواج نرسیدم و باید هفت خان درس و دانشگاه و سربازی و کار و… رو پشت سر بگذارم…

qpl6kw

****

چه نوجوان باشید، چه جوان، چه بزرگسال، چه سالخورده؛ صحبتای بالا رو یا خودتون گفتید یا از دیگران شنیدین. این صحبت ها تنها قسمتی از صحبت های نوجوان و گاه جوان های امروزی است. بچه هایی که هر کدام دنیایی از صداقت و بی ریایی هستند و تنها نیاز به تامین احساسات، غرایز، خواسته هایشان دارند و بس.

اگر خواسته باشیم، مسائل بالا را تبیین کنیم به زمان و فرصتی بسیار نیاز داریم که از حوصله ی این نوشتار خارج است. به همین دلیل به توضیحی مختصر، بسنده می کنیم.

این ۴ موضوع که مطرح شد؛ دوستی با جنس مخالف با عنوان های فانتزی، صادقانه، خواهر برادری و غریزی چهار دسته اصلی دوستی ها را تشکیل می دهند.

دسته اول؛ که بیشتر در آن جو و محیط دوستی ای است که در آن بچه ها برپایه کم نیاوردن به آن اقدام می کنند. این موضوع بین عده ای از نوجوانان که عموما شخصیت پیروی دارند و از اعتماد به نفس پایین تری در مواجهه با محیط های اجتماعی و گروه همسالان برخوردار هستند، شیوع بیشتری دارد.

دسته دوم؛ معمولا توجیهات گروهی از افراد را تشکیل می دهدکه قصد دارند با توجیه این نوع رفاقت ها و با تز خود کنترلی بالا و یک رفاقت بدون دغدغه  وارد این نوع دوستی ها بشوند و یا به دلیل ساختار خانوادگی خود یا نزدیکان شان این مدل دوستی ها را مجاز دانسته و مشکلی در آن نمی یابند. موردی که عموما انتهای آن در رابطه های زیاد به چنین مفهومی ختم نمی شود.

دسته سوم؛ مدل شایعی است که در میان همه قشر و همه سنی رایج است که دارای تمایلات و کشش های معنوی و مذهبی هستند، در حالی که به دلیل سنشان، کشش به جنس مخالف را هم در خود حس می کنند، پس با اضافه کردن پسوند خواهر برادری پوششی بر عذاب وجدان خود می گذارند.

و اما دسته چهارم؛ که شایع ترین دلیل این مدل دوستی ها می باشد. یعنی غرایز در بین بسیاری از نوجوانان شایع است. که البته دلیلی فطری و غریزی می باشد که در جای خود بررسی و تامل بیشتری را می طلبد.

بد نیست در این زمینه نگاهی به کاری تحقیقی در این زمینه داشته باشیم. در سال ۱۳۸۲، از جمعیت ۶۲,۰۰۰ نفری دانش آموزان دختر و پسر شهرستان قم، ۳,۲۰۰  نفر به عنوان گروه نمونه، به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و در گروه های ۴۰۰ نفره سلسله همایش های آموزشی و پژوهشی به پرسشنامه هایی با محتوای وضعیت ارتباط با جنس مخالف، سلامت روان، آسیب های روانی اجتماعی (گرایش به خودکشی، فرار …)، رضایت از جنسیت، رضایت از ظاهر و روابط خانوادگی و عمل به باورهای دینی پاسخ دادند. در این تحقیق جامع که به سفارش شورای فرهنگ عمومی استان قم و با همکاری سازمان آموزش و پرورش انجام شد. دانش آموزان از نظر وضعیت ارتباط با جنس مخالف به چهار گروه تقسیم شده بودند:

۱- کسانی که در زمان انجام پژوهش با جنس مخالف ارتباط داشتند.

۲- نوجوانانی که در آن زمان ارتباط های پیشین خود را قطع کرده بودند.

۳- دختران و پسرانی که به یک نفر از جنس مخالف علاقه داشتند، اما آن فرد در جریان آن علاقه نبود.

۴- کسانی که نه در گذشته و نه در حال، چه یکطرفه و چه دو طرفه ارتباطی با جنس مخالف نداشتند.

یادآور می شود که ارتباط را دلبستگی عاطفی، همراه با تماس های پنهانی و دور از چشم خانواده تعریف شده بود.

نتایج تحقیق نشان داد که :

_  گروه اول از نظر آسیب های اخلاقی و اجتماعی، تنش های روحی و ضعف اعتقادات و اعمال دینی بدتر و پایین تر از بقیه بودند.

_گروه دوم از نظر آسیب اجتماعی و ضعف دینداری در رتبه دوم قرار داشتند؛

 گروه سوم (علاقه های یکطرفه) از نظر اخلاقی و دینی از وضعیت خوبی برخوردار بودند، ولی از نظر روانی از نشان های افسردگی رنج می بردند.

 گروه چهارم یعنی نوجوانانی که تجربه دوستی و ارتباط با جنس مخالف را نداشتند از همه جهات یعنی سلامت روان، سلامت اخلاق و پایبندی به باورهای دینی در رتبه بالاتری قرار داشتند.

خلاصه آن که دوستی با جنس مخالف هر چند در زمان ارتباط شور و هیجانی عاطفی و غریزی به نوجوان و جوان می بخشد اما چون پنهانی، غیرقانونی و خلاف اخلاق صورت می گیرد و در فرهنگ و آیین ما زیر ذره بین است و چارچوب های بسیاری برای آن تعریف شده در همان دوره عاشقی باعث افزایش تنش های روانی، حواس پرتی و هنجارشکنی می شود، انگیزه های پیشرفت تحصیلی، میزان دینداری و رضایت خانوادگی را کاهش می دهد و حساسیت به ظاهر و اندام و نیز بدبینی و حسادت نسبت به طرف مقابل را دامن می زند و مصیبت بارتر آن که هنگام گسسته شدن رابطه، جوان دلداده را به وادی احساس بی ارزشی، تنهایی و افسردگی و دلسردی و فکر مرگ و سوء مصرف مواد الکی می کشاند.

مهم ترین مسئولیت در این بین بر دوش خانواده ها است؛ که با شناخت و شناساندن مفاهیم تعاملات اجتماعی و عاطفی و برقراری رابطه دوستی و تربیت صحیح بر مبنای خود کنترلی و رشد دادن حس دین مداری وی را در گذر از لبه تیغ دوران غلیان و فوران احساسات و عواطف و غرایز همراهی کنند.

کاری از گروه سبک  زندگی باحجاب

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. ساره گفت:

    یعنی منی که الان دوست پسر دارم توی یکی از این مجموعهها میگنجم؟
    ینی روانی ام؟
    کمبود محبت دار؟
    فقط دنبال یه هم زبون میگشتم…

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. ساره گفت:

    یعنی منی که الان دوست پسر دارم توی یکی از این مجموعهها میگنجم؟
    ینی روانی ام؟
    کمبود محبت دار؟
    فقط دنبال یه هم زبون میگشتم…

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.