وایبر؛ مسئله هست یا نیست؟

اگر وی چت و ... در ابتدای بشریت وجود داشت حتی چرخ هم اختراع نمی شد.

کد خبر: 5987
تاریخ انتشار : اسفند ۵, ۱۳۹۲

بعد از مدتها دور هم جمع شده بودیم. در این سال ها مشغله های زندگی ما را از هم جدا کرده بود. بعد از چند  سال دوری، دور هم جمع شده بودیم تا تیم فرهنگی سابق خود را از نو سر و سامان بدهیم اگر چه تجارب این چند سال تغییرات زیادی در هر کدام ما به جا گذاشته بود. بحث های زیادی در جلسه اول صورت گرفت موقع خدا حافظی قرار شد یک راه برای ارتباط سریع و آسان تعیین کنیم .اولین گزینه ای که مورد قبول همه بود وایبر بود و تنها مخالف جمع که اتفاقا تنها آدم فنی و کامپیوتری جمع هم بود من بودم. من در بین آن ها تنها کسی بودم که وایبر نداشتم و قصدی هم برای راه اندازیش نداشتم.

1-6-2014 10-20-31 AM

علامت سوال در قیافه ها شکل گرفت ولی همه دیرمان شده بود و توجیه این مسئله زمان و بحث زیادی را می طلبید، پس بحث پیرامون این موضوع را به آینده موکول کردیم و همان روش پیام رسانی پیامکی را برای خبر کردن هم انتخاب کردیم.

یکی دو روز بعد یکی از همان دوستان با من تماس گرفت و خیلی بی مقدمه سوال کرد:

◄ از اون روز تا حالا یه سوال برام پیش اومده اینکه چرا با استفاده از وایبر مخالفی؟ اون هم تو که خودت برنامه نویس کامپیوتر هستی و و سرو کارت با شبکه و اینترنته!

  * هجوم سبک های زندگی در و بی در

راستش علت های مختلفی داره، شخصی ترین علتش اینه که نصب این نرم افزار ها فقط وارد کردن یه تکنولوژی به زندگی شخصیمون نیست، بلکه مطمئنا با خودش یه سبک زندگی هم به همراه میاره. وقتی اینطور ارتباطات مجازی اجتماعی به موبایل و کامپیوترت راه پیدا کنه، حتی اگر بخوای تقوا پیشه کنی، و به فرض نزدیک به محال هم اصلا اصلا سر از جاهای هر کجایی درنیاری، و سلامت شبکه دوستانت رو با انتخاب آدم‌های مشخص و درست حفظ کنی، به هر حال یه تغییراتی تو زندگیت اتفاق می افته .

      کنجکاوی ها

اینکه کنجکاو میشی هر چند ساعت یه سر بزنی تا از مطالبی که بقیه گذاشتن مطلع بشی کم کم برات یه عادت میشه، و احساس نیاز می‌کنی که مرتب مطلب بذاری و بازخورد بگیری و رفته رفته این روند اینقدر تو زندگیت رسوخ می کنه که کم کم متوجه میشی حتی موقع نماز و انجام کارهای حساس هم تو فکر اینی که جواب فلان دوستت رو چطور بذاری یا اینکه چه مطلبی بذاری که بیشتر مورد توجه قرار بگیره .

 در واقع تو زندگی واقعی، هر کدوم از ماها یه ظرفیتی برای ارتباط با دیگران داریم و اینطور نیست که درهای خونمون بیست و چهارساعته به روی همه باز باشه، تا هر وقت دلشون خواست با ما ارتباط برقرار کنن، ولی با راه افتادن این تکنولوژی ها عملا داریم همه زمان مون رو صرف ارتباط با دیگران می کنیم و کمتر وقت می کنیم با خودمون و یا خانوادمون خلوت کنیم و به اصلاح و رشد خودمون برسیم .

◄ اینکه گفتی تا یه اندازه ای درسته ولی خب به این هم فکر کردی که اینطور راه های ارتباطی اگر درست استفاده بشه و آدم خودش رو کنترل کنه که دچار اعتیاد نشه چقدر می تونه مفید واقع بشه ؟ خیلی از بحث ها و تبادل آرایی که تو این شبکه ها اتفاق می افته تو جاهای دیگه ممکن نیست! از خلال همین شبکه ها ما امکان داریم صدامون رو به دیگران برسونیم. مثلا تو همین بحث خلیج فارس کمپین هایی که تشکیل شد صدای اعتراض ما را به دنیا رسوند یا همین کمپین هایی که این روز ها درباره سرباز های اسیر ایرانی تشکیل شده؟ خب به نظرت حالا چون یه عده ای دارن اشتباه از این روش استفاده می کنن دلیل میشه که ما هم از ترسِ “مثل اونها شدن” از این پتانسیل بزرگ خودمون رو محروم کنیم ؟

02-22-2014 01-25-00 ب-ظ 02-22-2014 01-21-56 ب-ظ

پتانسیل آری ولی…..

* من منکر پتانسیل این فضا نیستم. ولی یه مسئله ای اینجا مطرحه اینکه چه چیزی رو با چه چیزی داریم عوض می کنیم. انصافا بیایم بررسی کنیم چند درصد از وقت کاربرهای این شبکه ها داره صرف کارهای مفید اینطوری میشه، چند درصد صرف وقت گذرونی و کارهای غیر مفید؟ من آدم های زیادی رو می شناسم که به خاطر همین کارهای فرهنگی وارد این فضا شدن ولی حالا باید بیایی و ببینی که درگیر چه مطالبی شدن و این کارها چقدر تو زندگی واقعی شون تاثیرات منفی گذاشته .

◄ من هم اینطور افراد رو زیاد دیدم ولی به نظرم دلیل اینکه از مسیر اصلی شون منحرف شدن این بوده که از اول نیومدن برای خودشون خط قرمز تعیین کنن . اگر آدم از اولش برای خودش مشخص کنه که تو چه محدوده ای می خواد حرکت کنه این فضا ها هم برای این محدوده احترام قائل میشن. مثلا تو می تونی آدم هایی رو که می خوای باهاشون ارتباط برقرار کنی مشخص کنی. حتی این امکان رو داری که مشخص کنی کی فقط مطالبت رو ببینه کی بتونه بهت جواب بده و … پس آدم می تونه محدوده و خط قرمز هاش رو محدود کنه ؟

درسته می تونه ولی به شرطی که خودش بخواد. ببین یکی از دوستانم از اول به قول شما با یه سری خط قرمز تو فیس بوک برای خودش پیج باز کرد. هدفش هم این بود که روی یکسری مطالب قرآنی کار کنه و برای حفظ سلامت فضا هرکسی رو هم به صفحه اش راه نداد. انصافا هم بحث های جذابی راه می انداخت. ولی پیجش خیلی بازدید کمی داشت. کم کم به این نتیجه رسید که مطالب رو به همه نشون بده و اجازه ورود به صفحه رو بازتر کنه. باز هم نتیجه خیلی رضایت بخش نبود .تصمیم گرفت در کنار مطالب قرآنی یه سری لطیفه و عکس و مطالب اینطوری هم بذاره. کم کم وضع بهتر شد ولی باز هم استقبال از مطالبِ تفریحی بود نه قرآنی. خلاصه کم کم کار به جایی رسید که دوست من که با هدف انتشار فرهنگ قرآنی وارد این فضا شده بود تمام وقتش صرف جمع کردن عکس ها و مطالب با مزه و جواب و تیکه پرونی به این و اون بشه … قبول دارم که دوستم زیادی شل گرفته بود و نباید از افکارش کوتاه می اومد. ولی واقعیتش اینه که اگر بخوای تو این محیط ها با قوانین سفت و سخت خودمون حرکت کنیم خیلی سخت می تونیم افراد رو جذب کنیم. چون اغلب کسانی که تو این فضاها حضور دارن یا با هدف سرگرمی و وقت گذرونی اومدن و خواهان یادگیری نیستن یا اینکه اومدن که صدای خودشون رو به دیگران برسونن و نمی خوان صدای کس دیگه ای رو بشنون. یکم بحث هایی که تو این فضاها صورت می گیره رو بررسی کنی متوجه میشی که هر کی داره حرف خودش رو میزنه و کمتر پیش میاد که یه بحث به نتیجه خاصی برسه. در حالی که اگر همین اندازه وقت رو تو دنیای واقعی به صورت رو در رو با افراد بذاریم بهره وری خیلی بیشتری داریم.

◄  آره قبول دارم که کار و تحول بزرگ رو خیلی سخت میشه تو این فضا ها انجام داد، ولی قبول کن که بستر ارتباطی مناسبیه. مثلا همین گروه ما، برنامه هامون اینقدر با هم تداخل داره که نمیشه به راحتی یه وقتی رو برای جلسات هفتگی تعیین کنیم، ولی با کمک وایبر و وی چت و اینستاگرام و… می تونیم یه گروه تشکیل بدیم و همزمان با همدیگه ارتباط برقرار کنیم. هزینه ها هم فوق العاده پایینتر میاد. فقط خودمونیم و خودمون. بحث های کار خودمون رو هم انجام میدیم نه وقتمون رو بی خودی تلف می کنیم نه بحث بی نتیجه می کنیم. اینو که دیگه قبول داری؟

درسته ولی اینجا هم باز یه مسئله ای مطرح میشه. ببین این نرم افزار ها که از روی اینترنت داره کار می کنه به هر حال به  چندتا سرور وصله که اطلاعاتی رو که بین کاربرهاش رد و بدل میشه نگهداری می کنن. این یعنی اینکه یه افراد دیگه ای که مسئولین سایت هستن به تمام مکالمات و مطالب رد و بدل شده ما دسترسی دارن. حتی شاید بیشتر از ما. یه وقتی مدیر گوگل گفته بود افراد وقتی ایمیل هاشون رو پاک می کنن دیگه به اونها دسترسی ندارن ولی ما حتی به ایمیل های پاک شده اشون هم دسترسی داریم. این نرم افزار ها مثل وایبر، وی چت، واتس آپ یا حتی نمونه های غیر موبایلیش مثل فیس بوک و غیره همشون یا آمریکایی هستن یا مال کشورهایی هستن که روابط خوبی با آمریکا دارند. آمریکا یه سازمانی به اسم آژانس امنیت ملی داره که بعد از یازده سپتامبر به بهانه حفط امنیت شهروندانش و مبارزه با به اصطلاح خودشون تروریسم حق انواع شنود رو بخودش داده . غالب شرکت های اینطوری یا به صورت عیان مثل گوگل و فیس بوک یا به صورت پشت پرده اطلاعات شون رو در اختیار این آژانس میذارن. خب حالا شاید بگی ما که کار خاصی نمی کنیم صرفا داریم یه فعالیت تبلیغ دینی می کنیم. درسته. ولی موضوع اینجاست که اگر آمریکا بخواد یه جاسوس به ایران بفرسته تا بفهمه تو فلان محله تهران یه گروه چطور دارن تبلیغ دینی می کنن و چقدر اثر گذار هستن تا بتونه بر اثر این اطلاعات فعالیت های خودش رو جهت دهی کنه باید میلیون ها دلار خرج کنه. ولی ما خیلی راحت و مفت به قیمت یک ارتباط ارزان تر برای خودمون عملا این اطلاعات رو دو دستی در اختیارشون قرار میدیم. حالا اگر مقیاس این اطلاعات رو در سطح کل مردم شهر تهران قرار بدیم و ببینیم که چه حجمی از اطلاعات و آمار در اختیار اونها قرار می گیره تا اونها به بافت اجتماعی و نقاط ضعف و قوت جامعه مون آگاهی پیدا کنن تازه ابعاد ماجرا مشخص میشه .

◄  تا حالا اینطوری بهش فکر نکرده بودم. با این اوصاف اوضاع خیلی خرابه. چون تکنولوزی های مختلف به سرعت داره رشد می کنه و خیلی سریعتر هم وارد کشور میشه . فیلترینگ هم که داره روز به روز با نرم افزارهای ضد فیلتری که میاد بی اثرتر میشه. به نظرت چکار باید کرد ؟

*  راستش من هم خیلی روی این موضوع فکر می کنم. ما خیلی جاها بد عمل کردیم. به نظر من مواجهه با این قضیه یک راهکار چند جانبه می طلبه. یعنی مثلا ما به صورت همزمان از یه طرف بیایم با فیلترینگ و کارهای بازدارنده تا جایی که می تونیم از شیوعش جلوگیری کنیم از اونطرف هم از راه های درست فرهنگ سازی کنیم تا مردم فریب تبلیغات این تکنولوژی ها رو نخورن و از طرف دیگه جایگزین هایی براشون تعریف کنیم که مزایای این تکنولوژی ها رو داشته باشن ولی مشکلات اونها رو وارد فضای جامعمون نکنیم. ولی در عمل ما فقط داریم ساده ترین بخش این ماجرا رو عملی می کنیم یعنی فیلترینگ. وقتی جنبه های دیگه این ماجرا نادیده گرفته میشه عملا فیلترینگ و هشدار های شبانه روزی و ترسوندن بی منطق و … هم کم کم اثرات خودش رو از دست میده .

 

◄  درسته. واقعا ریشه اصلی موضوع بحث فرهنگ سازیه. مردم ما اگر منطقی درک کنن که این تکنولوژی ها در عین مزایایی که داره چه ضربه ای به زندگی شخصی و اجتماعی شون میزنه، خودشون با این پدیده ها مبارزه می کنن و حتی اینطوری از هزینه های دولت هم کم میشه .

بحث آن روز ما در همینجا به پایان رسید ولی این اولین باری نبود که از سوی کسانی که وابسته این فضاها شده بودند با سوالات اینگونه مواجه می شدم؛ و البته همیشه هم به این راحتی بحث به نتیجه نمی رسد. خیلی وقت ها جذابیت های اعتیادآور این فضاها درهای منطق را به روی افراد افراد می بندد و آنها را به توجیه های بیهوده وا می دارد.

 کاری از گروه سبک زندگی باحجاب

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    از مطالبتون واقعا استفاده کردم.ممنون
    خوبه که به طور مباحثه ای سعی در شناخت معضلات جامعه و ارائه پیشنهاد برای آنها دارید.امیدوارم این پیشنهاد ها شنیده شوند و گامی برای بهبود روش زندگی مردم برداشته شود.

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    از مطالبتون واقعا استفاده کردم.ممنون
    خوبه که به طور مباحثه ای سعی در شناخت معضلات جامعه و ارائه پیشنهاد برای آنها دارید.امیدوارم این پیشنهاد ها شنیده شوند و گامی برای بهبود روش زندگی مردم برداشته شود.

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.